به گزارش آیندگان؛ نیویورکر در گزارشی میدانی از داخل ایران نوشت پس از اعتراضات سراسری دیماه و کشتار معترضان در ژانویه، نیروهای امنیتی مجروحان را حتی در بیمارستانهای دولتی بازداشت یا از درمان محروم کردند و فشار بر کادر درمان را افزایش دادند.
به نوشته این نشریه، برخی ماموران وارد بخشهای اورژانس و اتاقهای عمل شدند و مجروحان را پس از جراحی بازداشت کردند. همزمان دهها پزشک و پرستار بازداشت یا بازجویی شدند و شماری با پرونده قضایی روبهرو هستند.
بر اساس این گزارش، در واکنش به این وضعیت، شبکههای مخفی از پزشکان و پرستاران در شهرهای مختلف شکل گرفت تا مجروحان را در خانهها و درمانگاههای خصوصی مداوا کنند. برخی کارکنان درمانی نیز برای جلوگیری از شناسایی بیماران، پروندههای پزشکی را تغییر داده یا اسناد جراحات را بهطور محرمانه ثبت کردهاند.
منابع پزشکی از کمبود خون و دارو، دستکاری یا نابودی سوابق درمانی و فضای رعب پس از کشتارها خبر دادهاند. همزمان با افزایش تهدیدهای خارجی علیه ایران، نگرانیها درباره تشدید فشارها و تلفات بیشتر افزایش یافته است.
در ادامه ترجمه کامل گزارش نیویوکر که با تیتر اصلی «Even the Hospitals Aren’t Safe in Iran» روز ۱۱ فوریه ۲۰۲۶ منتشر شده است را بخوانید؛
در حالی که حکومت میکوشد کشتارهای ماه ژانویه را به فراموشی اجباری بسپارد، اکنون نهتنها معترضان زخمی بلکه کارکنان درمانی را نیز هدف قرار داده است؛ کسانی که شاهد برخی از بدترین خشونتها بودهاند.
پس از نیمهشب، شبی در اواخر ژانویه، یک پزشک مرد جوانی را که دستش بهشدت آسیب دیده بود به خودروی خود برد و با سرعت به یک درمانگاه خصوصی در حاشیه تهران رساند. او برای دور زدن ایستهای بازرسی امنیتی از مسیرهای فرعی رفت؛ جایی که ماموران درشتهیکل مسافران را بازرسی بدنی میکردند تا آثار جراحت یا نشانهای از مشارکت در اعتراضات سراسری را بیابند. حدود ساعت ۲ بامداد، پزشک سالم به درمانگاه رسید، دستکش را روی دست مرد کشید تا جراحت پنهان بماند و او را از پذیرش عبور داد و نزد متخصصی برد که در انتظارش بود.
در اواخر دسامبر، اعتراضات گستردهای در سراسر ایران آغاز شد و نیروهای امنیتی طی چند روز در ژانویه هزاران نفر را کشتند. شمار زیادی از معترضان زخمی برای دریافت کمک درمانی سرگردان شدند. بسیاری از بیمارستانهای دولتی عملا به بازوی نیروهای امنیتی تبدیل شدند و افرادی را که برای درمان مراجعه میکردند هدف قرار دادند. برخی از زخمیها حتی در بخشها و گاه در حالی که تحت بیهوشی بودند بازداشت شدند. به برخی دیگر اساسا خدمات درمانی داده نشد. بسیاری پیش از رسیدن به بیمارستان بازداشت شدند. در واکنش، کارکنان درمانی در سراسر کشور واحدهای مخفی برای مداوای زخمیها تشکیل دادند.
در جریان تظاهرات ۸ ژانویه، پس از آنکه تکتیراندازان به سوی معترضان آتش گشودند، آن پزشک در تهران که او را «نرگس» مینامم، رد خون را تا یک ساختمان مسکونی دنبال کرد؛ جایی که زنی زخمی پناه گرفته بود. نرگس، پزشک عمومی سیساله، با استفاده از روسری یک تورنیکه ساخت تا پای زن را از قطع شدن بر اثر گلوله نجات دهد. او گفت: «در عرض ۲۴ ساعت از درمان بیماران آنفلوآنزا به درمان جراحات جنگی رسیدم.» تلفن او با تماسهای کمک از سوی بستگان و دوستان زخمیها به صدا درآمد. او و یکی از دوستانش شبکهای از پزشکان جوان را گرد آوردند و در اتاقهای نشیمن، آشپزخانهها و رستورانها به درمان پرداختند.
در روزهای بعد، او کولهپشتی خود را از ملزوماتی مانند داروهای مسکن که داروسازان همدل فراهم میکردند و تیغهای جراحی که در فر و روی اجاق ضدعفونی میکرد، پر کرد. او ناچار بود خود را نسبت به صحنههایی که پیشتر ندیده بود بیحس کند: پسربچه ۱۴ سالهای با پاهایی که با ساچمه فلزی سوراخ شده بود؛ مردی با حفرهای به اندازه توپ تنیس در ساق پا که به دوختن آن کمک کرد. او گفت: «جهنم بود.»
خطر برای افرادی مانند نرگس روشن است. حکومت ایران علاوه بر بازداشت معترضان، کسانی را که به آنان کمک کردهاند نیز هدف قرار داده است. این سرکوب بخشی از کارزار گستردهتری برای بازگرداندن کنترل خیابانها در سایه تهدیدهای جنگ از خارج است. دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، دستور داده است نیروهای زیادی در نزدیکی سواحل ایران مستقر شوند؛ اقدامی که آن را «آرایش زیبای دریایی» خوانده و هشدار داده حمله احتمالی «بسیار شدیدتر» از حملات آمریکا به سایتهای هستهای ایران در ماه ژوئن گذشته خواهد بود. مقامهای آمریکا و ایران جمعه گذشته در عمان بهطور غیرمستقیم گفتوگو کردند و قرار است مذاکرات ادامه یابد.
در روزهای اخیر با چندین پزشک، وکیل و روزنامهنگار ایرانی گفتوگو کردم که از فضای رعب پس از کشتارها گفتند. یک فیلمساز تهرانی گفت خیابانها «از خون شسته شده اما هنوز با مرگ غبارآلود است.» یک فعال عکسهایی از قبرهای تازه با تاریخهای مشابه فرستاد که در حاشیه پایتخت رو به افزایش است. برخی گفتند در انتظار بمباران احتمالی آمریکا در خانه ماندهاند و آب و مواد خشک ذخیره کردهاند. مردی در مشهد گفت میان «انتظار جنگ و آماده شدن برای زندان» گرفتار است.
به گفته گروههای حقوق بشری، بازداشتهای خودسرانه و ناپدیدسازیها افزایش یافته است. سنم وکیل، کارشناس ایران در اندیشکده چتمهاوس، گفت: «این عملیات پاکسازی به سبک مافیاست.» او افزود حکومت میکوشد «همه چیز را پاکسازی و نظم و حالت عادی را بازگرداند.» یک منبع در دستگاه قضایی ایران گفت روند دادرسی عملا وجود ندارد و خانوادهها «تقریبا هیچ راهی برای پیگیری» ندارند.
همزمان با تحمیل فراموشی اجباری، کارکنان درمانی بیش از پیش هدف قرار گرفتهاند. علیرضا گلچینی، جراح در قزوین، پس از آنکه شماره تلفن خود را در اینستاگرام برای کمک به زخمیها منتشر کرد، بازداشت و مورد ضربوشتم قرار گرفت و سپس با وثیقه آزاد شد. شبکههایی خارج از کشور دهها مورد بازداشت کارکنان درمانی را تایید کردهاند. رییس سازمان نظام پزشکی ایران گفت ۱۷ نفر با پرونده قضایی روبهرو شدهاند اما افزود که به دلیل کمک به معترضان تحت پیگرد قرار نگرفتهاند.
