آخرین‌ها:

چه کسی در ایران طرف مذاکره آمریکا است؟

در حالی که دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، در جست‌وجوی جانشینی همسو برای آیت‌الله در تهران است، خلاء رهبری در حکومت ایران با اعضای تندرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پر شده است. سودارسان راگاوان در نشریه نیویورکر می‌نویسد که پس از کشته شدن علی خامنه‌ای در حملات اسرائیل با هدایت اطلاعات آمریکا، موازنه قدرت در جمهوری اسلامی به سود فرماندهان تندرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تغییر کرده است.
تصویر چه کسی در ایران طرف مذاکره آمریکا است؟

به نوشته نیویورکر، هرچند محمدباقر قالیباف چهره اصلی مذاکرات اخیر با آمریکا معرفی شده، اما قدرت واقعی در اختیار چهره‌های امنیتی مانند محمدباقر ذوالقدر و احمد وحیدی قرار دارد.

دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، تلاش کرده الگویی مشابه ونزوئلا را در قبال ایران اجرا کند و با فشار اقتصادی، از جمله تهدید به محاصره تنگه هرمز، تهران را به توافق وادار کند. با این حال، ساختار غیرمتمرکز قدرت در ایران و نفوذ گسترده سپاه، سناریوی تغییر نرم قدرت را پیچیده کرده است.

رهبران جدید ایران تندروتر و ریسک‌پذیرتر از نسل پیشین توصیف می‌شوند و معتقدند خویشتنداری گذشته باعث افزایش فشار خارجی شده است. در عین حال، آنان مذاکره را نیز رد نکرده‌اند. چالش اصلی این است که حتی در صورت دستیابی به توافق، آیا جناح‌های تندرو درون سپاه آن را خواهند پذیرفت یا نه.

در ادامه، ترجمه کامل گزارش سودارسان راگاوان که با تیتر اصلی «Who Is the U.S. Negotiating with in Iran» روز ۱۶ آوریل ۲۰۲۶ در نیویورکر منتشر شده است را بخوانید؛

یکشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۴، یک روز پس از آن‌که اسرائیل با هدایت اطلاعات آمریکا در مجموعه‌ای از حملات هوایی علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را کشت، رییس کمتر شناخته‌شده و تندرو مجلس شورای اسلامی ایران وعده انتقام داد. محمدباقر قالیباف در رسانه‌های دولتی اعلام کرد: «از خط قرمز ما عبور کرده‌اید و باید بهای آن را بپردازید. چنان ضربات هولناکی به شما وارد خواهیم کرد.» او لباس سیاه عزا پوشیده بود. چهره‌اش خشمگین بود. او دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، را «جنایتکاران کثیف» خواند.

شش هفته بعد، پس از آن‌که حملات ادامه‌دار آمریکا و اسرائیل ده‌ها تن از رهبران حکومت ایران را کشت، قالیباف ۶۴ ساله به یکی از قدرتمندترین چهره‌های حکومت تبدیل شده است. او در آخر هفته در پاکستان هدایت هیات ایرانی را در مذاکرات طولانی صلح با آمریکا بر عهده داشت؛ نشستی که بالاترین سطح دیدار میان دو کشور از زمان انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹ بود. در نهایت، ۲۱ ساعت مذاکره به بن‌بست انجامید و اصلی‌ترین نقطه اختلاف، میزان ادامه فعالیت هسته‌ای ایران بود.

این اختلاف سبب شد ترامپ اعلام کند نیروی دریایی آمریکا تنگه هرمز را محاصره خواهد کرد تا با قطع توان صادرات نفت ایران، این کشور را برای پذیرش توافق تحت فشار قرار دهد. با این حال، قالیباف بر هیات آمریکایی تاثیر گذاشت. ترامپ روز یکشنبه در تروث سوشال نوشت مذاکره‌کنندگانش از جمله جی دی ونس، معاون رییس‌جمهوری آمریکا، استیو ویتکاف، نماینده خاورمیانه، و جرد کوشنر، داماد ترامپ، نسبت به نمایندگان ایران «بسیار دوستانه و محترمانه» شده بودند. دیوید ایگناتیوس، ستون‌نویس سیاست خارجی واشینگتن پست، نوشت که «پس از ساعت‌ها گفت‌وگو، قالیباف برای تیم آمریکایی به عنوان مذاکره‌کننده‌ای سنجیده و حرفه‌ای و رهبر بالقوه ایران جدید جلوه کرد.»

