به نوشته این هفتهنامه، جام جهانی ۲۰۲۶ فرصتی فراهم کرده تا هزاران هوادار اروپایی از نزدیک با آمریکا روبهرو شوند؛ تجربهای که بسیاری از آنها را شگفتزده کرده است. اکونومیست مینویسد هوادارانی که برای تماشای مسابقات به شهرهای مختلف آمریکا، یکی از سه میزبان تورنمنت سفر کردهاند، بیش از همه از رفاه حومه شهرها، وسعت زیرساختها و حتی مجتمعهای عظیم بینراهی مانند «باکیز» حیرت کردهاند. یکی از هواداران آلمانی پس از دیدن این مجتمعها در شبکههای اجتماعی نوشت: «رفقا، این فقط یک پمپبنزین است؟!»
اکونومیست میگوید همین تفاوتهای ملموس، نگرانی سیاستگذاران و اقتصاددانان اروپایی را درباره عقبماندن قاره از آمریکا تشدید کرده است. در مقابل، اختلاف اصلی میان اقتصاددانان بر سر این است که آیا اروپا واقعا از آمریکا فقیرتر شده یا تنها شیوه اندازهگیری اقتصاد چنین تصویری ایجاد میکند.
در یک سو، پل کروگمن معتقد است اروپاییها همچنان از افزایش بهرهوری و پیشرفت فناوری آمریکا بهرهمند میشوند و قدرت خریدشان افت محسوسی نکرده است. در سوی دیگر، اقتصاددانانی مانند فیلیپ آقیون و لوئیس گاریکانو استدلال میکنند که اروپا در رشد اقتصادی، نوآوری و بهرهوری به شکل محسوسی از آمریکا عقب افتاده است.
اکونومیست در پایان مینویسد با وجود اختلاف نظرها، هر دو طرف بر یک نکته توافق دارند: اروپا کندتر از آمریکا رشد میکند و در عصر هوش مصنوعی، ادامه این روند میتواند پیامدهای مهمی برای آینده اقتصادی این قاره داشته باشد.
در ادامه، ترجمه کامل یادداشت اکونومیست که با تیتر اصلی «Europe buys the future, America builds it» روز ۱۸ جون ۲۰۲۶ منتشر شده است را بخوانید؛
اروپا آینده را میخرد، آمریکا آن را میسازد؛ آیا این تفاوت اهمیت دارد؟ جدالی پرمخاطره میان دو سوی اقیانوس اطلس بر سر آمار تولید ناخالص داخلی شکل گرفته است.
اروپاییها معمولا برای تعطیلات به آمریکا سفر نمیکنند؛ هم فاصله زیاد است و هم این روزها هزینهها بسیار بالاست. اما جام جهانی استثناست. هوادارانی که تابستان امسال برای دنبال کردن تیمهایشان به آمریکا آمدهاند، با موسیقی کانتری، سس رنچ و از همه چشمگیرتر، رفاه گسترده حومه شهرهای آمریکا روبهرو شدهاند. یکی از کاربران آلمانی پس از دیدن یکی از شعبههای زنجیره پمپبنزین و مجتمعهای بینراهی «باکیز» در تگزاس نوشت: «رفقا، این فقط یک پمپبنزین است؟!»
همین ثروت و رفاه که گردشگران را شگفتزده میکند، نخبگان اروپایی را نگران کرده است. آمریکا که زمانی همسطح اروپا بود، اکنون به نظر میرسد با سرعت از آن پیشی میگیرد. ماریو دراگی، نخستوزیر پیشین ایتالیا و یکی از چهرههای برجسته اقتصاد اروپا، رکود این قاره را «چالشی وجودی» توصیف کرده است.
به همین دلیل، اختلافی فنی بر سر نحوه اندازهگیری عملکرد اقتصادی به موضوعی بسیار مهم تبدیل شده است. در یک سو پل کروگمن، اقتصاددان آمریکایی و برنده جایزه نوبل قرار دارد و در سوی دیگر فیلیپ آقیون، اقتصاددان فرانسوی و برنده نوبل، و لوئیس گاریکانو، اقتصاددان اسپانیایی. این جدال بیش از هر چیز به فینال جام جهانی اقتصاد شباهت دارد.

اختلاف بر سر یک عدد
شاخص سنتی که آقیون و گاریکانو از آن دفاع میکنند نشان میدهد تولید ناخالص داخلی سرانه فرانسه نسبت به آمریکا از سال ۱۹۹۰ تاکنون حدود ۱۵ واحد درصد کاهش یافته است. وضعیت بیشتر کشورهای اروپای غربی نیز مشابه است.
این شاخص که بر پایه «برابری قدرت خرید ثابت» (Constant PPP) محاسبه میشود، تولید هر کشور را با نرخ برابری قدرت خرید یک سال مبنا به واحدی مشترک تبدیل میکند و سپس با نرخ رشد واقعی همان کشور در طول زمان بهروز میشود.
