به گزارش آیندگان؛ روزنامه لیبراسیون در این گزارش که با تیتر اصلی «En Iran, le difficile travail des soignants face à la répression : «Les médecins sont terrifiés en voyant les blessures» دوشنبه ۱۹ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر شده، نوشته؛
با گذشت یک هفته از کشتار معترضان در ایران، هنوز پیکر بسیاری از کشتهشدهها دفن نشده و مجروحان به صورت مخفیانه در خانهها و پناهگاههای موقتی درمان میشوند. از روز سهشنبه هفته گذشته که با وجود قطع سراسری اینترنت در ایران کمکم تصاویر هولناکی از شرایط آخرزمانی پزشکیقانونی کهریزک به رسانههای خارج کشور درز کرد، دستور دفن اجساد شناسایینشده در گورهای بینشان صادر شد. مسئولان حکومت جمهوری اسلامی تلاش دارند هرچه زودتر به این بحران انسانی پایان داده و با مخفیکردن شواهد قتلعام معترضان، اوضاع را عادی جلوه دهند.
نهادهای حقوق بشری تاکنون جانباختن بیش از سه هزار معترض غیرنظامی را تایید کرده و در حال بررسی گزارشها درباره چهار هزار قتل حکومتی دیگر هستند. این آمار در شرایط قطع ارتباطات و اینترنت تهیه شده و طبق برآوردهای اولیه ممکن است بین ۱۲ تا ۲٠ هزار نفر از مردم ایران به دست نیروهای حکومتی کشته شده باشند.
در یک پناهگاه حیوانات آسیبدیده در جنوب تهران، شبها برای اینکه صدای ناله و فریاد زخمیها از بیرون شنیده نشود، یکی از مربیها با صدای اسباببازی سگها را تحریک میکند تا سروصدا کنند. این یکی از مراکز درمانی مخفی است که از هفته گذشته به عنوان بیمارستان صحرایی معترضان استفاده میشود.
مربی میگوید: «نیازی به تشویق من نیست. این روزها رفت و آمد غریبهها زیاد است و بوی خون، حیوانات را تحریک میکند.»
یکی از امدادگران میگوید تا روز پنجشنبه ۱۸ دی شرایط بیمارستانها هنوز وخیم نشده بود. از روز پنجشنبه که سیل جمعیت در خیابانها به راه افتاد و درگیریها شدید شد، به خصوص در ساعات آخر شب، بیمارستانها دیگر یک لحظه خالی نمیشد و سیستم از کار افتاده بود.
پیش از قطع اینترنت تصاویر شوکهکنندهای از حمله نیروهای نظامی به دستکم سه بیمارستان در تهران، ایلام و آبدانان منتشر شد.
در این تصاویر دیده میشد که به داخل بیمارستانها گاز اشکآور پرتاب شده و نیروهای گارد ضدشورش برای ربودن زخمیها به داخل ساختمان بیمارستانها حمله کردند.
به گفته شاهدان عینی، نیروهای نظامی و شبهنظامیان هوادار جمهوری اسلامی به زخمیها، همراهان بیماران و اعضای کادر درمان حمله کرده و زخمیها را با ضرب و شتم با خودشان بردهاند.
در چنین شرایطی انتقال کشتهها و زخمیها به مراکز درمانی عاقلانه نبود. ش خانم ۴۳ ساله میگوید: «دو روز پیش از شروع کشتار، در میدانی سه گلوله ساچمهای خوردم. ترجیح دادم به بیمارستان نروم و خودم در خانه جراحتها را بخیه زدم. از قبل تجربه کار با حیوانات را داشتم و حالا به امدادگرهای مردمی کمک میکنم.»
به معترضان زخمی که اکثراً از جوانان زیر ۳٠ سال هستند روی میز جراحی دامپزشکی رسیدگی میشود.
در خانهای که یک معترض زخمی بستری است، س خانم پرستار جوانی که برای درمان مردم خانه به خانه میرود، مشغول آموزش پانسمان و استریلکردن وسایل جراحی به دیگران است.