از زمان کشته شدن خامنه‌ای، ترامپ آشکارا علاقه خود را به نتیجه‌ای مشابه آن‌چه آمریکا در ونزوئلا به دست آورد، ابراز کرده و آن را الگویی برای جنگ کنونی می‌داند. پس از آن‌که نیروهای عملیات ویژه آمریکا نیکلاس مادورو، حاکم اقتدارگرای ونزوئلا، را در یورشی شبانه بازداشت کردند، کاخ سفید به سرعت با دلسی رودریگز، معاون او، توافق کرد که کشور را مطابق اهداف آمریکا اداره کند. ترامپ در اسفند به تایمز گفت: «کاری که در ونزوئلا انجام دادیم، به نظرم سناریوی کامل، کامل بود.»

او بعدتر در نشست کابینه به خبرنگاران گفت کنترل نفت ایران یک «گزینه» است و افزود آمریکا در توافق با دولت رودریگز برای دسترسی به ذخایر نفتی ونزوئلا «میلیاردها میلیارد دلار» درآمد کسب کرده است. ترامپ روز یکشنبه نیز مقاله‌ای را در تروث سوشال بازنشر کرد که راهبرد او برای محاصره دریایی تنگه هرمز را با تاکتیک‌های آمریکا در ونزوئلا مقایسه می‌کرد. در آن‌جا نیروهای آمریکایی نفتکش‌ها را توقیف کردند و به قایق‌هایی که گفته می‌شد توسط قاچاقچیان مواد مخدر استفاده می‌شد حمله کردند، پیش از آن‌که مادورو را بازداشت کنند. در آن مقاله آمده بود ترامپ «اقتصاد ونزوئلا را با محاصره دریایی که درآمدهای نفتی کشور را خفه کرد، به زانو درآورد.»

مذاکرات در پاکستان این هدف را نشان داد. ونس پس از ترک اسلام‌آباد به فاکس‌نیوز گفت که در آخر هفته «گفت‌وگوهای خوبی» با ایران انجام شده و پیشرفت‌هایی حاصل شده است. او سه‌شنبه در رویدادی که گروه محافظه‌کار Turning Point USA برگزار کرد گفت فردی که «عملا کشور را در ایران اداره می‌کند» در مذاکرات مقابل او نشسته بود و منظورش قالیباف بود، و افزود گمان می‌کند هیات ایرانی «می‌خواهد به توافق برسد.» ترامپ نیز رهبری جدید ایران را «کمتر افراطی و بسیار معقول‌تر» توصیف کرد و اصرار داشت که تغییر حکومت پیشاپیش رخ داده است «زیرا آن حکومت نابود شد، از بین رفت. همه آن‌ها مرده‌اند. حکومت بعدی تقریبا مرده است. و حکومت سوم ما با افرادی متفاوت از هر آن‌چه پیش‌تر طرف مذاکره بوده، سر و کار داریم.»

اما چندین کارشناس ایران به من گفتند بسیار بعید است در رهبری ایران فردی شبیه دلسی رودریگز وجود داشته باشد. رهبران تازه ارتقا یافته، از جمله قالیباف، قدرت خود را مدیون همان ساختار دینی اقتدارگرایی هستند که حکومت آیت‌الله را حفظ کرد. آنان با این باور پرورش یافته‌اند که آمریکا «شیطان بزرگ» است و این ذهنیت تغییر نکرده است. ساختار حکومت ایران نیز شبیه ونزوئلا نیست؛ کشوری که به شدت متمرکز بود و تا حدی بر کیش شخصیت پیرامون مادورو و پیش از او هوگو چاوز تکیه داشت. اگرچه آیت‌الله به عنوان رییس حکومت عمل می‌کرد، ساختار قدرت در ایران عمدتا غیرمتمرکز است و چندین حوزه نفوذ همپوشان دارد؛ از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قوه قضاییه و شورایی تخصصی و بسیار قدرتمند که سیاست امنیت ملی را تعیین می‌کند. این ساختار به حکومت ایران امکان داده است از حملات سرکردگی جان سالم به در ببرد، تجدید قوا کند و مقابله کند.

از زمان کشته شدن آیت‌الله، ایران با محاصره تنگه هرمز و ضربه به اقتصاد جهانی اهرم فشار خود بر آمریکا و اسرائیل را افزایش داده است. سوزان مالونی، کارشناس ایران در موسسه بروکینگز که به روسای‌جمهوری دموکرات و جمهوری‌خواه در سیاست ایران مشاوره داده، گفت: «ایرانی‌ها نیازی به یک دلسی احساس نمی‌کنند. آن‌ها معتقدند جنگ را برده‌اند و همچنان برگ برنده کنترل تنگه را در دست دارند.» او افزود این محاصره «همچنان پیامدهای اقتصادی عظیمی برای سراسر جهان خواهد داشت. تا زمانی که بتوانند آن را کنترل کنند، نیازی نمی‌بینند چهره‌ای سازگارتر به آمریکایی‌ها نشان دهند.» مالونی گفت ایرانیان «مردمی بسیار مغرور و مصمم» هستند و مگر آن‌که با «شکستی کامل» روبه‌رو شوند، بعید است کسی از درون همین نظام «حاضر شود خود را به شکلی که دلسی رودریگز انجام داده، خوار کند.»

یکی از پیامدهای غیرمنتظره تصمیم آمریکا و اسرائیل برای حمله به ایران این است که رهبران جدید کشور در واقع تندروتر، نظامی‌تر و بی‌پرواتر از پیشینیان خود به نظر می‌رسند. افزون بر قالیباف، محمدباقر ذوالقدر که اکنون ریاست شورای عالی امنیت ملی را بر عهده دارد، و احمد وحیدی، فرمانده جدید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اداره امور روزمره حکومت ایران را در دست دارند. با وجود حضور قالیباف در مذاکرات پاکستان، ذوالقدر و وحیدی در پشت صحنه بسیار بانفوذتر از او دانسته می‌شوند. دنی سیترینوویچ، افسر پیشین اطلاعات دفاعی اسرائیل و کارشناس ایران، اندکی پس از سخنان ونس در رویداد Turning Point USA در شبکه ایکس نوشت: «قالیباف چهره‌ای ارشد است، اما کسی نیست که واقعا قدرت را در ایران در دست دارد. در بهترین حالت، او با خطوط قرمز مشخص‌شده در تهران وارد هر گفت‌وگویی می‌شود. او نه اختیار دارد و نه تمایلی برای سازش در مسائل راهبردی اصلی.»

قالیباف، ذوالقدر و وحیدی همگی در جریان جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰ میلادی به عنوان بخشی از نسل فرماندهان باتجربه سپاه مطرح شدند و روابط نزدیکی با جناح تندرو این نهاد شبه‌نظامی دارند که آمریکا آن را سازمانی تروریستی خارجی اعلام کرده است. در ژانویه، پیش از جنگ، ترامپ از ایرانیان خواست به اعتراض‌های خیابانی ادامه دهند در حالی که حکومت به شکلی خشن معترضان را سرکوب می‌کرد و هزاران نفر را کشت. او در تروث سوشال نوشت «کمک در راه است.» این سرکوب عمدتا از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج، نیروی شبه‌نظامی ایدئولوژیک تحت کنترل آن، انجام شد. بنابراین رهبرانی که دولت ترامپ آنان را «کمتر افراطی» خوانده، در میان بدترین ناقضان حقوق بشر در ایران قرار دارند. علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، گفت: «اکنون شاهد انتقال قدرت از دفتر رهبر جمهوری اسلامی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هستیم؛ گروهی از فرماندهان سپاه که نگاه بسیار تیره‌ای به جهان خارج و به‌ویژه آمریکا دارند و سابقه طولانی در سرکوب داخلی دارند.»

در ژانویه، قالیباف اعتراض‌های سراسری را «فتنه» نامید و آن‌ها را تحریک‌شده از سوی آمریکا و اسرائیل خواند. او از پلیس و بسیج برای سرکوب خشن تمجید کرد. قالیباف سابقه طولانی در حملات خشن به معترضان دارد. در تیر ۱۳۷۸، زمانی که فرمانده نیروی هوایی سپاه بود، همراه با دیگر فرماندهان سپاه نامه‌ای به محمد خاتمی، رییس‌جمهور وقت که با شعار اصلاحات انتخاب شده بود، امضا کرد و هشدار داد اگر اعتراض‌های دانشجویی را که در پی توقیف یک روزنامه اصلاح‌طلب آغاز شده بود سرکوب نکند، او را برکنار خواهند کرد. او همچنین اذعان کرده است که با موتورسیکلت به میان معترضان رفته و با چوب به مردم زده است. در سال ۲۰۰۳، در مقام فرمانده نیروی انتظامی، نقشی محوری در سرکوب خشونت‌آمیز اعتراض‌های دانشجویی داشت و گفته می‌شود به صدور دستور شلیک مستقیم به معترضان افتخار کرده است.

قالیباف از ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۷ شهردار تهران بود و به ساخت پل‌ها و بزرگراه‌ها و بهبود حمل‌ونقل عمومی شناخته شد. او چند بار نامزد ریاست‌جمهوری شد اما موفق نشد. همچنین سال‌ها با اتهام‌های فساد روبه‌رو بوده است؛ در ۲۰۲۲ پس از آن‌که گزارش شد خانواده‌اش خریدی پرزرق‌وبرق در استانبول انجام داده و آپارتمان‌های لوکس خریده‌اند، با انتقاد روبه‌رو شد. او این اتهام‌ها را رد کرده است. در عین حال، توانایی تغییر چهره سیاسی خود را نشان داده است. در ۲۰۰۸، زمانی که شهردار تهران بود، به داووس در سوئیس رفت و تایمز در گزارشی او را «نوساز اقتدارگرا» توصیف کرد که «به عنوان فردی که کارها را پیش می‌برد شهرت یافته است.» او به این روزنامه گفت طرفدار ایرانی بازتر برای جذب سرمایه خارجی است و ایران قصد ساخت سلاح هسته‌ای ندارد و اگر واشینگتن ایران را شریک بداند نه کشور یاغی، گفت‌وگو ممکن است.

ذوالقدر ۷۲ ساله بخش عمده‌ای از حرفه خود را در سپاه گذراند و به معاونت فرماندهی آن رسید و سپس سمت‌های سیاسی، قضایی و امنیتی مهمی گرفت. او در تدوین راهبردهای سرکوب اعتراض‌های ۱۳۸۸ نقش کلیدی داشت. شورای امنیت سازمان ملل در ۲۰۰۷ او را به دلیل نقش در برنامه‌های موشکی ایران تحریم کرد و بریتانیا در ۲۰۲۳ به دلیل دخالت در «فعالیت هسته‌ای» تحریمش کرد. او جانشین علی لاریجانی شد که در حمله هوایی اسرائیل کشته شد. لاریجانی با وجود نظارت بر سرکوب خونین اعتراض‌ها، فردی عملگرا و میانه‌روتر از ذوالقدر تلقی می‌شد. بهنام بن‌طالب‌لو، کارشناس بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، در شبکه ایکس نوشت انتصاب ذوالقدر «شواهد بیشتری از تثبیت قدرت نظامی تندروها در سپاه» است و جنگ روند افزایش کنترل سپاه بر کشور را تسریع کرد.

وحیدی ۶۷ ساله، فرمانده جدید سپاه، جایگزین دو فرمانده‌ای شد که در حملات هوایی اسرائیل کشته شدند. او در اوایل اسفند این سمت را بر عهده گرفت. وحیدی، فرمانده پیشین نیروی قدس، پس از جنگ ایران و عراق نقشی اساسی در توسعه جنگ نامتقارن و عملیات اطلاعاتی ایران داشت. او وزیر دفاع و وزیر کشور نیز بوده است. آرژانتین به دلیل نقش ادعایی او در انفجار مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس در ۱۹۹۴ که ۸۵ کشته بر جای گذاشت، حکم بازداشت برایش صادر کرده است؛ ایران این اتهام را رد کرده است. آمریکا و اتحادیه اروپا او را به دلیل نقش در سرکوب اعتراض‌های پس از مرگ مهسا امینی در ۲۰۲۲ تحریم کردند. محمدعلی شعبانی، سردبیر رسانه امواج، نوشت فرماندهان پیشین سپاه «در مقایسه با این فرد معلم مدرسه بودند. این مرد بی‌رحم است.»

دیگر تندروهای بانفوذ شامل غلامحسین محسنی اژه‌ای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی، و احمدرضا رادان، فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی، هستند که در سرکوب مرگبار اعتراض‌ها نقش داشتند و همچنان بازداشت‌ها، اعدام‌ها و اعزام گسترده نیروهای بسیج را برای ارعاب ادامه می‌دهند. مالونی گفت: «در آینده قابل پیش‌بینی، ایران کشوری بسیار سرکوبگر باقی خواهد ماند و احتمالا برای مردم خود خطرناک‌تر از دهه‌های گذشته خواهد شد.»

در این میان، مجتبی خامنه‌ای، پسر ۵۶ ساله علی خامنه‌ای، به عنوان جانشین او معرفی شده است. در شرایط عادی، مقام او می‌توانست او را به قدرتمندترین رهبر مذهبی، سیاسی و نظامی ایران تبدیل کند، اما از آغاز جنگ در انظار عمومی دیده نشده و گزارش شده در حمله اسرائیل زخمی شده است. آن‌چه روشن است روابط نزدیک او با سپاه است. او در نوجوانی در گردان حبیب سپاه در جنگ ایران و عراق خدمت کرد و با حلقه‌ای از فرماندهان تندرو موسوم به «حلقه حبیب» مرتبط است. پیش از امسال کمتر شناخته‌شده بود و هرگز سمت عمومی یا سخنرانی مذهبی یا سیاسی نداشت، اما تلگرام‌های دیپلماتیک آمریکا که ویکی‌لیکس منتشر کرد او را «قدرت پشت عبا» توصیف کردند. گفته می‌شود از نظر ایدئولوژیک از پدرش تندروتر است و از سرکوب اعتراض‌های ۱۳۸۸ حمایت کرده است. با وجود مخالفت پدرش با جانشینی موروثی، فرماندهان سپاه او را به این مقام رساندند و نامزدهای میانه‌روتر را کنار زدند. واعظ گفت: «اکنون فقط در نام حکومت دینی است. در عمل یک نظام نظامی است.»

رهبران جدید از نقشه راه خامنه‌ای فاصله گرفته‌اند و رویکردی افراطی‌تر را بر سومین جمهوری اسلامی تحمیل کرده‌اند. آنان سال‌ها خواستار استفاده از تاکتیک‌های تهاجمی‌تر علیه آمریکا و اسرائیل بودند، اما به احترام رهبر جمهوری اسلامی از جنگ تمام‌عیار پرهیز می‌کردند. آنان از آن‌که خامنه‌ای کمک چندانی به حزب‌الله لبنان و حماس نکرد و پس از کشته شدن قاسم سلیمانی در حمله هوایی آمریکا در ۲۰۲۰ واکنش شدید نشان نداد، خشمگین بودند. خشم آنان زمانی افزایش یافت که خامنه‌ای در فروردین گذشته وارد مذاکرات هسته‌ای با دولت ترامپ شد.

با فروپاشی مذاکرات، اسرائیل و آمریکا به ایران حمله کردند و هواپیماهای آمریکایی سه تاسیسات هسته‌ای را بمباران کردند؛ رویدادی که به «جنگ دوازده‌روزه» معروف شد. حتی در آن زمان نیز ایران واکنشی محدود نشان داد و با اطلاع قبلی، موشک‌هایی به پایگاه آمریکا در قطر شلیک کرد تا تلفات را محدود کند.

بسیاری در سپاه معتقد بودند نبود پاسخ متقابل شدید نشان‌دهنده ضعف است و راه را برای حملات بیشتر باز کرد. ولی نصر گفت رهبران جدید بر این باورند که خویشتنداری خامنه‌ای اشتباه بود و آنان آماده ریسک‌های بیشتری هستند.

زمانی که اسرائیل ۱۸ مارس به میدان گازی پارس جنوبی حمله کرد، ایران با حمله به مرکز بزرگ گاز مایع در قطر پاسخ داد و خسارات سنگینی وارد کرد. این اقدام نشان داد رهبران جدید نگرانی چندانی درباره روابط با قطر ندارند. آنان می‌گویند «شما تنش را بالا می‌برید، ما هم بالا می‌بریم یا حتی بیشتر.»

با وجود رویکرد تندرو، آنان نسبت به مذاکرات نیز بازتر به نظر می‌رسند. نصر گفت: «می‌گویند از جنگ نمی‌ترسیم، اما از گفت‌وگو هم نمی‌ترسیم.» تجربه جنگ ایران و عراق به آنان آموخته هم می‌توان مقاومت کرد و هم هزینه‌های سنگین جنگ را شناخت. در آن جنگ، پس از هشت سال و پذیرش آتش‌بس در ۱۹۸۸، اقتصاد و ارتش ایران ویران شد و تا ۶۰۰ هزار ایرانی کشته شدند.

اکنون پرسش این است که اگر نیروی دریایی آمریکا تنگه هرمز را محاصره کند، آیا ایران می‌تواند درد اقتصادی بیشتری نسبت به دشمنانش تحمل کند؟ به گفته میاد ملکی، مقام پیشین وزارت خزانه‌داری آمریکا، محاصره می‌تواند روزانه تا ۴۳۵ میلیون دلار درآمد صادرات و واردات ایران را کاهش دهد. ایران برای بازسازی شهرها و زیرساخت‌های تخریب‌شده به این منابع نیاز دارد و فروپاشی اقتصادی می‌تواند بقای حکومت را تهدید کند.

پس از شکست مذاکرات، قالیباف فورا به لحن تند بازنگشت و در ایکس نوشت آمریکا «در نهایت نتوانست اعتماد هیات ایرانی را جلب کند» اما در را برای مذاکرات آینده باز گذاشت؛ مذاکراتی که اکنون بر سه موضوع متمرکز است: غنی‌سازی هسته‌ای، کنترل تنگه و آتش‌بس در لبنان. ترامپ نیز گفت گفت‌وگوها ممکن است تا پایان هفته از سر گرفته شود.

حتی اگر توافقی حاصل شود، مانع بزرگ دیگر فروش آن به تندروهای سپاه است. نسل جوان‌تر فرماندهان که در جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای شکل گرفته‌اند، رادیکال‌ترند و برخی دستیابی به سلاح هسته‌ای را تنها بازدارنده در برابر حملات آینده می‌دانند. ابراهیم رضایی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، خواستار لغو مذاکرات با «شیطان شکست‌خورده» شد تا نشان دهند ایران در موضع ضعف نیست.

این مخالفت علنی نشان‌دهنده چالش دولت ترامپ در همکاری با قالیباف است. به گفته واعظ: «قالیباف از نظر شخصیتی می‌تواند شبیه دلسی رودریگز باشد. مشکل این است که هیچ‌کس نمی‌تواند چنین نقشی را بازی کند و در صحنه سیاسی ایران دوام بیاورد. این باید تصمیمی اجماعی باشد، زیرا ایران هرگز یک نمایش تک‌نفره نبوده است.» ♦

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: