ستاره سابق فوتبال انگلیس و مجری پیشین بیبیسی حالا پس از خروج از بیبیسی، با شرکت رسانهای خودش، Goalhanger، وارد مرحله تازهای شده؛ قراردادی ۱۴ میلیون پوندی با نتفلیکس برای پخش روزانه پادکست «The Rest is Football» در طول جام جهانی امضا کرده و شرکتش ارزشی بیش از ۱۰۰ میلیون پوند پیدا کرده است.
در بخش دیگری از گفتوگو، لینهکر درباره جام جهانی ۲۰۲۶ ابراز نگرانی میکند؛ از فضای سیاسی آمریکا و «ترامپیسم» گرفته تا قیمتهای سرسامآور بلیت که به گفته او ممکن است هواداران واقعی را از ورزشگاهها دور کند.
در ادامه، ترجمه کامل گفتگوی مت اسلیتر (Matt Slater) با گری لینهکر را که با تیتر اصلی «Gary Lineker interview: Why BBC ‘marriage’ ended, his World Cup fears – and one big regret» روز ۳ ژوئن ۲۰۲۶ در نیویورک تایمز / The Athletic منتشر شده است را بخوانید؛
روی سقف بالای کافیبار یک صفحه شطرنج عظیم دیده میشود، روی دیوارها پیچکهای سیاه و صاعقههای دوشاخه نقاشی شده و اتاقهای جلسه نامهایی مثل «یازده»، «هاوکینز» و «دنیای وارونه» دارند.
اینجا طبقه هفتم دفتر مرکزی نتفلیکس در بریتانیاست؛ جایی که هر طبقه بر اساس یکی از سریالهای پرفروش این پلتفرم طراحی شده است، و مکان مناسبی برای مصاحبه با گری لینهکر است؛ کسی که تا جایی که به یاد داریم، اتفاقات عجیب و غیرمنتظره برایش رخ داده است.
در یک جهان موازی، این مرد ۶۵ ساله انگلیسی تابستان امسال اجرای پوشش جام جهانی بیبیسی را بر عهده دارد، همانطور که در شش دوره اخیر مسابقات مردان انجام داده بود.
اما در جهان ما، کمی بیش از یک سال پیش، لینهکر پستی درباره صهیونیسم را در اینستاگرام بازنشر کرد که شامل ایموجی موش بود؛ کلیشهای یهودستیزانه. او گفت اگر آن ایموجی را دیده بود چنین کاری نمیکرد، و بلافاصله پس از تذکر آن را حذف کرد و بابت اشتباه عذرخواهی کرد. با این حال، بابت «اظهارنظر درباره مسائل انسانی، از جمله فاجعهای که در غزه در حال وقوع است» عذرخواهی نکرد.
اما این جنجال مرتبط با اظهارنظر، دیگر برای او و بیبیسی بیش از حد بود و تور خداحافظی برنامهریزیشدهاش، که قرار بود در ماه ژوئیه در آمریکا به اوج برسد، ناگهان لغو شد.
با این حال، در زندگی لینهکر معمولاً چیزها برای مدت طولانی وارونه باقی نمیمانند.
شش ماه پس از ترک بیبیسی، او اعلام کرد که «گولهنگر»، شرکت رسانهای مستقلی که در سال ۲۰۱۴ همراه با تونی پاستور، مدیر پیشین ITV Sport، برای ساخت مستندهای فوتبالی تأسیس کرده بود، قراردادی به ارزش ۱۴ میلیون پوند (۱۸.۹ میلیون دلار) با نتفلیکس امضا کرده است تا نسخههای روزانه پادکست بسیار محبوب «The Rest is Football» را در طول جام جهانی از استودیویی مشرف به میدان تایمز نیویورک پخش کند.
یک ماه بعد، شرکت سرمایهگذاری مستقر در لسآنجلس «چرنین گروپ» اعلام کرد که کمی کمتر از یکچهارم سهام گولهنگر را خریداری کرده است؛ شرکتی که اکنون ۲۵۰ هزار مشترک پولی دارد، علاوه بر میلیونها شنوندهای که هر بیست دقیقه یا بیشتر چند آگهی را تحمل میکنند.
هیچیک از طرفین مبلغ پرداختی را اعلام نکردند، اما شایعات صنعت رسانه میگوید این معامله ارزش کسبوکاری را که زمانی تنها یک فعالیت جانبی بود، بسیار بالاتر از ۱۰۰ میلیون پوند (۱۳۵ میلیون دلار) ارزیابی کرده است.
لینهکر میگوید: «عالی است و امیدوارم به رشد ما، بهویژه در آمریکا، کمک کند.»
او که از دنداندردی رنج میبرد اما در غیر این صورت آرام به نظر میرسد، ادامه میدهد: «ما همین حالا هم خیلی سریع در حال رشدیم — کسبوکاری شگفتانگیز است. ما فقط داریم سرهمبندی میکنیم، نمیدانیم دقیقاً چه میکنیم اما somehow جواب میدهد.»
جواب میدهد؟ من به او اشاره میکنم که تا صبح روز گفتوگوی ما، پادکستهای گولهنگر — در موضوعاتی از فوتبال گرفته تا سیاست، تاریخ تا سرگرمی — رتبههای اول، دوم، چهارم و پنجم جدول اپل را در اختیار داشتند و شش برنامه دیگر نیز در میان ۴۰ تای برتر بودند. آنها در رتبهبندی اسپاتیفای نیز وضعیت مشابهی داشتند.
او میگوید: «بله، بد نیست، نه؟ اما حالا عادی شده، مخصوصاً دو روز اول هفته. تونی و جک (داونپورت، تهیهکننده سابق رادیو بیبیسی که در سال ۲۰۲۲ به گولهنگر پیوست وقتی شرکت به سمت پادکست رفت) شرکت را فوقالعاده اداره میکنند. من فقط تعداد زیادی پادکست ضبط میکنم و هر از گاهی به دفتر سر میزنم.»
او ادامه میدهد: «مثل کل زندگیام است، واقعاً. بقیه همه کارها را انجام میدهند و من تشویقها را میگیرم. دیوانهکننده است.»
این شوخیای است که از زمانی میکند که جان بارنز و پیتر بردزلی او را برای زدن شش گل در جام جهانی ۱۹۸۶ مکزیک آماده کردند؛ گلی که برای بردن کفش طلای آن تورنمنت کافی بود. اما این شوخی همچنین الگویی را توضیح میدهد که در زندگی لینهکر دیده میشود: او اجازه نمیدهد خودش را بر اساس انتظارات پایین دیگران تعریف کند.
او که در خانوادهای سبزیفروش به دنیا آمد، در ۱۶ سالگی مدرسه را با کارنامهای نهچندان درخشان ترک کرد که در آن نوشته شده بود «بیش از حد روی فوتبال تمرکز میکند» و «هرگز از آن امرار معاش نخواهد کرد» — پیشبینیای که در آن زمان چندان هم بد نبود، زیرا او در کریکت نیز به همان اندازه خوب بود.
با این حال، او حرفهای شد و برای باشگاه شهر زادگاهش لسترسیتی بازی کرد، سپس به اورتون، بارسلونا، تاتنهام هاتسپر و در نهایت ناگویا گرامپوس ایت در ژاپن رفت. او هرگز در طول ۱۶ سال دوران حرفهایاش قهرمان لیگ سطح اول نشد — و هرگز کارت زرد یا قرمز دریافت نکرد — اما در انگلیس و اسپانیا جامهایی کسب کرد، جوایز فردی متعددی گرفت و گلهای فراوانی زد، از جمله ۴۸ گل برای تیم ملی انگلیس.
لینهکر که بهطور طبیعی توانایی برقراری ارتباط دارد، ورودش به عرصه کارشناسی فوتبال تعجبآور نبود، اما انتصابش به عنوان مجری اصلی فوتبال بیبیسی در سال ۱۹۹۹ تعجببرانگیز بود، زیرا این سمت پیشتر معمولاً در اختیار مجریان باسابقه قرار داشت. طی یکربع قرن بعد، او به گلف، المپیک و هر برنامهای که سازمان میتوانست به او بسپارد، پرداخت. همچنین به پردرآمدترین کارمند بیبیسی تبدیل شد و در سال پایانیاش ۱.۳۵ میلیون پوند (۱.۸۲ میلیون دلار) درآمد داشت.
در همین فاصله، او رهبری کنسرسیومی را بر عهده داشت که در سال ۲۰۰۲ لسترسیتی را از ورشکستگی نجات داد، چهره تبلیغاتی برند اصلی چیپس کشور شد و یک قسمت از برنامه شاخص «Match of the Day» بیبیسی را با لباس زیر اجرا کرد تا به وعدهای که در توییتر داده بود — مبنی بر اینکه لستر لیگ برتر را نخواهد برد — وفادار بماند.
با این حال، آن توییت تنها پیامدهای خفیفی داشت در مقایسه با چندین توییت دیگر که طی سالها منتشر کرد و در آنها ناامیدی و گاهی خشم خود را نسبت به سیاستهای دولت درباره مهاجرت، خاورمیانه و دیگر مسائل اجتماعی بیان کرد. این موضوع او را در موقعیتی غیرعادی قرار داد؛ هم مایه دردسر برای بیبیسی و هم دارایی بسیار ارزشمند آن، و در عین حال هدف انتقادات مکرر رسانههای راستگرای بریتانیا که بسیاری از آنها منافع تجاری در تضعیف بیبیسی دارند.
تنشهایی که از امتناع او برای ماندن در چارچوب محدودی که رقبای بیبیسی برایش تعیین کرده بودند ایجاد شد، همراه با این واقعیت نهچندان کوچک که گولهنگر تا آن زمان در بازار روبهرشد پادکست بریتانیا عملکردی بهتر از کارفرمای اصلیاش داشت، به خروج زودتر از برنامهریزیشده او از این پخشکننده ملی انجامید.
او درباره پایان کارش در بیبیسی میگوید: «باید اصول خودت را داشته باشی. مثل یک ازدواج بود. آرامآرام فروکش کرد. تنها پشیمانیای که دارم همان ایموجی موش است. هیچ چیز دیگر. بلافاصله عذرخواهی کردم و دوباره هم عذرخواهی کردم.»
او ادامه میدهد: «فکر نمیکنم کسی تصور کند عمدی بوده است. اما عذرخواهی کردم چون اشتباه بود. ندیده بودمش. آنقدرها هم احمق نیستم.»
با توجه به دستاوردهایش، افراد عاقل کمی لینهکر را احمق میدانند. نتفلیکس و چرنین گروپ قطعاً چنین نظری ندارند.
نتفلیکس حدود یک سال پیش به گولهنگر نزدیک شد، اندکی پس از آنکه این شرکت مذاکره با رسانه آمریکایی The Ringer را برای پخش نسخههای ویدیویی مجموعه پادکستهایش آغاز کرده بود. افزودن پادکستهای محبوب به فهرست برنامهها، بسیار ارزانتر از خرید حق پخش زنده مسابقات ورزشی است و راهی هوشمندانه برای نتفلیکس محسوب میشود تا وارد گفتوگوی جهانی بیپایان درباره ورزش شود.
نخستین قسمت «The Rest is Football» در ۱۰ ژوئن، در آستانه آغاز مسابقات، پخش خواهد شد و در مجموع ۴۰ قسمت تا ۱۹ ژوئیه، روز فینال، برنامهریزی شده است. آلن شیرر، همکار همیشگی لینهکر و مهاجم سابق انگلیس که همچنان همکار بیبیسی است، بهصورت حضوری در کنار او خواهد بود. سومین عضو این سهنفره، مایکا ریچاردز، مدافع پیشین منچسترسیتی و انگلیس و چهره آشنا برای مخاطبان آمریکایی از طریق همکاری با CBS Sports در لیگ قهرمانان، از استودیوی مجازی بیبیسی در سالفورد (که خود موضوعی بحثبرانگیز در بریتانیاست) به آنها ملحق خواهد شد. او همچنین چند حضور حضوری نیز خواهد داشت.
این برنامه همچنین شامل چند خبرنگار خواهد بود — الکس آلجو در نقشی سیار مهارتهای زبانی خود را به نمایش خواهد گذاشت و راب جونز از اسکای اسپورت در اردوی انگلیس حضور خواهد داشت — و فهرستی از مهمانان پرستاره نیز وعده داده شده است. نه گولهنگر و نه نتفلیکس هنوز نامی اعلام نکردهاند، اما اتلتیک دریافته است که هری مگوایر، که بهطور بحثبرانگیزی از فهرست جام جهانی انگلیس کنار گذاشته شده، تابستان پرمشغلهای در پیش خواهد داشت.
آیا حالوهوای کلی برنامه شبیه «The Overlap» خواهد بود؛ پروژه رسانهای بسیار موفق دیگری که توسط گری نویل بنیانگذاری و اجرا میشود؟
لینهکر میگوید: «اصلاً شبیه آن برنامه نخواهد بود… برنامه ما کمی فراتر از فقط منچستریونایتد است»، و سپس اضافه میکند «شوخی کردم.»
اما من به او پیشنهاد میکنم که پس از سالها سنجیدن عملکردهای جام جهانی خود در برابر هر ترکیب کارشناسی که رقیب تجاری بیبیسی، ITV، میتوانست جمع کند، اکنون به معیاری تازه نیاز دارد؛ جایی که امپراتوری «The Overlap» نویل وارد میشود. بههرحال، مدافع سابق منچستریونایتد و انگلیس که بعدها به تحلیلگر ارشد اسکای اسپورت تبدیل شد، چند هفته پیش از اعلام مشارکت گولهنگر و TCG، اکثریت سهام The Overlap را به شرکت رادیویی تجاری Global فروخت.
پادکست اصلی The Overlap «Stick to Football» است؛ گفتوگویی میزگردی با حضور نویل، رقیب قدیمی لیورپولیاش و همکار بحثبرانگیزش در اسکای، جیمی کرگر، همتیمی سابقش در یونایتد و کارشناس ITV روی کین، چهره محبوب ملی ایان رایت و ملیپوش پیشین انگلیس جیل اسکات.
اگر این توضیحات کمی گیجکننده به نظر میرسد — زیرا همه این افراد چندین نقش دارند — باید گفت که وقتی کرگر و ریچاردز در ژانویه برای CBS در لیگ قهرمانان حضور داشتند، کرگر ریچاردز را درباره قرارداد نتفلیکس دست انداخت و از «The Rest is Football» بهعنوان «پادکستی که هیچکس گوش نمیدهد» یاد کرد.
برای ثبت در تاریخ: در زمان نگارش این متن، «The Rest is Football» در دسته ورزش اپل در بریتانیا رتبه نخست و در مجموع رتبه چهاردهم را دارد. «Stick to Football» در جدول ورزش هفتم و در مجموع رتبه ۸۴ را دارد.
پس آیا رقابتی وجود دارد؟
لینهکر میگوید: «از نظر پادکست، نه. ما از نظر فوتبال خیلی جلوتر هستیم. برنامه آنها بیشتر یک برنامه یوتیوبی است و در یوتیوب عملکرد خوبی دارد — واقعاً پادکست نیست. هفته پیش جیمی (کرگر) را دیدم و کمی دربارهاش خندیدیم.»
اما بهعنوان یک ورزشکار، آیا به رقیب نیاز ندارید؟
او میگوید: «بله، اما نمیتوانیم مقابل هم بازی کنیم. مثل بیبیسی و ITV در جام جهانی است. قبلاً برایم مهم بود که چه کسی بیشترین مخاطب را دارد. بیبیسی همیشه در مقایسه مستقیم برنده میشود، اما میتوانستی ببینی چه کسی در مسابقات اختصاصی مخاطب بیشتری دارد.
«اما در چند تورنمنت اخیر، فکر کردم این حرفها پوچ است. این ورزش نیست. فقط تلاش میکنی یک برنامه تلویزیونی خوب بسازی و شاید بعضیها برنامه طرف مقابل را ترجیح بدهند و مهم هم نیست. بعضیها شاید Stick to Football را به The Rest is Football ترجیح بدهند، اشکالی ندارد. اما خیلیها هم ما را ترجیح میدهند که آن هم عالی است. میتوانی هر دو را گوش بدهی.»
قطعاً میتوان بیش از یک پادکست گولهنگر را دنبال کرد.
او میگوید: «بله، دیوانهکننده است. هرگز انتظارش را نداشتم. من و تونی یک شرکت کوچک برای ساخت مستندهای ورزشی راه انداختیم. بعد گفتیم این داستان پادکست چیست؟»
نخستین تلاش «Behind Closed Doors» بود؛ برنامهای سبک درباره داستانهای رختکن فوتبال. لینهکر آن را همراه با دنی بیکر، روزنامهنگار انگلیسی و نویسنده طنز، اجرا کرد. دو سال ادامه داشت و کتابی با همین عنوان نیز منتشر شد.
او ادامه میدهد: «بعد گسترش دادیم. تونی که علاقهمند جدی جنگ جهانی دوم است، در یک کتابفروشی دید چهار کتاب از ده کتاب پرفروش درباره جنگ جهانی دوم هستند. بعد گفت دنبال پادکستی در این زمینه گشته ولی پیدا نکرده. گفت: ‘یکی بسازیم؟’»
از آن جرقه، موفقیت عظیم «We Have Ways of Making You Talk» متولد شد؛ با اجرای تاریخدان جیمز هالند و کمدین ال موری، که اکنون در آستانه هزارمین قسمت است.
لینهکر توضیح میدهد: «هر تابستان جشنوارهای دارد که کاملاً دیوانهکننده است، پر از تانک و این چیزها — سلیقه من نیست، ولی قطعاً مال تونی است.»
«بعد برادر جیمز، تام، خواست برنامهای درباره کل تاریخ بسازد و دستکم شش ماه طول کشید تا شریک مناسب پیدا شود. در نهایت تونی به او گفت: ‘اگر در میخانه بودی، دوست داشتی کنار کدام دوست تاریخدانت باشی؟’ او گفت ‘دومینیک’ و بقیهاش شد تاریخ!»
در واقع همینطور شد. «The Rest is History» نهتنها تام هالند و دومینیک سندبروک را به ستارگان بینالمللی و مردانی بسیار ثروتمند تبدیل کرد، بلکه برند صوتی داغ بریتانیا را خلق کرد. و تصور کنید هالند ابتدا میخواست نام برنامه را «Podpast» بگذارد.
در حال حاضر، این تنها تولید گولهنگر است که بهطور منظم در جدولهای آمریکا ظاهر میشود.
آیا آمریکا مرز بعدی است؟ آیا نتفلیکس و TCG روی همین حساب باز کردهاند؟
لینهکر میگوید: «همه میخواهند آمریکا را فتح کنند، نه؟ مثل گروههای موسیقی، حتی فیفا — برای همین دوباره جام جهانی را در آمریکا برگزار میکنند.
«اما من کاملاً راضیام. البته همه میخواهند کسبوکار رشد کند، اما برای من بیشتر خروجی مهم است. زندگی برایم خوب است. اگر رشد کند، عالی است و بخشی هیجانانگیز از آن خواهم بود.
«اما بزرگترین لذت من وقتی است که در خیابان راه میروم و کسی فریاد میزند ‘عاشق The Rest is Entertainment هستم’ یا Football یا History یا Politics یا هرکدام. همیشه مثبت است. در فوتبال همیشه اینطور نیست.»
با کمبود وقت، میپرسم آیا جام جهانی امسال بیشتر شبیه فوتبال خواهد بود یا پادکست از نظر «اما»ها.
او میگوید: «چند جام جهانی بازی کردهام و پوشش دادهام و همیشه چیزی هست — تجربه پیش از تورنمنت همیشه کمی ‘اوه خدا، دوباره شروع شد’ است.
«۲۰۱۴ برزیل را به یاد بیاور. تظاهرات عظیمی در خیابانها بود؛ مردم خشمگین بودند که پول برای ورزشگاهها خرج شده بهجای زیرساخت و بهداشت.
«۲۰۱۸ چهار سال پس از اشغال کریمه توسط روسیه بود، پس آن مسائل وجود داشت. جام جهانی قبلی در قطر، مسئله حقوق LGBT، مرگ کارگران در ساخت ورزشگاهها و فساد مربوط به واگذاری میزبانی مطرح بود. اما وقتی شروع شدند، همهشان عالی و بهیادماندنی شدند و مسائل پیش از تورنمنت فراموش شد.
«این یکی کمی متفاوت است، چون میزبان اصلی در نوعی جنگ با یکی از کشورهای حاضر در مسابقات است. و با این ‘ترامپیسم’ پیشبینی اتفاقات روزانه غیرممکن است و اینکه آیا جام جهانی تحت تأثیر قرار میگیرد یا نه. از این نظر کمی نگرانم. فکر میکنم خیلیها همین حس را دارند.
«نگرانی بزرگ دیگرم قیمت بلیتهاست. نمیفهمم فیفا چه میکند. لذت جام جهانی این است که هواداران برزیلی هزارانهزار میآیند، آرژانتینیها، هلندیها با لباس نارنجی، ما و همه هواداران دنیا.
«اما آیا فیفا آنها را از بازار بیرون میکند؟ آیا کاملاً شرکتی خواهد شد؟ مردم چطور از عهده این قیمتها برمیآیند؟ در قطر شنیدم هواداران آرژانتینی ماشینهایشان را فروخته بودند تا بیایند. این بار کافی نخواهد بود.»
آیا باید انتظار مونولوگ مشابه آنچه پیش از اولین بازی قطر در بیبیسی اجرا کرد داشته باشیم؛ وقتی آن را «بحثبرانگیزترین جام جهانی تاریخ» نامید؟
او میگوید: «صادق خواهیم بود، درباره نگرانیها صحبت میکنیم. اما مونولوگ نخواهم داشت، چون حالوهوای ما نیست. در بیبیسی متفاوت بود.
«هر کشوری مسائل خودش را دارد. میتوان درباره حقوق LGBT حرف زد که شامل بسیاری کشورها میشود. اگر هنوز در بیبیسی بودم، با توجه به اینکه چهار سال پیش انجام دادم، میگفتم شاید حالا هم باید انجام دهیم.
«اما درباره مسائل صحبت میکنیم — مثل قیمت بلیتها. و اگر اتفاقی بیفتد، مثلاً ICE هواداران را بازداشت کند — که فکر نمیکنم چنین کند — پوشش خواهیم داد.»
پیشتر گفته بودم من هم زمانی در بیبیسی کار میکردم. به او گفتم گرچه نمیتوانم از طرف همه همکاران سابقم صحبت کنم، اما با بیشتر توییتهایش موافق بودم و در عین حال از استاندارد دوگانه ناراحت میشدم؛ او بهعنوان فریلنسر اجازه اظهار نظر داشت، اما منِ کارمند نداشتم. مدتی درباره این موضوع صحبت کردیم و او توضیح داد قراردادش متفاوت بود و مشمول همان سیاست رسانههای اجتماعی نبود.
اما هنگام خداحافظی دوباره به آن برگشت.
او گفت: «متأسفم که جلوی تو را برای صحبت درباره مسائل گرفتند. واقعاً متأسفم. اما این مشکل آنهاست، نه من. باید با خودت صادق باشی.»
و حق با اوست.