او میگوید در سردخانه بیمارستان ردیف جنازههایی که بدون کاور ماندهاند تا دم در ادامه دارد و مجبور شدهاند جنازهها را رویهم بگذارند. او میگوید پزشکان و پرستاران از دیدن انبوه جنازهها شوک شدهاند، حتی آنها که بیش از بیست سال سابقه کار دارند این تعداد جنازه را باور نمیکنند.
خانم بهیاری که تجربه حضور در جبهه جنگ ایران و عراق را داشته به او گفته است: «چیزهایی دیدم که در جنگ هم ندیده بودم.»
س نگران است که نخ و سوزن و گاز استریل و سِتهای جراحی کمیاب شده. اما نگرانی اصلی همه، شناسایی و بازداشت او است. در حوادث سه سال پیش در «جنبش مهسا»، پزشکان و پرستارانی مثل «آیلار حقی» به دست سرکوبگران دولتی شناسایی و کشته شدند.
یک امدادگر غیرحرفهای با نام مستعار «علی» درباره تعداد مجروحانی که شخصاً دیده میگوید: «واقعاً نمیدانم چند نفر. پنجشنبه تا صبح تلفن جواب میدادم و کمک جور میکردم. خودم آن روز ۶ نفر را در خانه درمان کردم. در کل حدود ۱۵- ۱۶ مجروح به من رسید. یکسریها را هم به پزشک ارجاع دادم چون گلوله جنگی خورده بودند و کار من نبود. فقط یک مورد که گلوله از بازوی فرد رد شده بود را پانسمان کردم.»
این امدادگر که به خاطر علاقه به کوهنوردی دورههای امداد و نجات را گذرانده میگوید بیشتر افراد با گلولههای تفنگ ساچمهزن مجروح شدهاند، اما نه ساچمههای معمولی که در اعتراضات قبلی دیده بودیم و پرتعداد و کوچک بودند: «پزشکها از دیدن زخمها وحشتزده شدهاند چون ماموران از گلولههایی استفاده کردند که ساچمههای بزرگتر دارد و برای شکار حیوانات درشتجثه مثل گراز استفاده میشود. این ساچمهها اگر از فاصله زیاد به فرد بخورد به شدت مجروح میکنند و از فاصله نزدیک قطعاً کشنده هستند. من این فشنگها را در تفنگ دولول شکارچیها دیده بودم.»
به گفته علی در اعتراضات قبلی (مثل جنبش مهسا یا آبان ۹۸) شلیک به پا هم دیده میشد اما در کشتار اخیر بیشتر جراحتهای ناشی از ساچمه به سر و صورت، شکم و زیر شکم، کتف، دست و پهلوی مردم غیرنظامی بوده: «من موردی که به صورت خورده باشد نداشتم. چون وضع این افراد خیلی خراب بود و باید با وجود خطر بازداشت، به مراکز چشمپزشکی میرفتند.»
بعضی منابع مستقل از دستکم ۶ هزار آسیب چشمی و صدها تخلیه چشم در دو روز پنجشنبه و جمعه گذشته خبر میدهند. علی میگوید در بیمارستان کسرا کرج فقط ظرف پنجشنبهشب تا صبح، حدود ۴٠ چشم تخلیه شده است.
همچنین تعداد زیادی قطععضو به دلیل اصابت گلولههای جنگی و خردشدن استخوانها گزارش شده. امدادگران خانگی برای درمان مجروحان با مشکلات زیادی مثل کمبود تجهیزات مواجهاند و داروهای ضددرد نایاب شده است.
س که پرستار بیمارستانی در تهران است میگوید: «آرامبخشهایی مثل پتدین جزو داروهای بیمارستانی است و در حالت معمول باید بعد از استفاده، پوکهاش را تحویل بخش بدهیم. الان پتدین کیمیا است! من خودم ۴٠٠ خشاب ترامادول تهیه کردم ولی در جراحتهایی که خونریزی شدید است نمیشود به افراد ترامادول داد چون امکان ایست قلبی وجود دارد.»