سینا قنبرپور : گرچه جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران به ویژه پس از بسته شدن تنگه هرمز تاثیر چشمگیری بر قیمت انرژی و به طور مشخص نفت در سراسر دنیا گذاشته اما ادامه این جنگ «آب» را به کالایی گرانتر از نفت در این منطقه به ویژه کشورهای عربی جنوب خلیجفارس تبدیل میکند؛ هشداری که علاوه بر کارشناسان توسط رسانههایی چون اکونومیست بر آن تاکید شدهاست.
همه چیز پس از حمله به تاسیسات آب شیرینکن جزیره قشم در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ رنگ دیگری به خود گرفت زیرا پس از این حمله و ادعای ایران مبنی بر حمله آمریکا و اسرائیل به این تاسیسات، جمهوری اسلامی در اقدامی تلافیجویانه مرکزی مشابه در بحرین را هدف قرار داد.
حمله به زیرساختهای ایران توسط اسرائیل و آمریکا و اقدامات تلافیجویانه جمهوری اسلامی در هدف قراردادن تاسیسات مشابه در کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس که پایگاههای آمریکا و بلوک غرب را میزبانی میکنند خطری بزرگتر از بحران انرژی و اقتصادی را دامن زدهاست که چیزی جز بحران آب نیست.
در عین حال که اخیرا رییس فدراسیون صنعت آب ایران به عنوان یک نهاد غیردولتی در نامهای به انجمن بینالمللی آب(IWA) نسبت به وقوع بحران انسانی ناشی از آسیبدیدن تاسیسات تامین آب شرب در ایران هشدار دادهاست اکونومیست نیز در گزارشی نوشت: «کشورهای عربی خشک خلیج فارس به طور فزایندهای به نمکزدایی آب متکی هستند. اگر جنگ بر سر ایران ادامه یابد، آب ممکن است به کالایی حیاتی مانند نفت برای آنها تبدیل شود.»
آنچه زبانههای آتش جنگ آن هم با شروع ماههای گرم سال در منطقهای گرم و خشک مانع از دیدن آن شده وضعیت چگونگی تامین آب شرب و بهداشتی به ویژه در کشورهای عربی منطقه است. پرسش اصلی این است که اگر آمریکا و اسرائیل بخواهند بر شدت بمبارانهای خود بر تاسیسات زیربنایی ایران بیفزایند و جمهوری اسلامی فرصت انتقام جویی را برای خود با حمله به زیرساختهای کشورهای منطقه محفوظ بدارد چه بلایی بر سر آب شرب و بهداشتی مردم خواهد آمد؟
تقاضا از انجمن بینالملل آب برای درامان نگاه داشتن تاسیسات تامین آب
نخستین ماه بهار در حالی به نیمه رسیده است که در ایران دستکم تاسیسات آب شیرینکن جزیره قشم، ایستگاه پمپاژ آب در خرم آباد، مخزن ذخیره آب شهری در شهر خمین، تاسیسات آب شیرینکن هفتگل و تاسیسات توزیع آب در تهران و سایر شهرهای هدف قرار گرفته توسط آمریکا و اسرائیل تخریب شده و آسیب دیدهاند.
براساس نامهای که فدراسیون صنعت آب ایران خطاب به رییس انجمن بینالمللی آب (IWA) نوشته تاکید کردهاست : «طبق گزارشهای موجود، تاسیساتی که بخشی از سیستمهای آب آشامیدنی محلی را تشکیل میدهند، از جمله یک تاسیسات نمکزدایی در قشم، یک ایستگاه پمپاژ آب در خرمآباد و یک مخزن ذخیره آب شهری در خمین جریان درگیریهای اخیر آسیب دیدهاند. این تاسیسات اجزای ضروری سیستمهای آب شهری و منطقهای هستند و نقش مهمی در تضمین دسترسی مطمئن به آب آشامیدنی سالم برای جوامع ایفا میکنند».