اما کروگمن معتقد است معیار مناسبتر، «برابری قدرت خرید جاری» (Current PPP) است؛ روشی که در آن نرخ برابری قدرت خرید هر سال دوباره محاسبه میشود. در برخی کشورها مانند آمریکا و ژاپن، تفاوت این دو روش ناچیز است، اما در مورد اروپا نتایج کاملا متفاوت است. بر اساس روش دوم، تولید اروپا طی چند دهه گذشته نسبت به آمریکا تقریبا ثابت مانده و اروپا همچنان همپای آمریکا حرکت کرده است.
آیا اروپا واقعا عقب مانده است؟
حتی اقتصاددانان نیز در این بحث سردرگم شدهاند. اولیویه بلانشار، اقتصاددان ارشد پیشین صندوق بینالمللی پول، نوشت: «صادقانه بگویم کاملا گیج شدهام.»
کروگمن استدلال میکند که عملکرد قابلقبول اروپا بر اساس شاخص Current PPP نتیجه پدیدهای است که در نگاه اول عجیب به نظر میرسد: یک کشور میتواند از رقیبش کندتر رشد کند، اما الزاما فقیرتر نشود.
او توضیح میدهد اگر بخش فناوری آمریکا سریعتر از اروپا رشد کند، قیمت فناوری در سراسر جهان کاهش مییابد. در نتیجه، مصرفکنندگان اروپایی نیز از فناوری ارزانتر بهرهمند میشوند و بخشی از منافع رشد بهرهوری آمریکا به اروپا منتقل میشود.
در برخی شرایط، حتی ممکن است این منفعت به طور مساوی میان دو طرف تقسیم شود؛ همان چیزی که کروگمن در مدل خود نشان میدهد. در این صورت، اگرچه اقتصاد آمریکا سریعتر رشد کرده، قدرت خرید اروپاییها همچنان حفظ شده است.
اما مخالفان چه میگویند؟
منتقدان این نظریه معتقدند فرض اصلی کروگمن چندان واقعبینانه نیست. به گفته آنها، اگر آمریکا فناوری را ارزانتر تولید کند، طبیعی است که حجم فروش خود را نیز افزایش دهد و بخش عمده منافع را برای خود حفظ کند.
رابرت اینکلار، متخصص شاخصهای برابری قدرت خرید در دانشگاه خرونینگن، میگوید اگر نظریه کروگمن درست بود، اختلاف میان دو روش اندازهگیری باید هنگام مقایسه مصرف خانوارها از بین میرفت، زیرا هر دو طرف از فناوری ارزانتر استفاده میکنند. اما چنین اتفاقی رخ نمیدهد.
آیا هر دو طرف تا حدی حق دارند؟
آنتونن برژو از مدرسه عالی بازرگانی پاریس توضیح میدهد هر دو روش در تلاشاند یک مسئله واحد را حل کنند؛ مقایسه اقتصاد کشورها در طول زمان و میان کشورها. اما این کار را با دو مسیر متفاوت انجام میدهند.
مشکل اصلی به پیچیدگی محاسبه شاخص قیمتها بازمیگردد. کالاهایی که در یک کشور رایج هستند، ممکن است در کشور دیگر اصلا وجود نداشته باشند. برای مثال، پنیر محبوب فرانسویها با پنیر رایج آمریکاییها کاملا متفاوت است و بسیاری از محصولات اصلا در هر دو بازار عرضه نمیشوند.
به همین دلیل، هیچ شاخصی نمیتواند همزمان رفتار واقعی مصرفکنندگان را بهطور کامل نشان دهد و امکان مقایسه دقیق میان کشورها و در طول زمان را نیز فراهم کند.
وقت ضربات پنالتی
در این مرحله، احتمالا همه بهجز علاقهمندان جدی حسابهای ملی ترجیح میدهند تلویزیون را روشن کنند و فوتبال ببینند؛ دستکم در فوتبال، پس از پایان مسابقه همه میدانند چه کسی برنده شده است.
اما در این مناظره اقتصادی، هر دو طرف بر مواضع خود پافشاری میکنند.
کروگمن از «آزمون قدم زدن» حرف میزند و میپرسد: اگر اروپا واقعا فقیر شده، چرا زندگی در آن تا این اندازه دلپذیر به نظر میرسد؟
گاریکانو در مقابل «آزمون رانندگی» را پیشنهاد میکند. شاید حومه شهرهای آمریکا زیبایی شهرهای قرون وسطایی اروپا را نداشته باشند، اما رفاه از خانههای بزرگ و گاراژهای پر از خودرو در آنها کاملا پیداست.
نقطه توافق
با وجود اختلافها، هر دو طرف دستکم بر سه موضوع توافق دارند:
اروپا کندتر از آمریکا رشد میکند.
این روند یک مشکل جدی است؛ حتی اگر اروپا بتواند از نوآوریهای آمریکا بهرهمند شود، چنین مدلی برای اداره یک اقتصاد پایدار نیست.
عصر هوش مصنوعی ممکن است بسیار کمرحمتر از موجهای پیشین تحول فناوری باشد.
هواداران اروپایی که این روزها در سفر جادهای خود در آمریکا با شگفتی به مجتمعهای عظیم «باکیز» نگاه میکنند، دستکم درباره یک موضوع تردیدی ندارند؛ از نگاه آنها، فعلا آمریکا از اروپا جلو افتاده است.