سامان ضیاظریفی، مدیر اجرایی سازمان پزشکان برای حقوق بشر، گفت: «حکومت در نبردی برای کنترل روایت است. میداند حقیقت چگونه در راهروهای بیمارستان آشکار میشود.» حکومت اعتراف کرده بیش از ۳ هزار نفر در ناآرامیها کشته شدهاند اما پزشکان و فعالان میگویند رقم واقعی بسیار بالاتر است.
چندین پزشک گفتند شمار قربانیان احتمالا هرگز بهطور دقیق مشخص نخواهد شد، زیرا تعداد مجروحان از ظرفیت بیمارستانها فراتر رفت. برخی بیماران ثبت نشدند و برخی پروندهها دستکاری یا نابود شد. در مقابل، برخی کارکنان همدل برای حفاظت از هویت بیماران، نامها و شرح جراحات را در پروندهها تغییر دادند.
کارکنان درمانی به ثبت مستقل اسناد روی آوردهاند. یکی از کارکنان بیمارستان در رشت گفت از صدها مدرک از جمله سیتیاسکن و عکسهای اشعه ایکس عکس گرفته است. او گفت: «میخواهم جهان بداند این افراد وجود داشتند و بهای آزادی را پرداختند.» او تا کنون نزدیک به ۵۰۰ پرونده را گردآوری کرده است.
او صحنههایی را توصیف کرد که بخشهای اورژانس «مانند منطقه جنگی» بود و ماموران لباسشخصی معترضان را پس از جراحی بازداشت میکردند. یک کارورز پزشکی پس از اصابت ساچمه از فاصله نزدیک بستری شد. او از مادری گفت که عکس پسر گمشدهاش را نشان میداد و ساعتی بعد جسدی با دستهای بسته و گلوله در سر وارد شد که همان پسر بود.
با ناامن شدن اورژانسها، برخی کارکنان سر کار حاضر نشدند. او به درمانگاهی خصوصی رفت که آن هم بعدا هدف تخریب قرار گرفت و پزشکش بازجویی شد.
برای بسیاری از زخمیها، خطر ناپدید شدن در زندان از خطر نرفتن به بیمارستان بیشتر است، بهویژه در مناطق دورافتاده. داوطلبان کاروانهای درمانی تشکیل دادند و بیماران را به اتاقهای عمل امن منتقل کردند.
در یک شب ژانویه، تیمی داوطلب معترضان زخمی را از شهری در شمال ایران منتقل کرد. برخی گلوله در پا داشتند و یک زن جوان بر اثر اصابت گلوله پلاستیکی به چشم در خطر نابینایی بود. پس از پنج ساعت رانندگی، آنان را به شهری دیگر رساندند. اما چشم آن زن چند روز بعد برداشته شد. راننده گفت: «با قاشق چوبی میجنگیم، در برابر حکومتی که تا دندان مسلح است.»
جراحی به نام «کریم» که از سال ۲۰۱۸ شبکهای مخفی از پزشکان را هدایت میکند، گفت با وجود بازداشت پیشین، دوباره فعالیت را آغاز کرده است. او گفت: «این بار خشونت متفاوت بود. ماموران برای پایان دادن به یک نسل در خیابانها شلیک میکردند.» او افزود: «برای هر بیماری که نتوانستم نجات دهم، فرزندان خودم را میبینم.»
او گفت بسیاری از بیمارستانها با کمبود خون و دارو روبهرو هستند و حمله خارجی میتواند فشار را بیشتر کند. با این حال برخی از ایرانیان از مداخله خارجی استقبال میکنند. او گفت: «ما همین حالا هم در جنگ با حکومت خود هستیم. این مردم دست هر کسی را که بخواهد آنها را از غرق شدن نجات دهد میگیرند. هر کسی.»