آخرین‌ها:

اگر آمریکا به ایران حمله زمینی کند چه رخ می‌دهد؟

نشریه نیویورکر در گزارشی به قلم سودارسان راگاوان نوشت همزمان با افزایش تهدیدهای نظامی واشینگتن، تهران با تکیه بر تجربه جنگ ایران و عراق در حال آماده‌سازی نظامی و تبلیغاتی برای سناریوی احتمالی تهاجم زمینی آمریکا است.
تصویر اگر آمریکا به ایران حمله زمینی کند چه رخ می‌دهد؟

در این گزارش آمده است حکومت ایران با انتشار ویدیوهای تبلیغاتی با مضامین مذهبی، مفاهیمی چون «دفاع مقدس» و نبرد کربلا را برجسته می‌کند و بر مقاومت و شهادت تاکید دارد. به نوشته راگاوان، این روایت‌ها با هدف بسیج افکار عمومی داخلی و تاثیرگذاری بر مخاطبان خارجی منتشر می‌شود.

نیویورکر همچنین به توانمندی‌های جنگ نامتقارن ایران اشاره کرده است؛ از جمله موشک‌های بالستیک، پهپادها، مین‌های دریایی و قایق‌های تندرو. ساختار دفاعی غیرمتمرکز موسوم به «موزاییکی» نیز به فرماندهان محلی اجازه می‌دهد در صورت قطع ارتباط با مرکز، به طور مستقل عمل کنند.

در این گزارش تاکید شده است هرگونه عملیات زمینی می‌تواند نیروهای آمریکا را وارد درگیری‌های چریکی و فرسایشی کند؛ وضعیتی که تجربه عراق را تداعی می‌کند. در عین حال، تلفات سنگین احتمالی می‌تواند برای هر دو طرف پیامدهای سیاسی و اجتماعی قابل توجهی به همراه داشته باشد.

ترجمه کامل گزارش سودارسان راگاوان که با تیتر اصلی «What Would a Ground Invasion of Iran Look Like» روز ۷ آوریل ۲۰۲۶ در سایت نشریه نیویورکر منتشر شده است را در ادامه بخوانید؛

ویدیویی تولیدشده با هوش مصنوعی که اخیرا از سوی حامیان حکومت ایران منتشر شده، با صحنه‌ای آغاز می‌شود که در آن یک جنگجوی شیعه با لباس بلند در شبی طوفانی به سوی کاخ سفید نزدیک می‌شود و شمشیری دو تیغه و مزین در دست دارد. در صحنه بعدی، این سلاح روی گونه دونالد ترامپ، رییس‌جمهوری آمریکا، کشیده می‌شود. تصاویر تولیدشده نشان می‌دهد سربازان امروزی ایران از تاسیسات نفتی در برابر حمله دفاع می‌کنند و یک ناو هواپیمابر آمریکا را به اسارت می‌گیرند.

گروهی دیگر پیش از آغاز آنچه شبیه یک عملیات انتحاری علیه دشمنانی سوار بر هاموی است، به آیت‌الله سیستانی، برجسته‌ترین چهره مذهبی برای میلیون‌ها شیعه در سراسر جهان، ادای احترام می‌کنند. سپس سربازانی دیگر از قایق‌های تندرو به نفتکش‌ها حمله می‌کنند، موشک‌های بالستیک از مسجدی با گنبد طلایی شلیک می‌شود و پهپادهای حامل مواد انفجاری دبی را هدف قرار می‌دهند. راوی به زبان انگلیسی و خطاب به آمریکا می‌گوید: «شما نمی‌توانید کسانی را بکشید که آماده‌اند برای آرمانشان بمیرند. شیعیان آماده‌اند در راه ایمان خود شهید شوند. آن‌ها از جمهوری اسلامی ایران دفاع می‌کنند؛ نه فقط از سرزمینشان، نه فقط از فرهنگشان، نه فقط از تاریخشان، بلکه از ایمانشان.»

