به گزارش آیندگان؛ ایشان ثارور معتقد است که با این حال، جمهوری اسلامی خود را همچنان حفظ کرده، توان تاثیرگذاری بر تنگه هرمز را از دست نداده و شروط حداکثری در مذاکرات مطرح کرده است؛ از جمله حفظ غنیسازی، لغو تحریمها و دریافت غرامت. همزمان، حملات خسارات انسانی و زیرساختی گستردهای بر جای گذاشته و میلیاردها دلار هزینه نظامی برای آمریکا و اسرائیل ایجاد کرده است.
نویسنده استدلال میکند که رویکرد «قدرتمحور» و آنچه ذهنیت عصر حجر در سیاست خارجی ترامپ خوانده میشود، نه تنها به صلح پایدار نینجامیده، بلکه جایگاه راهبردی آمریکا را تضعیف کرده و به افزایش نفوذ چین و بیاعتمادی متحدان انجامیده است. تحلیلگران نیویورکر معتقدند نتیجه این جنگ بیشتر بازگشت به وضعیت پیش از درگیری است، آن هم با مخاطراتی عمیقتر برای آینده.
به عقیده نیویورکر، «یک آتشبس موقت نمیتواند هرجومرج جنگی را از میان ببرد که کاخ سفید آغاز کرد، بیآنکه درک کاملی از پیامدهای آن داشته باشد.»
در ادامه ترجمه کامل گزارش ایشان ثارور را که با تیتر اصلی «A U.S.-Iran Ceasefire Is Here, but Trump’s Stone Age Mentality Endures» روز ۸ آوریل ۲۰۲۶ در نیویورکر منتشر شده است را بخوانید؛
هفته گذشته، پس از آنکه پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، تهدید رییس خود را تکرار کرد که ایران را «به عصر حجر» بمباران خواهد کرد، دیپلماتهای تهران در شبکههای اجتماعی واکنش نشان دادند. سفارت ایران در آفریقای جنوبی در ایکس نوشت: «در زمانی که شما هنوز در غارها به دنبال آتش میگشتید، ما حقوق بشر را بر استوانه کوروش حک میکردیم. ما طوفان اسکندر و یورش مغولان را پشت سر گذاشتیم و باقی ماندیم؛ زیرا ایران فقط یک کشور نیست، یک تمدن است.»
روزها گذشت و بمبها همچنان فرود آمدند، در حالی که نفتکشها در دو سوی تنگه هرمز متوقف بودند؛ گذرگاهی که ایران عملا در واکنش به جنگی که اسرائیل و ایالات متحده آغاز کردند، آن را بسته بود. سپس دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، احتمالا تحت تاثیر پیامدهای اقتصادی فزاینده محاصره ایران، سر باز زدن حکومت از تسلیم، افزایش نگرانی در میان پایگاه ماگا و یا افشای احتمالی از سوی مشاوران ناراضی در داخل کاخ سفید، اولتیماتومی آخرالزمانی مطرح کرد. او بامداد سهشنبه در شبکههای اجتماعی نوشت: «امشب یک تمدن کامل خواهد مرد، هرگز دوباره باز نخواهد گشت. من نمیخواهم این اتفاق بیفتد، اما احتمالا خواهد افتاد.»
این زبان حتی برای ترامپ که لحن تهاجمیاش به پسزمینهای عادی تبدیل شده، شگفتآور بود. برخی دموکراتها این پست را نشانهای از وخامت وضعیت ذهنی رییسجمهوری و ناتوانی او در ادامه حضور در مقام خود دانستند. نماینده ایران در سازمان ملل گفت ترامپ در حال اعلام «قصد خود برای ارتکاب جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت» است. آنتونیو کوستا، رییس شورای اروپا، گفت هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی، بهویژه تاسیسات انرژی، «غیرقانونی و غیرقابل قبول» است و افزود: «این درباره جنگ روسیه در اوکراین صدق میکند و در هر جای دیگری نیز صدق میکند.» پاپ لئو چهاردهم به خبرنگاران گفت: «قطعا مسائلی از حقوق بینالملل مطرح است، اما مهمتر از آن، این یک پرسش اخلاقی درباره خیر جمعی مردم در تمامیت آن است.»
اما ایالات متحده و اسرائیل توجه چندانی به حقوق بینالملل یا دیگر تعهدات مشابه نشان ندادهاند. دولت ترامپ معتقد است میتواند منافع مورد تصور آمریکا را هر طور که صلاح بداند تامین کند؛ ترامپ اوایل امسال به تایمز گفت تنها محدودیت او «اخلاق شخصی» خودش است. اگر این جمله چندان روشنگر نبود، استیون میلر، مشاور نزدیک ترامپ، توضیح خود را ارائه داد. او در ژانویه به سیانان گفت: «ما در جهانی زندگی میکنیم که میتوانید هرچقدر میخواهید درباره ظرافتهای بینالمللی صحبت کنید، اما جهانی است که با قدرت، با زور، با نیروی قهریه اداره میشود. اینها قوانین آهنین جهان از آغاز زمان است.»
این پذیرش تفکر بدوی در واشینگتن، آنچه میتوان ذهنیت عصر حجر نامید، ممکن است در داخل آمریکا برای پایگاه ملیگرای ترامپ جذاب باشد، اما در پیشبرد اهداف او در خاورمیانه کمکی نکرده است. تا شامگاه سهشنبه، لحن تهاجمی او جای خود را به چیزی شبیه آسودگی از یافتن راه خروج داد.
پس از آنکه گروهی از میانجیهای منطقهای به رهبری پاکستان آتشبسی موقت را میانجیگری کردند، ترامپ در شبکههای اجتماعی اعلام کرد بمباران و حمله به ایران را برای دو هفته «تعلیق» میکند، مشروط بر اینکه حکومت اجازه بازگشایی تنگه را بدهد. او مدعی شد آمریکا «پیشاپیش همه اهداف نظامی را محقق کرده و فراتر رفته» و در آستانه دستیابی به «صلح بلندمدت با ایران» است.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، گفت هیاتهای آمریکایی و ایرانی برای گفتوگوهای احتمالی در اواخر هفته به اسلامآباد دعوت شدهاند. تا صبح چهارشنبه، تمدن ایران همچنان پابرجا بود.
دلایل بسیاری برای تردید نسبت به مذاکرات پیشرو وجود دارد. دورهای قبلی گفتوگو میان آمریکا و ایران با بمبارانهای آمریکا و اسرائیل قطع شد و با کمبود عمیق اعتماد و درک متقابل همراه بود.
این شکافها همچنان باقی است. بیانیههای واشینگتن و تهران در شامگاه سهشنبه نیز نشاندهنده اختلاف آشکار بود: ترامپ مدعی شد تنگه هرمز فورا به روی کشتیرانی باز خواهد شد، در حالی که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، گفت «عبور ایمن» تنها با «هماهنگی» با ارتش ایران ممکن خواهد بود؛ نشانهای از اینکه تهران تنگه را نه یک ابزار چانهزنی، بلکه اهرمی دائمی میداند.
بر اساس گزارشهای اولیه، طرح دهبندی ایران که ترامپ آن را «مبنایی قابل اجرا» برای گفتوگو دانست، شامل درخواستهای حداکثری است: امکان غنیسازی اورانیوم برای برنامه هستهای، لغو سالها تحریم، دریافت غرامت خسارات جنگ، خروج نیروهای آمریکایی از خاورمیانه و توقف جنگ اسرائیل با حزبالله در لبنان. اسرائیل میگوید لبنان در آتشبس گنجانده نشده و حملات در بیروت و سراسر کشور ادامه دارد.
