آخرین‌ها:

التهاب در خیابان‌های ایران: رستاخیز «فاطی کماندوها»

روزنامه دی ولت (Die Welt) آلمان در گزارشی از مانور زنان در تجمعات شبانه هواداران جمهوری اسلامی در خیابان‌های ایران نوشت: «خیابان‌های مرکز شهر برای تظاهرات امروز زنان حامی حکومت بسته شده‌اند. کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی پر از اتوبوس‌های شهری‌اند که این زنان را از شهرهای مختلف استان به پایتخت آورده‌اند. همچنین کامیون‌های حامل هزاران پرس غذای آماده و وانت‌های یخچال‌دار که بستنی و خوراکی‌های دیگر برای آن‌ها آورده‌اند.»
تصویر التهاب در خیابان‌های ایران: رستاخیز «فاطی کماندوها»

در گزارش این روزنامه آلمانی از ایران آمده است؛

در یک کتابفروشی حوالی خیابان ولی‌عصر تهران، گروهی از مخاطبان نشسته‌اند و به سخنرانی مترجم ادبی مشهوری گوش می‌کنند. قرار بود این جلسه کمپینی برای نجات کتابفروشی از ورشکستگی در فضای جنگی و بحران اقتصادی گسترده‌ای باشد که بسیاری از کسب‌وکارها را در ایران به نابودی کشانده. اما تمام مدت جلسه به گفت‌وگو درباره کشتار خیابانی معترضان توسط حکومت (ژانویه گذشته) می‌گذرد. درست چند متر آنطرف‌تر، گروهی از زنان هوادار حکومت با سروصدای زیاد در خیابان مقابل کتابفروشی مشغول راهپیمایی هستند. صحنه سوررئالی است. سخنران کتابفروشی می‌گوید: «خدا ایران ما را از دست این خشونت‌طلبان نجات دهد!»

خیابان‌های مرکز شهر برای تظاهرات امروز زنان حامی حکومت بسته شده‌اند. کوچه‌ها و خیابان‌های فرعی پر از اتوبوس‌های شهری‌اند که این زنان را از شهرهای مختلف استان به پایتخت آورده‌اند. همچنین کامیون‌های حامل هزاران پرس غذای آماده و وانت‌های یخچال‌دار که بستنی و خوراکی‌های دیگر برای آن‌ها آورده‌اند. سارا زنی که از ترافیک شدید و بسته‌شدن خیابان‌ها کلافه شده، در حالی که مدام بوق می‌زند می‌گوید: «این دیوانه‌ها زندگی ما را به گروگان گرفته‌اند. امروز فاطی کماندوهایشان را به خیابان آوردند.»

«فاطی کماندو» نامی است که از ابتدای انقلاب ۱۹۷۹ مردم ایران به طنز روی زنان شبه‌نظامی هوادار حکومت گذاشته‌اند. کاروان اتومبیل‌های نظامی از مقابل مردم وحشت‌زده عبور می‌کند. روی جیپ‌ها و وانت‌ها تیربارهای سنگین (دوشکا) دیده می‌شود که پشت هر کدام یک زن چادری ایستاده است. پس از این رژه‌ی مسلحانه زنان، از روز سه‌شنبه‌ی گذشته لانچرهای موشکی و پهپادی هم به تجمعات هواداران حکومت در شهرهای تهران، اصفهان، بوشهر، کرمان، زنجان، تبریز و ارومیه اضافه شد. این‌ها در کنار شعارهای تندی که از رسانه‌های رسمی تبلیغ می‌شوند و بر ادامه‌ی جنگ و «نابودی اسرائیل و آمریکا» تاکید دارند، آتش‌بس را در ایران بی‌معنی کرده‌اند.

خانواده‌ی «زهرا» مادر یکی از جوانان کشته‌شده در کشتار ژانویه، می‌گویند مجبور شده‌اند او را از تهران به یکی از شهرهای شمال کشور ببرند: «زهرا هر شب به محلی که پسرش را کشتند می‌رفت و به گروه‌های نظامی موتورسوار که از آن خیابان رد می‌شدند فحش می‌داد. چند بار هم با تجمعات هواداران حکومت درگیر شده بود و او را زده بودند.»