در حالی که دولت ترامپ برای احتمال تهاجم زمینی به ایران آماده می‌شود، حکومت ایران و هوادارانش جنگی تبلیغاتی به راه انداخته‌اند و از مضامین دین، فداکاری و شکوه در ده‌ها ویدیوی مشابه که در شبکه‌های اجتماعی در حال انتشار است، استفاده می‌کنند. بسیاری از این ویدیوها ترامپ را به سخره می‌گیرند و برای ایجاد انگیزه در میان شیعیان ایران و سراسر جهان طراحی شده‌اند. برخی دیگر به زبان انگلیسی منتشر شده و تلاش دارند افکار عمومی جهانی، از جمله در آمریکا را تحت تاثیر قرار دهند؛ جایی که جنگ نزد بیشتر آمریکایی‌ها به طور فزاینده‌ای نامحبوب شده است. در حالی که این محتوای هوش مصنوعی برای انتشار در اینترنت مدرن ساخته شده، اتکا به نمادهای مذهبی و اشاره به شهادت به دوره‌ای دیگر بازمی‌گردد: آخرین باری که ایران از سوی یک قدرت خارجی مورد تهاجم قرار گرفت.

در دهه ۱۹۸۰، این کشور جنگی هشت‌ساله و خونین با عراق داشت؛ کشوری که دولتش از سوی آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی و بخش بزرگی از جهان عرب حمایت می‌شد. درس‌های آن درگیری همچنان بیش از چهار دهه بعد راهنمای حکومت و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.

حسین بنایی، کارشناس ایران و استاد مطالعات بین‌الملل در دانشگاه ایندیانا بلومینگتون، به من گفت: «جنگ ایران و عراق مخزن عظیمی از خاطره تاب‌آوری است که می‌توان از آن بهره گرفت.» ایران دریافت که «می‌تواند در برابر ایالات متحده و همچنین دیگر کشورهایی که از قدرت آمریکا برخوردارند بایستد. روایت آن جنگ واقعا چیزی است که حس هدفمندی، به‌ویژه برای سپاه، را شکل داده است.»

یکشنبه، ترامپ تهدید کرد اگر حکومت ایران تا سه‌شنبه شب تنگه هرمز را باز نکند، نیروگاه‌ها و پل‌های ایران را هدف قرار خواهد داد. ایران در پاسخ اعلام کرد تا زمانی که آمریکا خسارت‌های جنگ را نپردازد، این تنگه را که یک‌پنجم نفت و گاز طبیعی جهان از آن عبور می‌کند، باز نخواهد کرد و هشدار داد «بسیار کوبنده‌تر و گسترده‌تر» تلافی خواهد کرد.

صبح پیش از پایان این مهلت، ترامپ در تروث سوشال نوشت: «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد و هرگز دوباره بازنخواهد گشت» و افزود: «امشب یکی از مهم‌ترین لحظات در تاریخ طولانی و پیچیده جهان را خواهیم فهمید.» در همین حال، هزاران نیروی زمینی آمریکا، از جمله نیروهای عملیات ویژه، تفنگداران دریایی اعزام‌شده از دریا و چتربازان زبده ارتش که در تصرف مناطق راهبردی در ماموریت‌های واکنش سریع تجربه دارند، وارد خاورمیانه شده‌اند.

آخر هفته، خطرات عملیات زمینی آشکار شد؛ زمانی که ایران یک جنگنده اف-۱۵ئی آمریکا را سرنگون کرد و دو خدمه آن در جنوب غرب ایران اجکت کردند. بعدتر، یک هواپیمای جنگی دیگر آمریکا از نوع ای-۱۰ وارثاگ که بخشی از ماموریت نجات خلبان اف-۱۵ئی بود، چند بار هدف قرار گرفت، اما خلبان آن موفق شد از ایران خارج شود و پیش از سقوط، در حریم هوایی کویت به سلامت اجکت کند.

یک بالگرد رزمی اچ‌اچ-۶۰ دبلیو جالی گرین ۲ آمریکا نیز زیر آتش شدید قرار گرفت؛ خدمه آن جراحات جزئی برداشتند اما بدون حادثه از حریم هوایی ایران خارج شدند.