در بخش دیگری از نامهای که به امضای «رضا حاجیکریم» رییس فدراسیون صنعت آب ایران خطاب به «هامانث کاسان» رییس انجمن بینالمللی آب نوشته شده با تاکید بر این که «تابآوری و تداوم خدمات آب بهعنوان ارکان اساسی امنیت آب شناخته میشوند. آسیب یا اختلال در زیرساختهای آب میتواند پیامدهای فوری و گستردهای برای سلامت عمومی، بهداشت و پایداری خدمات حیاتی شهری داشته باشد، بهویژه در زمان بحرانها که جوامع آسیبپذیرتر هستند» از این نهاد بینالمللی خواسته است : «امیدواریم اهمیت حفاظت از تأسیسات آب و حفظ پایداری خدمات حیاتی آب همچنان در گفتوگوهای جهانی، برنامههای فنی و ابتکارات مشترک انجمن بینالمللی آب مورد توجه قرار گیرد».
وضعیت کشورهای عربی خطرناکتر از ایران
ایران به دلیل سیاستهای غلط جمهوری اسلامی در مدیریت منابع آب و در شرایطی که آثار تغییر اقلیم بیش از پیش بر این این اقلیم هویدا شده با مشکل ناتراژی انرژی و به طور خاص ورشکستگی آب دست و پنجه نرم میکردهاست و تابستانهای اخیر را به سختی پشت سر گذاشته است.
با این حال ایران با توجه به تنوع اقلیمی که دارد بیشتر آب شرب خود را از محل بارندگیها تامین میکند و بخش قابل توجهی از آن را نیز از طریق استحصال از آبهای زیرزمینی. در مقابل کشورهای عربی با اقلیم بیابانی خود چنین فرصتی ندارند و به شدت به استحصال آب شرب از آب دریا از طریق نمکزدایی وابستهاند.
براساس آمار، ایران تنها ۷ درصد از مجموع مصارف شرب و صنعت و ۰.۸ درصد از کل مصرف را از طریق فعالیت آب شیرینکنها تامین میکند. در مقابل کشورهای امارات و بحرین ۹۷ درصد از آب شرب و بهداشتی خود را از طریق نمکزدایی از آب دریا تامین میکنند. این مقدار برای قطر و کویت ۱۰۰ درصد است. عربستان ۶۵ درصد از آب شرب و بهداشت خود را از طریق آبشیرینکنها تامین میکند و اسرائیل ۷۰ تا ۸۰ درصد از مصرف آب خود را از این طریق فراهم میکند. با این وصف جنگ کنونی و تبعات آب به ویژه تهدید به دامنهدار شدن تنش به زیرساختهای انرژی اثری خطرناکتر از نفت و گاز و محصولات پتروشیمی در پی دارد. شاید معادلات بازار انرژی را بتوان با انواعی ترفندها مدیریت کرد. اما تشنگی را نمیتوان به سادگی مدیریت کرد. چیزی که نمونهای از آن را در جریان جنگ اسرائیل علیه مردم غزه پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ شاهد بودیم. تخریب عمدی منابع تامین کننده آب توسط اسرائیل و در مضیقه قرار دادن مردم غزه در تامین آب شرب.
اخیرا «دیوید میشل»، همکار ارشد (غیرمقیم)، برنامه جهانی امنیت غذا و آب در تحلیلی که برای «اندیشکده مطالعات راهبردی و بینالمللی» مستقر در آمریکا نوشته پس از برشمرده وضعیت کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس تاکید کردهاست: «هدف قرار دادن تأسیسات آب میتواند نقض قوانین بینالمللی و حتی جنایت جنگی باشد، زیرا این زیرساختها برای بقای غیرنظامیان حیاتیاند. با این حال، ایران ممکن است چنین اقدامی را بهعنوان یک استراتژی نامتقارن در نظر بگیرد. از آنجا که نمیتواند بهطور مستقیم آمریکا یا اسرائیل را شکست دهد، ممکن است با افزایش هزینههای جنگ برای دیگر کشورها (از جمله کشورهای خلیج فارس)، فشار سیاسی ایجاد کند.»
او همچنین در بخش دیگری از تحلیل خود تاکید کرده است : «تأسیسات آبشیرینکن پراکنده هستند و آسیب به چند مورد ممکن است با سایر تأسیسات جبران شود. اما برخی از آنها بسیار بزرگاند و به میلیونها نفر خدمات میدهند—حمله به آنها میتواند بسیار مخرب باشد. مشکل دیگر این است که این کشورها ذخایر کافی آب ندارند. مثلاً امارات در بهترین حالت فقط چند روز ذخیره دارد. بحرین، کویت و قطر حتی کمتر از این».
آب؛ پاشنه آشیل کشورهای عربی به تعبیر سیا
اخیرا «دامین گِیل» در گاردین در مطلبی تحت عنوان «چرا آبشیرینکنها بزرگترین نقطه ضعف خلیج فارس هستند» نوشت: «در سال ۱۹۸۳، سازمان سیا تشخیص داد که حیاتیترین کالای خلیج فارس، آب آشامیدنی شیرینشده آن است.اگرچه از دست دادن یک تأسیسات قابل مدیریت بود، اما «حملات موفق به چندین تأسیسات در کشورهایی که بیشترین وابستگی را دارند، میتواند بحران ملی ایجاد کند که منجر به فرار جمعی و ناآرامیهای مدنی شود». و بزرگترین تهدید برای تأمین آب منطقه؟ «ایران.» به همین دلیل، چهار دهه بعد، جهان شنبه گذشته نفس خود را حبس کرد وقتی وزیر امور خارجه ایران، عباس عراقچی، آمریکا را به «جنایت آشکار و ناامیدانه» متهم کرد، به دلیل حمله به یک تأسیسات آبشیرینکن در جزیره قشم، در تنگه هرمز. او گفت: «این آمریکا بود که این رویه را ایجاد کرد، نه ایران.»
آمریکا مسئولیت حمله را رد کرد. اما روز بعد، در سوی دیگر خلیج فارس، بحرین اعلام کرد که یکی از تأسیسات آبشیرینکنش مورد حمله قرار گرفته است. متهم ادعایی: «تهاجم ایران.»
در حالی که بر اساس نوشته «دامین گِیل» سیا از پیش میدانسته پاشنه آشیل کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس چیست
اما اصرار آمریکا و اسرائیل بر هدف قراردادن تاسیسات زیربنایی ایران به ویژه حمله به آبشیرینکن قشم، هفتگل، تاسیسات پمپاژ آب در خرمآباد و خنداب و همچنین سیستم توزیع آب در تهران و شهرهای اصفهان و کرج بهانه کافی به دست جمهوری اسلامی داده تا دست به اقدامات تلافیجویانه بزند.
تامین آب برای کشورهایی که وابسته به آبشیرینکن هستند به مراتب سختتر و پیچیدهتر از تامین آب برای ایران با مدیریت غلط در منابع آب است که در سالهای گذشته این کشور را با بحران و ناترازی از یک سو و ورشکستگی منابع آب روبهرو کرده بود.
آنچه بیش از هر چیز نگرانکننده است بیتوجهی قدرتهای بزرگ یعنی آمریکا و اسرائیل به عواقب و حواشی حملات بیوقفه خود با حجمی سنگین از بمبارانها است. باید دید فرماندهان نظامی اسرائیل و آمریکا که به قدرت نیروهای هوایی و برد نیروهای جاسوسی و اطلاعاتی خود میبالند و با افزایش حجم مهمات آن را به نمایش میگذارند آیا فن یا ترفندی برای درامان نگاه داشتن پاشنه آشیل کشورهای عربی خلیجفارس دارند؟
این نکته وقتی اهمیت مییابد که از یک سو به نظر میرسد اسرائیل تلاش دارد با حمله به تاسیسات زیربنایی ایران، جمهوری اسلامی را به انتقامجویی و حمله به تاسیسات مشابه در کشورهای عربی وادارد. مشابه حملهای که اخیرا به آبشیرینکنهای کویت صورت گرفته و سپاه آن را به اسرائیل نسبت میدهد. این وضعیت خود میتواند بر وخامت بحران آب یا دامنهدار شدن جنگ آب در منطقه بیفزاید.
از پیروزی در این نبرد گذشته، مسئله مهم این است که آب نباید به هیچ عنوان به سلاح یا ابزاری در جنگ تبدیل شود اما به نظر میرسد آنچه اسرائیل و آمریکا در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز کردند بیش از آنچه به جنگ نفت و انرژی تبدیل شده باشد به زودی به جنگ بر سر آب تبدیل میشود. به ویژه آن که تابستانهای طولانی خلیجفارس و ایران در حال شروع شدن است.