ترامپ که بارها مدعی شده کارزارهایش ارتش ایران را «درهم کوبیده» و تاسیسات هستهای آن را نابود کرده، صبح چهارشنبه در تروث سوشال نوشت «هیچ غنیسازی اورانیومی» وجود نخواهد داشت، اما آمادگی برای گفتوگو درباره کاهش تحریمها را نشان داد.
رییسجمهوری بهسختی خواهد توانست جز حامیان سرسخت خود کسی را قانع کند که آنچه در شش هفته گذشته رخ داده، موفقیت آمریکا بوده است. ارتش ایران شاید تضعیف شده باشد، اما جمهوری اسلامی پابرجا است و برخلاف ادعای قبلی ترامپ در آستانه سقوط نیست. برخی تحلیلگران میگویند حکومت حتی ممکن است قدرتمندتر از قبل از این رویارویی خارج شود.
در همین حال، آمریکا و اسرائیل طی حدود یک ماه میلیاردها دلار هزینه کردهاند، ذخایر مهمات حیاتی را مصرف کردهاند، افکار عمومی داخلی و خارجی را آزردهاند، نیروها و پایگاههای آمریکا در خاورمیانه را در معرض خطر قرار دادهاند و احتمالا مرتکب جنایت جنگی شدهاند. حملات هزاران کشته برجای گذاشته و دانشگاهها و مراکز علمی از جمله موسسه پاستور تهران آسیب دیدهاند. برخی آثار ثبتشده در فهرست میراث جهانی یونسکو در اصفهان نیز هدف قرار گرفتهاند.
ترامپ ممکن است بازگشایی تنگه را پیروزی بداند، اما این تنها بازگشت به وضعیت پیش از جنگ است؛ آن هم در حالی که ایران بیش از پیش به توانایی خود برای کنترل این گذرگاه آگاه شده است. این یکی از نتایج قابل پیشبینی جنگی بود که ترامپ آغاز کرد؛ جنگی که بهسرعت از کنترل کاخ سفید خارج شد و رییسجمهوری را به تهدیدهای نومیدانه برای نابودی ایران کشاند.
نظرسنجی پیو در اواخر مارس نشان داد حدود دو سوم آمریکاییها به توانایی ترامپ در اتخاذ تصمیمهای درست درباره ایران اعتماد ندارند. در خارج از آمریکا، تصویر حتی تیرهتر است. جنگ ترامپ زنجیرهای از بحرانها را در آسیا، که به واردات انرژی از خلیج فارس وابسته است، برانگیخته است. کشورها برای آیندهای کموابستهتر به شوکهای نفتی به انرژیهای تجدیدپذیر روی خواهند آورد و در این مسیر به زنجیرههای تامین تحت سلطه چین متکی خواهند شد؛ کشوری که نفوذش در طول جنگ افزایش یافته است.
اگر ترامپ یا متحدانش به این واقعیت ژئوپلیتیک نوظهور آگاه باشند، نشانهای از آن بروز ندادهاند. در عوض، رییسجمهوری تنها میتواند به لافزنی و پیروزینمایی عصر حجرگونه خود ادامه دهد؛ فارغ از واقعیتهای متناقض در میدان و تصویر راهبردی مبهمتر. رویکردی که به گفته استیون والت، استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد، نوعی «هژمونی شکارگر» است؛ رویکردی که به گفته او موجب افزایش نارضایتی جهانی و ایجاد فرصت برای رقبای واشینگتن خواهد شد.
مالکوم ترنبول، نخستوزیر پیشین استرالیا، به والاستریت ژورنال گفت: «مردم تنها زمانی شیوه کابویهای غرب وحشی در ژئوپلیتیک را تحسین میکنند که موفق باشد.» او افزود دوستان آمریکا نه تنها خواهان پایان سریع این جنگ انتخابی هستند، بلکه امیدوارند تب آمریکا فروکش کند و حرکات راهبردی تکانشی جای خود را به رویکردی منظمتر بدهد. اما بعید است چنین شود.