در حالی که خلبان اف-۱۵ئی اندکی پس از اجکت نجات یافت، خدمه دوم، یک افسر تسلیحات نیروی هوایی، به منطقه‌ای کوهستانی گریخت، جایی که با وجود جراحت از رشته‌کوه‌هایی به ارتفاع چند هزار پا بالا رفت و بیش از یک روز از نیروهای ایرانی گریخت. او در شکاف صخره‌ای پنهان شد و با فعال کردن چراغ اضطراری، موقعیت خود را اعلام کرد و عملیات گسترده‌ای در عمق خاک ایران آغاز شد که شامل کماندوهای سیل تیم شش، صدها نیروی دیگر و ۱۵۵ هواپیما بود؛ از جمله ۶۴ جنگنده، ۴۸ هواپیمای سوخت‌رسان، ۱۳ هواپیمای امداد و چهار بمب‌افکن.

پس از یافتن افسر تسلیحات، دو هواپیمای ترابری آمریکا که در یک پایگاه عملیاتی موقت در داخل ایران فرود آمده بودند تا تیم و این نظامی را خارج کنند، دچار نقص فنی شدند و سه هواپیمای دیگر ساعاتی بعد برای تخلیه اعزام شد. تیم پیش از ترک محل، هواپیماهای از کار افتاده را منفجر کرد تا فناوری پیشرفته به دست ایران نیفتد.

ترامپ دوشنبه در کنفرانس خبری کاخ سفید گفت: «این تصمیمی پرریسک بود، زیرا ممکن بود به جای یک یا دو نفر، با صد کشته روبه‌رو شویم. تصمیم سختی است، اما در ارتش آمریکا هیچ آمریکایی را پشت سر نمی‌گذاریم.»

در حالی که هیچ نظامی آمریکایی در عملیات نجات کشته نشد، آشوب ناشی از عملیات در داخل مرزهای ایران تنها پیش‌نمایشی از آن چیزی است که یک تهاجم زمینی تمام‌عیار، یا حتی یورش‌های محدود، می‌تواند به همراه داشته باشد؛ و جنگ ایران و عراق می‌تواند الگویی ارائه دهد. نیروهای آمریکا ممکن است به سرعت خود را درگیر جنگی چریکی علیه نیروهای ایرانی ببینند که از تاکتیک‌ها و راهبردهایی استفاده می‌کنند که در جریان تهاجم عراق شکل گرفت و در درگیری‌های منطقه‌ای و داخلی بعدی تکامل یافت.

تلفات سنگین آن جنگ و خاطرات ماندگار اشغال از سوی یک نیروی خارجی، ذهنیتی ایجاد کرده که می‌تواند شمار بیشتری از ایرانیان، از جمله کسانی که پیش از حمله آمریکا و اسرائیل مخالف حکومت بودند، را برای حمایت از جنگ علیه نیروی مهاجم آمریکایی بسیج کند.

امیر موسوی، استاد دانشگاه راتگرز نیوآرک و متخصص تاریخ فرهنگی خاورمیانه، به من گفت: «کسانی که به حکومت وابسته‌اند می‌دانند تنها چیزی که همه را در مقاطع پس از انقلاب متحد کرد، تهاجم عراق به ایران بود.»

موسوی گفت حکومت از «این زبان مقاومت برای پرورش فرهنگ یادآوری آن درگیری» استفاده می‌کند؛ درگیری‌ای که «نخستین اقدام مقاومت ایران علیه آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن بود. این زبانی در حال تحول است که اکنون برای درگیری کنونی به‌روز شده است.»

در ویدیوی تبلیغاتی، راوی به شخصیت‌های محوری مذهبی شیعه، علی و حسین، نخستین و سومین امامان شیعه، و همچنین به نبرد کربلا اشاره می‌کند؛ قیامی در قرن هفتم به رهبری حسین، نوه محمد، پیامبر مسلمانان، علیه حاکمی به نام یزید.

در جریان آن رویارویی، حسین و پیروانش کشته شدند، اما تلاش امام برای عدالت به ارزشی تعیین‌کننده در هویت شیعه تبدیل شد و حس وظیفه انقلابی برای مبارزه با ستمگران به هر قیمت را تقویت کرد. حتی شمشیر دو تیغه‌ای که جنگجوی هوش مصنوعی بیرون کاخ سفید حمل می‌کند، معروف به ذوالفقار، بار مذهبی دارد: این شمشیر متعلق به امام علی بود و نماد مقاومت و شهادت است.

راوی ادعا می‌کند ترامپ «هیچ تصوری» از نبرد کربلا یا فلسفه‌های شیعی و تاثیر آن‌ها بر جنگ کنونی ندارد. او در حالی که ویدیو با صحنه‌ای آخرالزمانی از بارش موشک‌ها بر مرکز تل‌آویو پایان می‌یابد، اعلام می‌کند: «جمهوری اسلامی در این لحظه شکست‌ناپذیر است.»

۲۳ سپتامبر ۱۹۸۰، یک روز پس از آغاز حملات هوایی به ایران، نیروهای زمینی عراق وارد خوزستان شدند؛ استان راهبردی غربی که بزرگ‌ترین میدان نفتی ایران و جمعیت قابل توجهی از عرب‌های ایرانی، اقلیتی در کشور، را در خود داشت. سال پیش از آن، انقلاب اسلامی شاه ایران، محمدرضا شاه، را برکنار کرده و آیت‌الله روح‌الله خمینی و حکومتی شیعه و فوق‌محافظه‌کار را بر سر کار آورده بود. از همان آغاز حمله آمریکا و اسرائیل در فوریه، شباهت‌های چشمگیری با تهاجم عراق وجود داشت. پیش از آنکه صدام حسین، دیکتاتور عراق، به ایران اعلان جنگ کند، بیم داشت حکومت نوپای همسایه ایدئولوژی سخت‌گیرانه خود را صادر کرده و اکثریت شیعه عراق را برای سرنگونی حکومت بعثی تحت سلطه سنی‌ها بسیج کند.

او مانند ترامپ، درهم شکستن ایران را خدمتی بزرگ به منطقه می‌دانست؛ در مورد خود، با محافظت از جهان عرب سنی در برابر گسترش‌طلبی شیعه. عراق از آشفتگی ارتش ایران پس از انقلاب بهره برد. به پایگاه‌های هوایی ایران حمله کرد، صدها موشک اسکاد به شهرهای ایران از جمله تهران شلیک کرد و زیرساخت‌های نفت و انرژی ایران را هدف قرار داد؛ اقداماتی که یادآور کارزار گسترده کنونی آمریکا و اسرائیل برای تضعیف توان نظامی و تاب‌آوری حکومت است. آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی و فرانسه در نهایت اطلاعات و تسلیحات پیشرفته در اختیار عراق قرار دادند. نیروی هوایی و ارتش ایران مقابله کردند، اما در حالی که در انزوا و زیر تحریم‌های آمریکا و جامعه بین‌المللی بودند، برای تامین قطعات یدکی هواپیماها و تجهیزات نظامی خود با دشواری روبه‌رو شدند. صدام حسین مانند ترامپ انتظار پیروزی سریع و قاطع داشت.

او معتقد بود با تحمیل تلفات گسترده به ایران، از جمله حملات شیمیایی به غیرنظامیان، می‌تواند روحیه حکومت را درهم بشکند و آن را وادار به پذیرش خواسته‌هایش کند. او ایرانیان را به قیام علیه حکومت فراخواند. اما آن‌ها به آیت‌الله وفادار ماندند. صدام، مانند ترامپ، واکنش شدید ایران و عزم آن برای بقا به هر قیمت را دست‌کم گرفت.

ایران که منابع نظامی متعارف کافی برای مقابله با ارتش صدام نداشت، به جنگ نامتقارن روی آورد و با روش‌های کم‌هزینه مقابله کرد. راهبرد آن روشن بود: برای دوام و بقا باید جنگ را طولانی کند و به تدریج عراق و متحدانش را فرسوده سازد. این به معنای انجام حملات چریکی و سرهم‌بندی موشک‌ها و هواپیماها برای گلوله‌باران شهرهای عراق بود. هنگامی که عراق جزیره خارک، مرکز اصلی صادرات نفت ایران، را بمباران کرد، حکومت در پاسخ تاسیسات نفتی عراق را هدف قرار داد و بعدها با استفاده از مین‌های دست‌ساز و موشک‌ها، کشتی‌های حامل نفت عراق را در تنگه هرمز هدف گرفت.

ایران همچنین با ابزارهای ابتدایی که پیش‌درآمد پهپادها بودند، مواضع عراق را شناسایی می‌کرد؛ استفاده‌ای اولیه از یکی از موثرترین سلاح‌های حکومت در تلاش برای مسدود کردن تنگه. لحن حکومت گویا بود: مبارزه با مهاجمان نه فقط دفاع ملی، بلکه ماموریتی مذهبی و از پیش مقدر بود. ایرانیان جنگ را «دفاع مقدس» یا «جنگ تحمیلی» نامیدند و آن را نبردی معاصر همانند کربلا توصیف کردند. چارچوب مذهبی جنگ صدها هزار ایرانی را برای پیوستن به بسیج، نیروی داوطلبی که اکنون یکی از قدرتمندترین نیروهای شبه‌نظامی کشور است، ترغیب کرد و شهادت را به افتخار تبدیل کرد.

تا دسامبر ۱۹۸۰، این تاکتیک‌ها پیشروی عراق را متوقف کرد. تا ژوئن ۱۹۸۲، ایران نیروهای عراقی را به آن سوی مرز عقب راند. اما جنگ شش سال دیگر ادامه یافت و بخش زیادی از آن در بن‌بست نظامی گذشت. در سال ۱۹۸۸، در حالی که ایران با شکست‌های میدانی، کمبود منابع نظامی و ویرانی اقتصادی روبه‌رو بود، خمینی ناچار شد آتش‌بسی را که با میانجیگری سازمان ملل حاصل شده بود، امضا کند. گفته می‌شود تا ۶۰۰ هزار ایرانی در این درگیری کشته شدند. او این تصمیم را «کشنده‌تر از نوشیدن جام زهر» توصیف کرد.

با این حال، حکومت باقی ماند و ایران هیچ بخشی از خاک خود را از دست نداد. این نتیجه به عنوان پیروزی اخلاقی و مذهبی اعلام شد. یکشنبه گذشته، کریم سجادپور، کارشناس ایران و پژوهشگر ارشد بنیاد کارنگی برای صلح بین‌المللی در واشینگتن، در شبکه ایکس نوشت که در آن زمان «ایران با فشار اقتصادی وجودی روبه‌رو بود و خروجی دیپلماتیک مشخصی به آن پیشنهاد شد که مستلزم کنار گذاشتن هویت انقلابی‌اش نبود. ترامپ فشار را ارائه کرده، بدون خروجی روشن.»

موفقیت نسبی آن جنگ، سپاه پاسداران را از یک نیروی شبه‌نظامی کوچک خیابانی که در ابتدا برای حفاظت از خمینی و روحانیان پیشتاز انقلاب اسلامی ایجاد شده بود، به مدافعان نمادین حکومت دینی ارتقا داد. مایکل کانل، تحلیلگری که در سازمان پژوهشی غیرانتفاعی سی.ان.ای در واشینگتن در حوزه ارتش ایران تخصص دارد، به من گفت: «جنگ ایران و عراق برای ایران همان بود که جنگ میهنی بزرگ برای اتحاد جماهیر شوروی و روسیه بود.»

او افزود: «این در واقع دوران بلوغ برای سپاه و برای ارتش منظم ایران بود، زیرا بسیاری از رهبرانی که طی چند دهه گذشته این سازمان‌ها را شکل داده‌اند، کار خود را در جریان آن جنگ آغاز کردند.»

این رهبران چهار دهه بعدی را صرف آماده‌سازی برای یک تهاجم بزرگ دیگر، به‌ویژه از سوی آمریکا، کردند. حکومت هرگز جنگ با عراق را یک درگیری دوجانبه معرفی نکرد، بلکه آن را جنگی نیابتی به رهبری آمریکا و متحدان عربش دانست. فرماندهان سپاه به قدرتمندترین ژنرال‌های ایران تبدیل شدند؛ بسیاری از آن‌ها هنوز امروز جنگ را هدایت می‌کنند و ارتش ایران بر بهبود توانمندی‌های جنگ نامتقارن و ساخت صنایع دفاعی خود تمرکز کرد.

این شامل موشک‌های بالستیک، علاوه بر مین‌ها و پهپادهای کم‌هزینه بود. برای نمایش قدرت و بازدارندگی، حکومت برنامه هسته‌ای را نیز آغاز کرد و از طریق شبکه‌ای از نیروهای نیابتی در لبنان، عراق، سوریه، یمن و غزه بر جنگ‌های منطقه‌ای تاثیر گذاشت. به گفته کانل، از دید ایران «تنها تهدید وجودی برای ایرانیان آمریکا بود و در درجه دوم اسرائیل.» آن‌ها دهه‌ها صرف مطالعه «نحوه عملکرد آمریکا، یافتن نقاط ضعف و جست‌وجوی راه‌هایی کردند که بتوانند منابع را در حوزه‌هایی سرمایه‌گذاری کنند که بیشترین بازده را داشته باشد.»

امروز، سربازانی که در جنگ ایران و عراق کشته شدند، همچنان در میدان‌های شهرها و شهرک‌های سراسر کشور گرامی داشته می‌شوند. هر سپتامبر، حکومت «هفته دفاع مقدس» را برای بزرگداشت آغاز جنگ و ادای احترام به کشته‌شدگان با رژه‌های نظامی برگزار می‌کند. در مدارس، جنگ به گونه‌ای آموزش داده می‌شود که ارزش‌های مقاومت و شهادت را در کودکان نهادینه کند و همچنین بی‌اعتمادی نسبت به آمریکا و غرب را تقویت کند.

مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، گفته است ایالات متحده می‌تواند بدون استفاده از نیروهای زمینی به اهداف خود در ایران دست یابد. اما ترامپ پیام‌های متناقضی فرستاده و به طور علنی گفته است دوست دارد درباره نیت‌هایش رقبا را در ابهام نگه دارد. در هر صورت، به نظر می‌رسد حکومت ایران هم از نظر نظامی و هم در پیام‌رسانی آماده است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس ایران، در پستی در شبکه‌های اجتماعی در اواخر مارس نوشت: «آمریکا که حتی نمی‌تواند از سربازان خود در پایگاه‌هایش در منطقه محافظت کند و آن‌ها را در هتل‌ها و پارک‌ها پنهان می‌کند، چگونه می‌خواهد از آن‌ها در خاک ما محافظت کند؟»

طی دهه‌ها، سپاه و دیگر نیروها به طور منظم رزمایش‌ها و تمرین‌های نظامی برای آمادگی در برابر تهاجم زمینی برگزار کرده‌اند. امروز ایران حدود ۶۱۰ هزار نیروی فعال دارد، از جمله ۱۹۰ هزار عضو سپاه، و می‌تواند بر حدود یک میلیون نیروی بسیج نیز تکیه کند.

گزارش‌هایی وجود دارد که سپاه در حال اعزام نیروهای کمکی به جزیره خارک است؛ جایی که ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از آن عبور می‌کند، و در حال تقویت دفاعی، از جمله کارگذاری مین‌های دریایی برای کند کردن فرود آبی‌خاکی است. اهداف دیگر آمریکا می‌تواند شامل مناطقی در یا نزدیک تنگه هرمز با هدف پایان دادن به بستن مسیرهای حیاتی کشتیرانی و نیز سایت‌هایی باشد که ایران در آن‌ها اورانیوم غنی‌شده ذخیره کرده است.

در سال ۲۰۰۳، در جریان تهاجم آمریکا به عراق، نیروهای رزمی آمریکا بدون مقاومت شدید از مرزهای دورافتاده عبور کردند و مرکز فرماندهی نظامی بغداد را هدف قرار دادند و سامانه فرماندهی و کنترل صدام را فلج کردند. در ایران، سناریوی مشابه بعید است. حکومت سامانه دفاعی غیرمتمرکزی موسوم به «موزاییکی» ایجاد کرده که در آن پایگاه‌های فرماندهی سپاه و ارتش منظم در سراسر کشور پراکنده شده و هر یک دارای توان اطلاعاتی و ذخایر موشک، پهپاد و دیگر تسلیحات پیشرفته هستند.

فرماندهان رده پایین اختیار دارند در صورت قطع یا اختلال ارتباط با تهران، برخی عملیات‌ها را بدون تایید فرماندهی مرکزی انجام دهند؛ دستورالعملی که از مشاهده نحوه حمله آمریکا به عراق ناشی شده است. واحدهای متعدد ایرانی، از جمله بسیج، می‌توانند برای محاصره نیروهای آمریکا به کار گرفته شوند.

افشون استوار، نویسنده کتاب «جنگ‌های جاه‌طلبی: ایالات متحده، ایران و نبرد برای خاورمیانه» به من گفت: «فرض کنید از جنوب حمله می‌کردید، این بچه‌های تهران یا جاهای دیگر نیستند که پایگاه‌ها را اداره می‌کنند. همه بچه‌های همان محله‌های محلی‌اند. آن‌ها زمین، دره‌ها، غارها و جاده‌ها را می‌شناسند. این به آن‌ها مزیت خاصی می‌دهد. و ایران نه فقط از جنگ ایران و عراق، بلکه از جنگ عراق در دوران اشغال آمریکا، برخی آسیب‌پذیری‌های نیروهای زمینی آمریکا را نیز آموخته است.»

واحدهای زمینی آمریکا ممکن است با صحنه‌های میدانی مشابه آنچه در عراق تجربه کردند روبه‌رو شوند. قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس، شاخه‌ای از سپاه، که در سال ۲۰۲۰ به دست آمریکا کشته شد، معمار اصلی عملیات‌هایی بود که شبه‌نظامیان شیعه مورد حمایت ایران در جریان جنگ عراق برای کشتن صدها نظامی آمریکایی به کار بردند. این عملیات‌ها شامل کارگذاری بمب‌های قدرتمندی موسوم به نفوذگرهای شکل‌گرفته انفجاری بود که می‌تواند خودروهای زرهی آمریکا را در جاده‌ها متلاشی کند.

استوار گفت: «ایران این‌ها را به وفور دارد. ایران می‌داند چگونه آن‌ها را در کنار جاده کار بگذارد. ایران می‌داند چگونه از راه دور فعالشان کند.» ایرانیان همچنین می‌توانند پهپادهای کوچک انتحاری موسوم به اف‌پی‌وی را برای ماموریت‌های شناسایی یا برخورد با نیروهای آمریکا به کار گیرند. این پهپادها با کابل‌های فیبر نوری بسیار بلند کنترل می‌شوند که تلاش برای اخلال در فرکانس آن‌ها با امواج رادیویی را بی‌اثر می‌کند.

استوار گفت: «این‌ها برای حمله به اهداف بسیار دور چندان مفید نیستند، اما در محدوده‌ای حدود ۱۵ تا ۲۰ مایل می‌توانند بسیار موثر باشند. تا جایی که می‌دانم در این درگیری از آن‌ها استفاده نشده، اما ممکن است برای نبرد بعدی نگه داشته شده باشند.»

سپاه همچنین ناوگانی از قایق‌های تندرو دارد که برخی به مین و موشک مجهز هستند و برخی دیگر می‌توانند با مواد منفجره پر شوند و برای حملات انتحاری علیه شناورهای دریایی به کار روند. حکومت می‌داند برای دستیابی به اهداف راهبردی خود لازم نیست از نظر تسلیحاتی بر نیروهای زمینی آمریکا برتری داشته باشد. تنها کافی است گاه‌به‌گاه در کشتن نظامیان آمریکایی موفق شود تا جنگ در داخل آمریکا نامحبوب‌تر شود؛ ضعفی برای ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای. کانل با اشاره به جنگ ایران و عراق گفت: «اگر به نوشته‌های نظامی ایران در دهه‌های بعد نگاه کنید، همیشه بر این تاکید وجود دارد که ما می‌توانیم ضربه بخوریم.»

او دیدگاه ایران را چنین توضیح داد: «ما حاضریم بمیریم. شما نه. شما چند ضربه می‌خورید و بعد می‌گویید ریسک بیش از حد است.» هفته گذشته، ابراهیم عزیزی، رییس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، هشدار داد که «سربازان ایران مدت‌هاست در انتظار این رویارویی تاریخی با نیروهای نظامی آمریکا هستند» و افزود «نبرد زمینی برای شما ترسناک‌تر از هر جای دیگر خواهد بود.»

با این حال، پذیرش ریسک‌های افراطی می‌تواند برای حکومت و نیروهایش، به‌ویژه سپاه، فاجعه‌بار باشد. در جریان جنگ ایران و عراق، خمینی و سپاه زیاده‌روی کردند و همه تلاش‌ها برای پایان دادن به درگیری را حتی پس از بیرون راندن نیروهای عراقی از خاک ایران در سال ۱۹۸۲ رد کردند. آن‌ها که با شور انقلابی پیش می‌رفتند، سوگند خوردند تا زمانی که صدام از قدرت کنار نرود، به جنگ ادامه دهند.

با طولانی شدن جنگ، ارتش و اقتصاد ایران ویران شد. برای حفظ قدرت و ایدئولوژی، سپاه ده‌ها هزار ایرانی را در عملیات موسوم به موج انسانی برای شکستن خطوط مقدم عراق به کام مرگ فرستاد.

هفته گذشته، حکومت کارزار سراسری جذب نیرویی مشابه با عنوان «جانفدا» یا «فدا کردن جان» راه‌اندازی کرد و از داوطلبان خواست برای دفاع از کشور در برابر نیروهای زمینی آمریکا ثبت‌نام کنند؛ از جمله کودکانی تا ۱۲ سال که قرار است ایست‌های بازرسی را اداره کنند و نقش جاسوس را ایفا کنند.

با این حال، این بار تلفات سنگین می‌تواند خطر بروز ناآرامی گسترده داخلی را در کشوری برانگیزد که بخش قابل توجهی از جمعیت آن مخالف حکومت است، صرف‌نظر از باور مذهبی به شهادت. افزون بر این، پس از جنگ ایران و عراق، سپاه آن‌چنان بر توسعه توانمندی‌های جنگ نامتقارن تمرکز کرد که ارتش متعارف ایران، موسوم به ارتش، نادیده گرفته شد و زیرساخت‌هایش فرسوده شد. سامانه‌های پدافند هوایی ایران همچنان ضعیف است و به هواپیماهای جنگی آمریکا و اسرائیل اجازه می‌دهد در درگیری کنونی بر آسمان ایران مسلط باشند. البته حکومت همچنان تهدیدی برای هواپیماهای آمریکا و اسرائیل به شمار می‌رود، چنان‌که حادثه آخر هفته گذشته نشان داد.

استوار با اشاره به احتمال تهاجم آمریکا گفت: «دست‌کم از نظر لفاظی و تبلیغات، آن‌ها دهه‌ها برای این آماده شده‌اند. اما عنصری از غرور نیز در سپاه وجود دارد و برای من روشن نیست این غرور تا چه حد ممکن است برنامه‌ریزی نظامی آن‌ها را تضعیف کرده باشد.»

برای بسیج ایرانیان در حمایت از جنگی طولانی علیه آمریکا و اسرائیل، حکومت خاطرات تهاجم عراق را که طی چهار دهه گذشته پرورش داده، فعال کرده است. در ماه گذشته، مقام‌ها بار دیگر از اصطلاح‌های «دفاع مقدس» یا «جنگ تحمیلی» برای توصیف این جنگ استفاده کرده‌اند. شیعیان حامی حکومت در داخل و خارج ایران، ترامپ را «یزید» زمانه نامیده‌اند و ارجاع به نبرد کربلا شبکه‌های اجتماعی ایران را پر کرده است. موسوی، استاد تاریخ فرهنگی ایران، به من انیمیشنی تولیدشده با هوش مصنوعی از سوی یک رپر ایرانی را نشان داد که در کشور فراگیر شده است. این انیمیشن با صحنه‌ای آغاز می‌شود که ترامپ در میز رولت تاس می‌اندازد و با صحنه‌ای پایان می‌یابد که او بر تابوت‌هایی پوشیده از پرچم آمریکا اشک می‌ریزد. متن ترانه چنین است:

«دفاع مقدس، ما از خاک محافظت می‌کنیم
در حالی که تو سربازانت را برای پرداخت غنیمتت قربانی می‌کنی
فکر می‌کردی بر جهان از تختت حکومت می‌کنی
اکنون هر پایگاه را به بستری از سنگ تبدیل می‌کنیم.» ♦

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: