این گزارش مدعی است در آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، طرحی محرمانه برای تغییر حکومت و بازگرداندن محمود احمدینژاد به قدرت وجود داشته است. به گفته مقامهای آمریکایی، حمله هوایی اسرائیل به خانه احمدینژاد در تهران با هدف آزاد کردن او از حبس خانگی انجام شد تا زمینه نقشآفرینی او در ساختار جدید قدرت فراهم شود. احمدینژاد در آن حمله زخمی شد، اما جان سالم به در برد و پس از آن از انظار عمومی ناپدید شد.
گزارش همچنین از یک طرح چندمرحلهای اسرائیل برای سرنگونی حکومت جمهوری اسلامی پرده برمیدارد که شامل حملات هوایی، حذف رهبران ارشد و ایجاد بیثباتی داخلی بود. با این حال، بخش زیادی از این سناریو محقق نشد و برخی مقامهای آمریکایی نسبت به عملی بودن بازگرداندن احمدینژاد به قدرت تردید داشتند.
در سالهای اخیر، احمدینژاد با ساختار حاکم دچار تنش شده، چند بار رد صلاحیت شده و رفتوآمدهایش محدود شده بود. سفرهای خارجی او و سکوت نسبیاش در جریان جنگ نیز به گمانهزنیها دامن زده است. محل و وضعیت کنونی او همچنان نامشخص است.
در ادامه ترجمه گزارش مارک مازتی، جولیان ای. بارنز، فرناز فصیحی و رونن برگمن که با تیتر اصلی «Early War Goal Was to Install Hard-Line Former President as Iran’s Leader» روز ۱۹ می ۲۰۲۶ در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است را بخوانید؛
چند روز پس از آنکه حملات اسرائیل در نخستین موجهای جنگ، رهبر جمهوری اسلامی و دیگر مقامهای ارشد را کشت، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، به طور علنی گفت شاید بهتر باشد «کسی از درون» ایران اداره کشور را به دست بگیرد.
مشخص شد که ایالات متحده و اسرائیل با فردی مشخص و بسیار غیرمنتظره وارد این درگیری شده بودند: محمود احمدینژاد، رییسجمهور پیشین ایران که به مواضع تند، ضد اسرائیلی و ضد آمریکایی شهرت داشت.
اما این طرح جسورانه که از سوی اسرائیل تدوین شده و درباره آن با احمدینژاد مشورت شده بود، به گفته مقامهای آمریکایی که در جریان آن قرار داشتند، به سرعت از مسیر خارج شد.
به گفته این مقامهای آمریکایی و یکی از نزدیکان احمدینژاد، او در نخستین روز جنگ در پی حمله اسرائیل به خانهاش در تهران که با هدف آزاد کردنش از حبس خانگی طراحی شده بود، زخمی شد. آنان گفتند او از این حمله جان سالم به در برد، اما پس از آن حادثه، نسبت به طرح تغییر حکومت دلسرد شد.
از آن زمان او در انظار عمومی دیده نشده و محل و وضعیت کنونیاش نامشخص است.
اینکه گفته شود احمدینژاد انتخابی غیرمعمول بود، کمگویی بزرگی است. هرچند او در سالهای اخیر به طور فزاینده با رهبران حکومت دچار اختلاف شده و تحت نظارت شدید مقامهای ایرانی قرار داشت، اما در دوران ریاستجمهوریاش از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ به خاطر اظهاراتی چون «محو اسرائیل از نقشه» شناخته میشد. او از برنامه هستهای ایران حمایت میکرد، منتقد سرسخت ایالات متحده بود و به سرکوب شدید مخالفان داخلی شهرت داشت.
نحوه جذب احمدینژاد برای مشارکت در این طرح همچنان نامشخص است.
وجود این تلاش که پیشتر گزارش نشده بود، بخشی از طرح چندمرحلهای اسرائیل برای سرنگونی حکومت دینی ایران بود. این موضوع نشان میدهد دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نه تنها در برآورد سرعت دستیابی به اهدافشان دچار اشتباه شدند، بلکه تا حدی بر طرحی پرریسک برای تغییر رهبری در ایران شرطبندی کردند؛ طرحی که حتی برخی از مشاوران ترامپ نیز آن را غیرقابل باور میدانستند. برخی مقامهای آمریکایی بهویژه درباره امکان بازگرداندن احمدینژاد به قدرت تردید داشتند.
آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، در پاسخ به درخواست اظهار نظر درباره طرح تغییر حکومت و احمدینژاد گفت: «از همان ابتدا، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، درباره اهداف عملیات خشم حماسی روشن بود: نابودی موشکهای بالستیک ایران، برچیدن تاسیسات تولید آنها، نابود کردن نیروی دریایی ایران و تضعیف نیروهای نیابتیاش. ارتش ایالات متحده به همه اهداف خود دست یافت یا از آن فراتر رفت و اکنون مذاکرهکنندگان ما در حال کار برای توافقی هستند که تواناییهای هستهای ایران را برای همیشه پایان دهد.»
سخنگوی موساد، سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل، از اظهار نظر خودداری کرد.
مقامهای آمریکایی در روزهای آغازین جنگ درباره طرحهایی که با اسرائیل برای شناسایی فردی عملگرا جهت در دست گرفتن قدرت در ایران تدوین شده بود، صحبت کردند. آنان تاکید داشتند اطلاعاتی در دست است که نشان میدهد برخی در درون حکومت ایران حاضر به همکاری با ایالات متحده هستند، حتی اگر نتوان آنها را «میانهرو» توصیف کرد.
دونالد ترامپ از موفقیت عملیات نیروهای آمریکایی برای دستگیری نیکلاس مادورو، رهبر ونزوئلا، و تمایل جانشین موقت او برای همکاری با کاخ سفید خرسند بود؛ الگویی که به نظر میرسید ترامپ گمان میکرد میتوان آن را در جاهای دیگر نیز تکرار کرد.
در سالهای اخیر احمدینژاد با رهبران حکومت دچار اختلاف شده، آنها را به فساد متهم کرده و شایعاتی درباره وفاداریهایش شکل گرفته بود. او از نامزدی در چند انتخابات ریاستجمهوری رد صلاحیت شد، دستیارانش بازداشت شدند و رفتوآمدهایش به طور فزاینده به خانهاش در محله نارمک در شرق تهران محدود شد.
اینکه مقامهای آمریکایی و اسرائیلی احمدینژاد را به عنوان رهبر احتمالی حکومت جدید در ایران میدیدند، نشان میدهد جنگ در فوریه با امید به روی کار آوردن رهبری منعطفتر در تهران آغاز شده بود. دونالد ترامپ و اعضای کابینهاش گفتهاند اهداف جنگ محدود به نابودی تواناییهای هستهای، موشکی و نظامی ایران بوده است.
پرسشهای بیپاسخ بسیاری درباره نحوه برنامهریزی اسرائیل و ایالات متحده برای رساندن احمدینژاد به قدرت و شرایط حمله هوایی که او را زخمی کرد وجود دارد. مقامهای آمریکایی گفتند این حمله که از سوی نیروی هوایی اسرائیل انجام شد، با هدف کشتن نگهبانانی صورت گرفت که احمدینژاد را زیر نظر داشتند تا او از حبس خانگی آزاد شود.
در نخستین روز جنگ، حملات اسرائیل علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را کشت. حمله به مجموعه محل اقامت او در مرکز تهران همچنین جلسهای از مقامهای ایرانی را هدف قرار داد و برخی مقامهایی را که کاخ سفید آنها را نسبت به تغییر حکومت متمایلتر از روسایشان میدانست، کشت.
در آن زمان گزارشهای اولیهای در رسانههای ایرانی منتشر شد که احمدینژاد نیز در حمله به خانهاش کشته شده است.
این حمله آسیب جدی به خانه احمدینژاد که در انتهای یک کوچه بنبست قرار دارد وارد نکرد، اما پست امنیتی در ورودی کوچه هدف قرار گرفت. تصاویر ماهوارهای نشان میدهد آن ساختمان ویران شده است.
در روزهای بعد، خبرگزاریهای رسمی اعلام کردند او زنده مانده، اما «محافظانش» که در واقع اعضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بودند و همزمان او را محافظت و در حبس خانگی نگه میداشتند، کشته شدند.
مقالهای در مجله آتلانتیک در ماه مارس با استناد به نزدیکان ناشناس احمدینژاد نوشت او پس از حمله به خانهاش از حبس دولتی آزاد شده است؛ حملهای که آن مقاله آن را «در عمل یک عملیات فرار از زندان» توصیف کرد.
پس از آن مقاله، یکی از نزدیکان احمدینژاد به نیویورک تایمز تایید کرد او این حمله را تلاشی برای آزاد کردن خود میداند. این فرد گفت آمریکاییها احمدینژاد را فردی میدیدند که میتواند ایران را رهبری کند و توانایی مدیریت «وضعیت سیاسی، اجتماعی و نظامی ایران» را دارد.
به گفته این نزدیک، احمدینژاد میتوانست در آینده نزدیک «نقشی بسیار مهم» در ایران ایفا کند و ایالات متحده او را مشابه دلسی رودریگز میدید که پس از بازداشت مادورو از سوی نیروهای آمریکایی در ونزوئلا به قدرت رسید و از آن زمان با دولت ترامپ همکاری نزدیک داشته است.
در دوران ریاستجمهوری، احمدینژاد هم به خاطر سیاستهای تندروانه و هم اظهارات بنیادگرایانهاش شناخته میشد؛ از جمله اینکه اعلام کرد در ایران حتی یک همجنسگرا وجود ندارد و نیز انکار هولوکاست. او در کنفرانسی در تهران با عنوان «جهانی بدون صهیونیسم» سخنرانی کرد.
طنزپردازان غربی این دیدگاهها را دستمایه طنز قرار دادند و احمدینژاد به نوعی به چهرهای کنجکاویبرانگیز در فرهنگ عامه تبدیل شد، حتی موضوع تقلید در برنامه ساتردی نایت لایو.
او همچنین در دورهای ریاست کشور را بر عهده داشت که ایران غنیسازی اورانیوم را تسریع کرد؛ اقدامی که در صورت تصمیم به نظامی کردن برنامه، میتوانست روزی برای ساخت بمب هستهای استفاده شود. ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در سال ۲۰۰۷ نتیجه گرفت ایران سالها پیش کار بر ساخت سلاح هستهای را متوقف کرده، اما همچنان به غنیسازی سوخت هستهای ادامه میدهد که در صورت تغییر تصمیم میتواند برای ساخت سلاح به کار رود.
پس از ترک مقام، احمدینژاد به تدریج به منتقد آشکار حکومت دینی یا دستکم در تقابل با علی خامنهای تبدیل شد.
سه بار در سالهای ۲۰۱۷، ۲۰۲۱ و ۲۰۲۴ برای بازگشت به ریاستجمهوری تلاش کرد، اما هر بار شورای نگهبان، متشکل از حقوقدانان مدنی و فقیهان اسلامی، مانع نامزدی او شد. او مقامهای ارشد ایران را به فساد یا سوءمدیریت متهم کرده و به منتقد حکومت تهران تبدیل شده است. هرچند هرگز مخالف علنی محسوب نمیشد، حکومت او را به عنوان عاملی بالقوه بیثباتکننده در نظر گرفت.
روابط احمدینژاد با غرب بسیار مبهمتر است.
او در مصاحبهای در سال ۲۰۱۹ با نیویورک تایمز از دونالد ترامپ تمجید کرد و خواستار نزدیکی ایران و ایالات متحده شد.
او گفت: «دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، مرد عمل است. او تاجر است و بنابراین قادر است هزینه و فایده را محاسبه و تصمیمگیری کند. ما به او میگوییم بیایید هزینه و فایده بلندمدت دو ملت را محاسبه کنیم و کوتهبین نباشیم.»
برخی افراد نزدیک به احمدینژاد به داشتن روابط بسیار نزدیک با غرب یا حتی جاسوسی برای اسرائیل متهم شدهاند. اسفندیار رحیم مشایی، رییس دفتر پیشین او، در سال ۲۰۱۸ محاکمه شد و قاضی پرونده به طور علنی درباره ارتباط او با سازمانهای اطلاعاتی بریتانیا و اسرائیل پرسش کرد؛ اتهامی که رسانههای دولتی آن را منتشر کردند.
در سالهای اخیر احمدینژاد سفرهایی به خارج از ایران داشته که گمانهزنیها را افزایش داد.
در سال ۲۰۲۳ به گواتمالا سفر کرد و در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ به مجارستان رفت؛ سفرهایی که مجله نیو لاینز به آنها پرداخت. هر دو کشور روابط نزدیکی با اسرائیل دارند.
نخستوزیر وقت مجارستان، ویکتور اوربان، رابطه نزدیکی با نتانیاهو دارد. احمدینژاد در جریان سفرهایش به مجارستان در دانشگاهی مرتبط با اوربان سخنرانی کرد.
او تنها چند روز پیش از آغاز حملات اسرائیل به ایران در ژوئن گذشته از بوداپست بازگشت. با آغاز آن جنگ، حضور عمومیاش را به شدت کاهش داد و تنها چند بیانیه در شبکههای اجتماعی منتشر کرد. سکوت نسبی او درباره جنگ با کشوری که سالها آن را دشمن اصلی ایران میدانست، در شبکههای اجتماعی ایرانی مورد توجه قرار گرفت.
بر اساس تحلیل شرکت فیلترلَبز که افکار عمومی را رصد میکند، پس از انتشار گزارشهای مربوط به مرگ او، بحث درباره احمدینژاد در شبکههای اجتماعی ایران افزایش یافت، اما در هفتههای بعد عمدتا به سردرگمی درباره محل حضور او محدود شد.
در آغاز، اسرائیل جنگ را در چند مرحله تصور میکرد: آغاز با حملات هوایی آمریکا و اسرائیل، کشتن رهبران عالی ایران و بسیج کردها برای جنگ با نیروهای ایرانی، به گفته دو مقام دفاعی اسرائیل که با برنامهریزی عملیاتی آشنا بودند.
در مرحله بعد، طرح اسرائیل ترکیبی از عملیات نفوذ و تهاجم کردها را پیشبینی میکرد که بیثباتی سیاسی و این تصور را ایجاد کند که حکومت کنترل خود را از دست میدهد. در مرحله سوم، حکومت زیر فشار شدید سیاسی و آسیب به زیرساختهای کلیدی مانند برق فرو میپاشید و امکان تشکیل آنچه اسرائیلیها «حکومت جایگزین» مینامیدند فراهم میشد.
جز کارزار هوایی و کشتن رهبر جمهوری اسلامی، بخش اندکی از این طرح مطابق انتظار اسرائیل پیش رفت و در نگاه پسینی، بسیاری از آن برآوردی نادرست از تابآوری ایران و توانایی آمریکا و اسرائیل برای تحمیل اراده خود بود.
با این حال، حتی پس از آنکه روشن شد حکومت دینی ایران در ماههای نخست جنگ دوام آورده است، برخی مقامهای اسرائیلی همچنان به چشمانداز تحمیل تغییر حکومت در تهران باور داشتند.
دیوید بارنئا، رییس موساد، در چند گفتوگو با نزدیکانش گفت هنوز معتقد است طرح این سازمان که بر پایه دههها جمعآوری اطلاعات و فعالیت عملیاتی در ایران بنا شده بود، در صورت دریافت مجوز برای پیشبرد، شانس بسیار خوبی برای موفقیت داشت.