آخرین‌ها:

جنگی که با دفن برجام شروع شد؛ میراث پرهزینه ترامپ در ایران

دیوید رمنیک در مقاله‌ای در نشریه نیویورکر با عنوان «شکست راهبردی و اخلاقی ترامپ در ایران» استدلال می‌کند که جنگ دونالد ترامپ علیه ایران نتیجه تصمیم اشتباه او برای خروج از توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ در سال ۲۰۱۸ بازمی‌گردد؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران را مهار کرده بود. حمله نظامی بعدی، که با حمایت بنیامین نتانیاهو انجام شد، نه به فروپاشی حکومت ایران انجامید و نه به تغییر رفتار آن، بلکه نیروهای تندرو را تقویت و انگیزه تهران برای دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای را افزایش داد.
تصویر جنگی که با دفن برجام شروع شد؛ میراث پرهزینه ترامپ در ایران

رمنیک می‌نویسد تهدیدهای تند و بی‌ثبات ترامپ در جریان جنگ، بیش از آنکه نشانه یک راهبرد منسجم باشد، بازتاب رفتار تکانشی اوست. به باور نویسنده، هرچند اطرافیان ترامپ این جنگ را عامل تحمیل آتش‌بس می‌دانند، اما دستاورد آن چیزی فراتر از آنچه از مسیر دیپلماسی ممکن بود، نبوده است. رمنیک ترامپ را فردی بی‌ثبات و تکانشی توصیف می‌کند و تهدیدهای تند او، از جمله سخن گفتن از نابودی یک تمدن،‌ را نشانه فقدان راهبرد منسجم می‌داند.

نویسنده معتقد است که «ترامپ از نخستین روز ریاست‌جمهوری‌اش برای کشور خود و جهان وضعیت اضطراری ایجاد کرده است.»

در نهایت، مقاله نتیجه می‌گیرد که این جنگ اعتبار جهانی آمریکا را تضعیف کرده، اتحادهای بین‌المللی را آسیب زده، رقبایی چون روسیه و چین را جسورتر کرده و منطقه را بی‌ثبات‌تر ساخته است؛ بدون آنکه به آزادی در ایران کمکی کند.

ترجمه کامل مقاله دیوید رمنیک را که با تیتر اصلی «شکست راهبردی و اخلاقی ترامپ در ایران - Trump’s Strategic and Moral Failure in Iran» روز ۱۰ آوریل ۲۰۲۶ در نیویورکر منتشر شده است را بخوانید؛


نه چندان سال پیش، مردی بی‌رحم با ذهنی ناآرام در کشورش به قدرت رسید و کیش شخصیت به راه انداخت. در مرکز پایتخت، مجسمه‌ای طلایی از خود برپا کرد که با حرکت خورشید می‌چرخید. میلیاردها دلار را در بانکی خارجی پنهان کرد. فرهنگستان علوم، باله، فیلارمونیک، سیرک و همه کتابخانه‌های استانی را تعطیل کرد. زندگی‌نامه‌اش به راهنمای معنوی ملت تبدیل شد. ورود سگ‌ها را به پایتخت به دلیل «بوی ناخوشایندشان» ممنوع کرد. نام ماه‌ها را تغییر داد: ژانویه را به نام خود و آوریل را به نام مادرش گذاشت. به خربزه علاقه داشت. دومین یکشنبه اوت «روز ملی خربزه» شد. این جهان صفرمراد نیازف، رهبر ترکمنستان از ۱۹۸۵ تا زمان مرگش بر اثر ایست قلبی در ۲۰۰۶ بود. برای مردم ترکمنستان، زندگی زیر دیکتاتوری او هیچ چیز خنده‌داری نداشت. او مخالفت را ممنوع کرد و زندان‌ها را از زندانیان عقیدتی پر کرد. تنها دلخوشی این بود که نمی‌توانست خودبزرگ‌بینی‌اش را بر جهان تحمیل کند.

در مقابل، دونالد ترامپ از همان روز نخست ریاست‌جمهوری‌اش برای کشور خود و جهان وضعیت اضطراری ایجاد کرده است؛ حتی در حالی که بی‌وقفه از زبان «وضعیت اضطراری» برای بزرگ‌نمایی تهدیدها، تعلیق هنجارها و گسترش قدرت شخصی‌اش استفاده کرده است. یک دهه پیش نیز اظهاراتی می‌کرد که با معیارهای معمول رفتار بزرگسالانه سازگار نبود. درباره کره شمالی، برای نمونه، میان زمزمه‌های محبت‌آمیز نسبت به کیم جونگ اون و تمسخرهایی که قمار هسته‌ای را با ناامنی مردانه در هم می‌آمیخت، در نوسان بود: «من هم یک دکمه هسته‌ای دارم، اما دکمه من بسیار بزرگ‌تر و قدرتمندتر از اوست، و دکمه من کار می‌کند!»

ترامپ تجسم این ایده است که با افزایش سن، همان چیزی می‌شوی که همیشه بوده‌ای، فقط بیشتر. در روزهای پایانی کارزار ۲۰۲۴، با هیات تحریریه وال‌استریت ژورنال دیدار کرد. وقتی از او پرسیدند اگر چین به رهبری شی جین‌پینگ تایوان را محاصره کند، آیا ارتش آمریکا را اعزام خواهد کرد، پاسخ داد: «لازم نیست، چون او به من احترام می‌گذارد و می‌داند من دیوانه‌ام.»

ائتلاف ماگا سال‌ها تعصب و بی‌رحمی ترامپ را تحمل کرده است. اما اکنون با نقض‌های پیاپی سیاست خارجی «اول آمریکا»، محبوبیت او سقوط کرده است. از زمان بازگشت به قدرت، ترامپ دستور حملات نظامی به عراق، نیجریه، سومالی، سوریه، یمن، ونزوئلا و ایران را صادر کرده و نیازی اندک به ارائه توجیهی منسجم برای آن‌ها احساس کرده است. بنا بر گزارش مگی هابرمن و جاناتان سوان در نیویورک تایمز، ترامپ و مشاوران امنیت ملی‌اش ۱۱ فوریه در اتاق وضعیت گرد آمدند تا به سخنان بنیامین نتانیاهو گوش دهند که خواستار حمله هماهنگ به ایران بود. با اینکه مارکو روبیو، جان رتکلیف و دان کین تردیدهای خود را آشکارا بیان کردند؛ روبیو صحبت نتانیاهو درباره تغییر حکومت را «مزخرف» خواند، ترامپ با بی‌احتیاطی پیش رفت. و همانند روزگار دیکتاتور ترکمن، همه در صف قرار گرفتند.

اما وقتی حکومت ایران فرو نریخت یا تسلیم نشد، وقتی پیش‌بینی نتانیاهو درباره قیام ملی تحقق نیافت، ترامپ به تهدید جنایت جنگی و نسل‌کشی علیه همان مردمی روی آورد که مدعی بود قصد آزاد کردنشان را دارد:

«یک تمدن کامل امشب خواهد مرد، و هرگز بازگردانده نخواهد شد. نمی‌خواهم چنین شود، اما احتمالا خواهد شد. با این حال، اکنون که تغییر کامل و تمام حکومت داریم، جایی که ذهن‌های متفاوت، باهوش‌تر و کمتر افراطی غالب هستند، شاید اتفاقی انقلابی و شگفت‌انگیز رخ دهد، چه کسی می‌داند؟»

این سخنان یک استراتژیست نبود. سخنان یک دیوانه بود. و اثری برانگیزاننده داشت، هرچند نه آن‌گونه که ترامپ شاید قصد داشت. برخی از پیروان پیشینش مثل مارجوری تیلور گرین، تاکر کارلسون، الکس جونز، ظاهرا به خطرناک بودن همیشگی او پی برده‌اند. با این حال، پیرامون میز کابینه، در مارالاگو و در جمع جمهوری‌خواهان کنگره، این باور جا افتاده که تهدیدهای آشفته او آتش‌بس را تحمیل و پیروزی بزرگی رقم زده است. با این حال، جنگ رییس‌جمهور دستاوردی فراتر از آنچه از مسیر دیپلماسی پیش از جنگ یا احیای برجام، توافق هسته‌ای دولت اوباما، ممکن بود، به نظر نمی‌رسد داشته باشد.

در واقع، گناه نخست این فاجعه خروج ترامپ از آن توافق در ۲۰۱۸ بود. با همه محدودیت‌هایش، آن توافق حرکت ایران به سوی سلاح هسته‌ای را متوقف کرده بود. اما نتانیاهو، که سال‌ها خواهان جنگی تمام‌عیار علیه ایران بود، نه فقط علیه برنامه هسته‌ای، بلکه علیه نیروهای نیابتی‌اش مانند حزب‌الله، با زیرکی بر خودشیفتگی ترامپ و نفرت او از باراک اوباما بازی کرد. ترامپ برجام را نابود کرد بی‌آنکه جایگزینی برای آن داشته باشد.

از این رو، جنگ به عنوان شکستی راهبردی و فاجعه‌ای اخلاقی برجای مانده است. آتش‌بس از هم‌اکنون شکننده است. کریم سجادپور، کارشناس مستقر در واشینگتن، گفت: «قرار بود هدف کل این اقدام پیشبرد آزادی در ایران باشد. گذار از “کمک در راه است” به “ما تمدن شما را نابود خواهیم کرد” سوءمدیریت راهبردی است.»

به گفته دنی سیترینوویچ، کارشناس ایران که پیش‌تر در اطلاعات اسرائیل فعالیت داشت، نمایندگان اصلی ترامپ در منطقه؛ استیو ویتکاف و جرد کوشنر، تقریبا به طور قطع توانایی‌ها و نیت‌های ایران را نادرست ارزیابی کردند. او گفت: «این یک فاجعه عظیم است و هرگز نباید رخ می‌داد»، و افزود که «سال‌ها منطقه و جهان را آزار خواهد داد.»

در روزهای نخست جنگ، آمریکا و اسرائیل علی خامنه‌ای را کشتند و بخش بزرگی از رهبری دفاعی و اطلاعاتی ایران را از میان بردند، ظاهرا با این باور که حکومت جای خود را به «میانه‌روها» و «عملگرایان» خواهد داد. اما در عوض، حکومت دینی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همچنان پابرجا هستند، به همان اندازه افراطی و سرکوبگر، و مصمم‌تر از همیشه برای دستیابی به بازدارنده نهایی: سلاح هسته‌ای. چرا باید مانند لیبی از این مسیر صرف‌نظر کرد و خود را بی‌دفاع گذاشت، وقتی می‌توان مانند کره شمالی به آن دست یافت و مانع حمله شد؟

ترامپ تا حد زیادی آنچه از جایگاه جهانی آمریکا باقی مانده را در هم شکسته است. لاف‌های مضحکش درباره گرینلند، کوبا و ناتو اتحاد پساجنگ را تضعیف کرده است. رییس‌جمهور اوکراین، ولودیمیر زلنسکی، را تحقیر و خیانت کرده است. و در همین حال، ولادیمیر پوتین که قصد دارد فشار بیشتری بر اوکراین وارد کند، و شی جین‌پینگ که تایوان را زیر نظر دارد، نمایش دونالد ترامپ را تماشا می‌کنند تا از بی‌ثباتی او و فروپاشی اعتبار رهبری آمریکا نتیجه بگیرند.

در میانه جنگ، ترامپ طرح‌هایی برای کتابخانه ریاست‌جمهوری خود منتشر کرد. نقطه مرکزی آن تالاری با مجسمه‌ای عظیم و طلایی از خودش خواهد بود. اینکه آیا با خورشید خواهد چرخید یا نه، هنوز مشخص نیست.

این مطلب در نسخه چاپی ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ با تیتر «تهدید جهانی» منتشر شده است.

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: