بر اساس این گزارش، تلاش چندساله برای تبدیل رئیسجمهور سابق ایران به یک مهره اطلاعاتی، در روزهای نخست جنگ به اقدامی دراماتیک جهت انتقال او به یک خانه امن اسرائیلی انجامید؛ اما این طرح با شکست مواجه شد.
گزارش میگوید که ارتباط اسرائیل با احمدینژاد از سالها پیش آغاز شد و دیدارهایی محرمانه در بوداپست، همزمان با سفرهای او به مجارستان، میان او و مقامهای موساد، از جمله دیوید بارنیا، رییس وقت موساد، برگزار شد. گزارش مدعی است موساد هزینه برخی سفرها و اقامتهای احمدینژاد را نیز تامین کرده بود.
نیویورک تایمز همچنین مدعی است اسرائیل در روزهای نخست جنگ، پس از حمله هوایی به محل اقامت احمدینژاد در تهران، او را با خودرو به یک خانه امن منتقل کرد تا زمینه اجرای طرح تغییر حکومت فراهم شود، اما احمدینژاد از این برنامه دلسرد شد و همکاری ادامه نیافت.
در ادامه گزارش آمده است که احمدینژاد پس از پایان ریاستجمهوری، مواضع خود را تعدیل کرد، از ادبیات تند علیه اسرائیل فاصله گرفت و در پی بازگشت به قدرت بود. به ادعای این روزنامه، او به نزدیکانش گفته بود در صورت رسیدن به قدرت، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و روابط را در چارچوب توافقهای ابراهیم عادیسازی خواهد کرد.
نیویورک تایمز مینویسد احمدینژاد پس از آشکار شدن بخشهایی از این ارتباطات، اکنون در بازداشت خانگی و تحت نظر سازمان اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارد. این روزنامه میافزاید موساد از اظهار نظر درباره این گزارش خودداری کرده و دفتر احمدینژاد نیز حاضر به اظهارنظر نشده است.
نکته اینکه گزارشنویسان این مقاله پیش از این برای نخستین بار فاش کرده بودند که ایالات متحده و اسرائیل، محمود احمدینژاد را به عنوان بخشی از طرح تغییر رژیم، برای بهدستگرفتن قدرت در ایران در نظر گرفته بودند.
در ادامه ترجمه گزارش مارک مازتی، جولین ای. بارنز، فرناز فصیحی و رونن برگمن که با تیتر اصلی «Inside Israel’s Secret Operation to Cultivate Ahmadinejad» که روز ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ در نیویورک تایمز منتشر شده است را بخوانید.
در اوایل سال ۲۰۲۴، رئیس دانشگاهی در بوداپست درخواستی تکاندهنده از سوی یک مقام بلندپایه دولت مجارستان دریافت کرد.
این مقام دولتی به رئیس دانشگاه، پروفسور گرگلی دلی، گفت که «دانشگاه خدمات عمومی لودوویکا» باید کنفرانسی درباره تغییرات اقلیمی برگزار کند و از یک مهمان غیرمنتظره دعوت به عمل آورد: محمود احمدینژاد، رئیسجمهور سابق و منفور ایران.
آنچه این درخواست را شوکهکنندهتر میکرد، علت آن بود. این مقام به آقای دلی گفت که این کنفرانس صرفاً پوششی است تا احمدینژاد بتواند در بوداپست با مأموران اطلاعاتی اسرائیل ــ دشمن قسمخورده احمدینژاد ــ دیدارهای محرمانه داشته باشد.
آقای دلی میدانست که این دعوت میتواند هم به اعتبار خودش و هم به شهرت دانشگاه لطمه بزند. اما او در مصاحبهای گفت بر این باور بوده که شاید با این کار، نقشی در نجات جان انسانها ایفا میکند.
او گفت: «دو دشمن وجود دارند و اگر این دشمنان میخواهند با یکدیگر گفتگو کنند، بهترین کار این است که هرچه در توان دارید انجام دهید تا این گفتگو شکل بگیرد.»
به گفته مقامات آمریکایی و ایرانیِ آگاه از این عملیات ــ که به شرط فاش نشدن نامشان درباره این موضوع حساس اطلاعاتی سخن گفتند ــ سفر سال ۲۰۲۴ احمدینژاد به این دانشگاه و سفر دوم او در سال بعد، بخشی از تلاش چندساله اسرائیل برای پروراندن او به عنوان یک مهره اطلاعاتی بود تا در زمان مقتضی، به عنوان رهبر جدید ایران منصوب شود.
به گفته مقامات سابق آمریکایی، جذب احمدینژاد چنان اولویتی برای اسرائیل داشت که دیوید بارنیا، رئیس وقت دستگاه جاسوسی اسرائیل، در سال ۲۰۲۴ شخصاً به پایتخت مجارستان سفر کرد تا با احمدینژاد دیدار کند. آنها افزودند که اندکی پس از آن، موساد (سازمان اطلاعات خارجی اسرائیل) به سیآیای (سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا) اطلاع داد که با احمدینژاد در تماس بوده است.
تصمیم اسرائیل برای پایهریزی طرح تغییر رژیم حول محور احمدینژاد، چرخشی شگفتآور در پیشینه روابط این کشور با رئیسجمهور سابق ایران است؛ مردی که به شتاببخشی به برنامه هستهای ایران، فراخواندن مداوم برای نابودی اسرائیل و انکار هولوکاست شهره بود.
به گفته مقامات آمریکایی، اسرائیل در سالهای اخیر مبالغی را مخفیانه به احمدینژاد برای هزینههای مسکن و سفر پرداخت کرده بود و مأموران اسرائیلی چندین بار در خارج از کشور، از جمله در جریان سفرهای او به بوداپست، با او ملاقات داشتند.
این تلاشها در اواخر فوریه سال جاری ــ در نخستین روزهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ــ با یک عملیات جسورانه برای جابهجایی این رهبر سابق که تحت نظارت شدید در تهران زندگی میکرد، به اوج خود رسید. هدف این بود: به جریان انداختن طرح سرنگونی رژیم فعلی و روی کار آوردن احمدینژاد.
این طرح شکست خورد.
در ۲۸ فوریه، یک حمله هوایی اسرائیل به مجتمع مسکونی احمدینژاد اصابت کرد و ساختمان محافظان و خودروی زرهی او را هدف قرار داد. به گفته چهار مقام ارشد ایرانی، پس از این حمله، یک خودروی پژو مشکیرنگ از راه رسید، احمدینژاد را سوار کرد و او را با سرعت زیاد از آن صحنه پرآشوب دور کرد.
مقامات آمریکایی و ایرانیِ آگاه از این عملیات گفتند که رانندگی این خودرو بر عهده مأموران موساد بوده و آنها احمدینژاد را به یک خانه امن مخفی در داخل ایران منتقل کردند.
اما به گفته افراد آگاه از جزئیات ماجرا، این رهبر سابق ایران از این عملیات نجاتِ سراسیمه برآشفته بود و به نظر میرسید نسبت به طرح اسرائیل برای بازگرداندن او به قدرت سرخورده شده است.
او سرانجام در شرایطی که هنوز مبهم است، آن خانه امن را ترک کرد. احمدینژاد دیگر در انظار عمومی دیده نشد تا دوشنبه گذشته که حضور کوتاهی در مراسم تشییع جنازه آیتالله علی خامنهای، رهبر جانباخته [ایران]، داشت.
وضعیت فعلی او همچنان نامشخص است. با این حال، چهار مقام ارشد ایرانی اظهار داشتند که احمدینژاد در بازداشت بازوی اطلاعاتی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است و اکنون که ایران از بخش زیادی از تعاملات او با اسرائیل آگاه شده، در حصر خانگی به سر میبرد.
مقامات اسرائیلی به طور علنی درباره طرح روی کار آوردن احمدینژاد به عنوان رهبر ایران ــ که بخشی از تلاش گستردهتر برای سرنگونی حکومت تهران بود ــ اظهار نظری نکردهاند. بخش دیگری از این طرح شامل تسلیح و آموزش نیروهای اپوزیسیون کرد ایرانی مستقر در شمال عراق برای ورود به غرب ایران، تصرف قلمرو و در نهایت حرکت به سمت تهران (پایتخت) بود؛ تلاشی که هرگز محقق نشد.
تامیر هیمن، رئیس سابق اطلاعات ارتش اسرائیل، در ماه مه و پس از آنکه نیویورک تایمز برای نخستین بار جزئیات نقش احمدینژاد در این طرح را فاش کرد، در برنامه گفتگو محور «فایرینگ لاین» در شبکه پیبیاس گفت: «طرح تغییر رژیم شامل زنجیرهای از عملیاتهای ویژه، بسیار بسیار منحصربهفرد بود که قرار بود اجرا شود. و احمدینژاد بخشی از آن زنجیره بود.»
مقامات موساد به درخواستها برای اظهار نظر پاسخ ندادند.
علیاکبر جوانفکر، سخنگوی احمدینژاد، از اظهار نظر در این باره خودداری کرد.
تغییر رویکرد پس از دوران ریاستجمهوری
احمدینژاد به عنوان رئیسجمهور ایران از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳، برجستهترین سیاستمدار تندروی کشور بود. او از محو اسرائیل سخن میگفت و در دوران حکومت او، ایران برنامه غنیسازی اورانیوم را از سر گرفت که این امر گمانهزنیها را درباره دنبال کردن یک برنامه مخفیانه سلاحهای هستهای برانگیخت. احمدینژاد دستور سرکوب شدید خیزش سراسری در اعتراض به بازانتخاب خود در سال ۲۰۰۹ را صادر کرد و در دوران او، قوه قضائیه دست به اعدامهای دستهجمعی دگراندیشان زد و مخالفان و رقبا را زندانی کرد.
اما در سالهای پس از ترک ریاستجمهوری، احمدینژاد مواضع خود را تعدیل کرد و از لحن ضد اسرائیلی که مشخصه دوران مسئولیتش بود، کاست. او اغلب مشتاق بود تا چهره میانهروِ تازهشکلگرفته خود را به نمایش بگذارد؛ مصاحبههایی انجام میداد و سخنرانیهایی ایراد میکرد که در آنها درباره فرهنگ موسیقی پاپ ایران نظر میداد، از نیروهای امنیتی کشور به دلیل سرکوبهای شدید انتقاد میکرد و طبقه حاکم را به فساد مالی متهم میساخت.
او کاپشن کرمرنگ و گشاد معروف خود را کنار گذاشت و کتوشلوارهای دوختهشده و مرتب به تن کرد. به ریش نامرتب خود سروسامان داد، به نظر میرسید تزریق بوتاکس انجام داده و یادگیری زبان انگلیسی را آغاز کرد.
او در دفتر خود در تهران، هر روز صبح دیدارهای عمومی یکساعتهای برقرار میکرد تا به گلایههای مردم عادی گوش فرا دهد؛ افرادی که برخی از آنها برای عبور از بوروکراسی دولتی از او کمک میخواستند. گاهی اوقات، او نامههایی به وزارتخانههای دولتی مینوشت و متقاضیان را برای دریافت وام سفارش میکرد. او به طور منظم به سراسر کشور سفر میکرد و با حامیان خود در شهرها و استانهای روستایی دیدار داشت.
رابطه احمدینژاد با حکومت ایران پیچیده بود. رهبران ارشد او را به حاشیه رانده و تحرکاتش را محدود کرده بودند، با این حال به او اجازه دادند تا صندلی خود را در کنار دیگر مقامات ارشد در شورایی عالی که به رهبر [جمهوری اسلامی] مشاوره میدهد [مجمع تشخیص مصلحت نظام] حفظ کند. او در نشست این شورا در ماه فوریه، چند روز پیش از آغاز جنگ، شرکت کرده بود.
بسیاری در ایران در این تغییر چهره احمدینژاد انگیزههای سیاسی بدبینانهای میدیدند و آن را تلاشی برای بهبود وجهه پوپولیستی خود و فاصلهگرفتن از مقامات حاکم قلمداد میکردند. او پایگاه حمایتی خود را در میان ایرانیان طبقه کارگر حفظ کرده بود و مشاورانش یقین داشتند که هدف او بازگشت دوباره به قدرت در یک روزِ پیشرو است.
عبدالرضا داوری، از نزدیکان و مشاوران ارشد سابق احمدینژاد، در یک مصاحبه تلفنی گفت: «احمدینژاد این کار را برای پول انجام نمیدهد. او پول دارد؛ او یک شبکه اقتصادی گسترده دارد. او این کار را برای قدرت انجام میدهد. او میخواهد در راس قدرت باشد.» این دو نفر چند سال پیش با یکدیگر قطع رابطه کردند.
به گفته یکی از همکاران در حلقه نزدیکان احمدینژاد ــ که به شرط فاش نشدن نامش برای تشریح گفتگوهای خصوصی سخن میگفت ــ احمدینژاد به معدودی از نزدیکان و محرمان خود درباره جاهطلبیهایش برای تبدیل شدن به رهبر آینده ایران با کمک قدرتهای خارجی گفته بود.
این فرد نزدیک گفت که احمدینژاد پس از آنکه سه بار برای نامزدی ریاستجمهوری رد صلاحیت شد، از سیستم جمهوری اسلامی ناامید شد و به این نتیجه رسید که تا زمانی که سیستم فعلی پابرجا باشد، نمیتواند به قدرت برسد.
این همکار گفت که احمدینژاد نگران بود که در صورت وقوع جنگ و تغییر رژیم، آمریکاییها و اسرائیلیها چهرهای اپوزیسیون خارج از ایران را انتخاب کنند که کشور را نمیشناسد و این امر موجب بیثباتی ایران شود. او خود را در میان اطرافیانش به عنوان کسی توصیف میکرد که میتواند نقش یک اصلاحگر مانند بوریس یلتسین، رئیسجمهور سابق روسیه را ایفا کند و میگفت اگر به قدرت برسد، ایران اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت و روابط خود را به عنوان بخشی از پیمانهای ابراهیمِ پرزیدنت ترامپ عادیسازی خواهد کرد.
به گفته دو مقام دفاعی اسرائیل که از ارزیابیهای اطلاعاتی آن زمان آگاه بودند، سرویسهای اطلاعاتی اسرائیل در این دوره به دقت شکاف در حال شکلگیری میان احمدینژاد و رژیم ایران را زیر نظر داشتند. به گفته این مقامات، آنچه از جذابیت ویژهای برخوردار بود، نارضایتی فزاینده احمدینژاد از آیتالله خامنهای و دیگر چهرههای ارشدی بود که صلاحیت احمدینژاد را برای نامزدی مجدد در ریاستجمهوری رد کرده بودند.
به گفته دو تن از اعضای سپاه و یک مقام اطلاعاتی آگاه از این پرونده، اقدامات احمدینژاد پس از آنکه او در سال ۲۰۱۷ شروع به ارسال نامههای سرپایی به آقای ترامپ و بعدها به محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی کرد، شروع به برانگیختن سوءظن در شاخه اطلاعات سپاه پاسداران ــ که مسئول محافظت از جمهوری اسلامی در برابر مداخله خارجی است ــ نمود. آقای ترامپ هر دو مرد را مورد تمجید فراوان قرار داده بود.
به گفته این چهار مقام، پس از حمله امسال اسرائیل که در ابتدا احمدینژاد را از زیر نظارت سپاه آزاد کرد، دستگاههای اطلاعاتی ایران تحقیقات خود را آغاز کرده و ارتباط او با اسرائیل را در کنار هم چیدند.
دیدارهای فرامرزی
مشخص نیست که مأموران اسرائیلی نخستین بار چه زمانی برای جذب احمدینژاد تلاش کردند. مقامات ایرانی گفتند که دستکم تماسهایی در جریان سفر سال ۲۰۲۳ احمدینژاد به گواتمالا برای شرکت در کنفرانسی با محوریت محیط زیست وجود داشته است. این دعوت از سوی دولت گواتمالا انجام شده بود؛ کشوری که نسبت به بیشتر کشورهای آمریکای لاتین، روابط دیپلماتیک نزدیکتری با اسرائیل دارد.
احمدینژاد تقریباً نتوانسته بود این سفر را انجام دهد، چرا که در فرودگاه تهران توسط نیروهای امنیتی که از صدور کارت پرواز و اجازه خروج او از کشور خودداری میکردند، متوقف شد.
او یک تحصن چندساعته را در فرودگاه به راه انداخت که با عکس گرفتن او با مسافران عادی ایرانی، کارکنان فرودگاه و خطوط هوایی و انتشار بهروزرسانیها در صفحات رسانههای اجتماعیاش، به یک نمایش عمومی تبدیل شد.
سرانجام مقامات ایرانی به احمدینژاد اجازه دادند تا سوار هواپیما شود و در این کنفرانس شرکت کند.
احمدینژاد در یکی از ویدئوهای این سفر گفت: «بعضیها به من گفتند به گواتمالا سفر نکن؛ من به آنها گفتم برادرم وزیر محیط زیست مرا دعوت کرده است. این کشور بسیار مهمی در آمریکای لاتین است.»
سال بعد، او نخستین سفر خود را به مجارستان برای شرکت در کنفرانس دانشگاه لودوویکا انجام داد و در بوداپست با آقای بارنیا، که تا ماه گذشته به مدت پنج سال هدایت موساد را بر عهده داشت، دیدار کرد.
مجارستان که در آن زمان توسط نخستوزیر راستگرا ویکتور اوربان رهبری میشد، شاید بیش از هر کشور اروپایی دیگری روابط نزدیکی با اسرائیل داشت و آقای اوربان و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، سفرهایی به کشورهای یکدیگر داشتند. آقای نتانیاهو خود در آوریل ۲۰۲۵ در دانشگاه لودوویکا سخنرانی کرد و این دانشگاه جایزه خدمات عمومی را به او اهدا نمود.
دو ماه بعد، احمدینژاد تنها چند روز پیش از آغاز جنگ اسرائیل در ایران، به بوداپست بازگشت؛ سفری که پوششی برای دیدار او با مأموران اطلاعاتی اسرائیل بود.
محافظان ایرانی او از یگان انصار سپاه که احمدینژاد را در تمام سفرهای خارجیاش همراهی میکردند، گزارش دادند که او دستکم در دو نوبت موفق شده بود از دست تیم امنیتی خود خلاص شود و برای دیدارهای طولانی در جریان سفر ژوئن ۲۰۲۵ ناپدید گردد. به گفته دو عضو سپاه ایران و یک مقام اطلاعاتی، محافظان در گزارشی درباره این سفر قید کردند که با احمدینژاد درباره این ناپدید شدنها برخورد کردهاند و او به آنها گفته که با استادان دانشگاه در حال دیدار بوده است.
رئیسجمهور سابق ایران در کنفرانس دانشگاه، سخنرانی خود را به زبان انگلیسی ایراد کرد و با کنار گذاشتن آیه قرآنی معروفی که زمانی در آغاز هر سخنرانی قرائت میکرد، حاضران را شگفتزده ساخت.
بر اساس ویدئوهای این سفر که در صفحه رسانههای اجتماعی او منتشر شده، او با کتوشلوار سرمهایرنگ و مرتب، درباره «انسانیت مشترک» و «نظم در حال تغییر جهان» سخن گفت و دیدگاههای خود را درباره چگونگی ظهور یک جهان جدید ارائه کرد.
او نسخهای از شاهنامه، اثر شاعر باستان ایران فردوسی را به آقای دلی، رئیس دانشگاه هدیه داد. آقای دلی نیز نشان دانشگاه را به احمدینژاد اهدا کرد.
آقای دلی در مصاحبهای در ماه گذشته گفت که با ارسال دعوتنامه برای احمدینژاد، نقش یک "strohmann" ــ واژهای آلمانی به معنای «پوشش» یا «آلت دست» ــ را بازی کرده است.
تا هفته گذشته، احمدینژاد از اواخر فوریه، یعنی زمانی که با پژو مشکی از خانهاش در تهران برده شد، در انظار عمومی دیده نشده بود.
دوشنبه گذشته، او حضوری کوتاه و غافلگیرکننده به عنوان بخشی از مراسم تشییع جنازه آیتالله خامنهای داشت. ویدئوهای این مراسم نشان میداد که احمدینژاد در گرمای ۹۰ درجه [فارنهایت/حدود ۳۲ درجه سانتیگراد] کاپشن ضخیمی به تن دارد و ماسک جراحی را تا زیر چانهاش پایین کشیده است. دو رئیسجمهور سابق دیگر و زنده ایران، حسن روحانی و محمد خاتمی، دعوت نشده بودند و در هیچیک از مراسمهای تشییع جنازه حضور نداشتند.
احمدینژاد با سری افکنده و بدون سخن گفتن ایستاده بود و از هر سو توسط افرادی که به نظر میرسید مأموران امنیتی باشند، احاطه شده بود.