در روزهای ابتدایی آغاز جنگ، فقط نیروهای موتورسوار سپاه پاسداران و بسیج در خیابان‌ها حضور داشتند. اما دستگاه تبلیغاتی حکومت به سرعت وارد عمل شد و از هفته دوم جنگ هواداران حکومت را برای شرکت در تجمعات شبانه بسیج کرد. با این شعار که خطاب به نیروهای نظامی داده می‌شود: «میدان [جنگ] با تو، خیابان با ما.» منظور از این شعار این است که در صورت بروز مجدد اعتراضات مردمی، این هواداران حکومت معترضان را سرکوب خواهند کرد.

آن‌ها هر شب از ساعت ۲٠ در میدان‌ها و خیابان‌های اصلی تجمع می‌کنند یا با کاروان‌های خودرویی در محله‌های مختلف رژه می‌روند. کاروان‌ها معمولاً شامل ۲٠ تا ۳٠ اتومبیل است که اغلب زنان و دختربچه‌های چادری در آن‌ها دیده می‌شوند. پرچم ایران که از زمان تاسیس جمهوری اسلامی یک الله در وسط و عبارت عربی الله اکبر بر حاشیه‌اش افزوده شده، حالا یک مهمان ناخوانده‌ی دیگر هم دارد: تصویری از مجتبی خامنه‌ای رهبر جدید که روی پرچم‌های حامیان حکومت دیده می‌شود. وانت‌هایی مجهز به بلندگوهای بزرگ با صدای بلند نوحه و رجزخوانی مذهبی پخش می‌کنند و توسط چند موتورسوار مسلح نقاب‌دار اسکورت می‌شوند. شعار اصلی آن‌ها «مرگ بر وطن‌فروش خائن» است که مشخصاً علیه مردم عادی داده می‌شود.

این تجمعات شبانه که با وجود آتش‌بس همچنان ادامه دارد، از زمان آغاز جنگ کمک‌های مختلفی به جمهوری اسلامی کرده است: ابتدا ترساندن شهروندان عادی، همچنین روحیه‌بخشی به نیروهای نظامی، و در زمان حمله هوایی به ایست‌های بازرسی نیز از این جمعیت‌ها به عنوان «سپر انسانی» استفاده شد. بین مردم شایع شده که جابه‌جایی بعضی سران سپاه پاسداران که در خطر ترور هستند، به وسیله همین کاروان‌های شبانه اتفاق می‌افتد.

«امین» مدرس فلسفه که به گفته‌ی خودش به «گفت‌وگو به‌جای خشونت» اعتقاد دارد، از اتفاقی که اخیرا در یک ایستگاه مترو تجربه کرده می‌گوید: «با همسرم تلاش کردیم با گروهی از هواداران حکومت گفت‌وگو کنیم. حواس‌مان بود که هیچ حرف تحریک‌کننده‌ای نزنیم. ولی خیلی زود فضا متشنج شد و همگی شروع کردند به شعار دادن. بعد هم یکی از زنان با دسته‌ی چتر به سر من کوبید.»

این دو شهروند بیچاره مجبور شدند از مترو پیاده و از ایستگاه خارج شوند: «اما آن‌ها که ده- دوازده نفر بودند ول‌مان نکردند. تعقیب‌مان کردند و فحش می‌دادند و الله اکبر می‌گفتند!»

جدا از چنین رفتارهای خشن که هر روز توسط شهروندان عادی گزارش می‌شود، منتقدان درباره «عادی‌نمایی خشونت» در این تجمعات و دادن اسلحه به دست زنان و کودکان، یا آموزش باز و بسته‌کردن تفنگ و شلیک با آن هشدار می‌دهند. وجود لانچرهای موشکی در خیابان‌ها هم یکی از ترسناک‌ترین خطرهایی است که در صورت ادامه‌یافتن جنگ، جان غیرنظامیان را تهدید می‌کند.

عضوگیری از نوجوانان ۱۲ ساله به عنوان نیروی مسلح در ایست‌های بازرسی نیز یکی از تخلفات جنگی و خلاف کنوانسیون حقوق کودک است که با حوادث خونباری همراه بوده؛ از جمله کشته‌شدن نوجوانان در حملات هوایی به ایست بازرسی‌ها، شلیک بی‌ضابطه به شهروندان، یا حتی شلیک اشتباهی به خود نیروها! هفته گذشته یک نوجوان ۱۶ ساله به دلیل شلیک اتفاقی به پای خودش، در بیمارستان رسول اکرم تهران بستری شد.

«فرشته» عکاس اجتماعی که بارها در تظاهرات‌های حکومتی از جمله تشییع‌جنازه سرداران سپاه پاسداران حضور داشته می‌گوید: «هر بار که برای عکاسی به خیابان می‌روم حداقل سه بار ماموران جلویم را می‌گیرند. بعضی وقت‌ها فقط کارت خبرنگاری و چند عکس آخرم را چک می‌کنند. ولی در بیشتر موارد برخوردشان زننده و خشن است.»

او در مورد جنس افرادی که در تجمعات شبانه حضور دارند می‌گوید: «جالب است که در این اوضاع وحشتناک اقتصادی، خیلی از حامیان حکومت افرادی هستند که ماشین‌های نو چینی سوارند و ظاهر فربه‌ای دارند. همه‌شان هم مذهبی دوآتشه هستند و حتی کودکان‌شان هم چادر مشکی به سر دارند. بین‌شان گاهی کسانی را هم می‌بینم که از قشر بسیار فقیر جامعه هستند؛ پیک موتوری، یا کارگر شهرداری با لباس رفتگری.»

شایعه شده که به این شرکت‌کنندگان هر شب مبالغی بین ۲ تا ۳ میلیون تومان داده می‌شود. هنوز شواهد قطعی در این‌باره در دست نیست، اما ویدئوهایی از توزیع اسکناس بین این افراد توسط نیروهای حشدالشعبی منتشر شده. در مساجد که پایگاه اصلی سازماندهی تجمعات هستند هم توزیع غذا، کیسه‌های برنج و روغن دیده می‌شود. این در حالی است که با بالاگرفتن بحران اقتصادی در ایران، از چهار ماه پیش کالاهایی مثل گوشت و روغن به شدت گران شده‌اند و دولت این اجناس را با کوپن‌های الکترونیک سهمیه‌بندی کرده است.

از دیگر مواردی که به عصبانیت شهروندان ایرانی دامن زده، جولان گروه‌های شبه‌نظامی خارجی در خیابان‌های ایران است. اعضای گروه‌های پیکارجوی تحت حمایت جمهوری اسلامی مثل حشدالشعبی عراق، فاطمیون افغانستان، زینبیون پاکستان و... که در کشتار هولناک غیرنظامیان ایرانی در ژانویه‌ی گذشته دست داشتند، امروز در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها رژه می‌روند و در تجمعات شبانه با پرچم‌هایشان حضور دارند. فعالان سیاسی مخالف حکومت می‌گویند این خلاف قانون اساسی و یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های جمهوری اسلامی به مدنیت در ایران است.

صداوسیمای جمهوری اسلامی در تبلیغات خود از تجمعات شبانه هوادارانش به عنوان «دستاورد بزرگ» یاد می‌کند. روز چهارشنبه تلویزیون حکومت اعلام کرد «۴۵ درصد مردم ایران در تجمعات شبانه شرکت می‌کنند.» و از سوی دیگر: «۸۷ درصد مردم معتقدند جنگ باید ادامه پیدا کند.»

بیش از ۱٠٠ روز محدودیت اینترنت و بیش از ۵٠ روز قطع کامل اینترنت بین‌المللی در ایران، فضایی مصنوعی پدید آورده تا بخش تندرو حکومت با کنترل روند اطلاع‌رسانی، ضمن اعلام پیروزی قطعی بر «آل یهود و آمریکای جهان‌خوار» مانع از هرگونه توافق صلح شوند. در روزهای جنگ حتی حرف‌زدن درباره آتش‌بس هم در رسانه‌ها ممنوع بود و کار به جایی رسید که پس از برقراری آتش‌بس اخیر، «محمد باقر قالیباف» سردار سپاه و رئیس مجلس شورای اسلامی که مسئول مذاکرات بود مجبور شد در پیامی تلویزیونی به حامیان جنگ توضیح دهد. او با جملاتی نرم و محافظه‌کارانه گفت که برخلاف تبلیغات رسمی که به مردم القا شده، «ما دشمن را نابود نکرده‌ایم، ولی برنده جنگ هستیم!»

این سرخوردگی بزرگی برای تجمع‌کنندگان هوادار حکومت بود که بی اطلاع از واقعیت‌های میدانی جنگ، نزدیک به ۴٠ شب را در خیابان‌ها گذرانده و پرچم تکان داده بودند.

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: