به گزارش آیندگان؛ نشریه تایم در گزارشی که روز ۲۵ ژانویه ۲۰۲۶ منتشر کرده، به نقل از برخی کارشناسان نوشته که در تاریخ معاصر بهسختی میتوان واقعهای را یافت که در آن این تعداد افراد طی تنها دو روز با شلیک مستقیم گلوله کشته شده باشند.
تایم یادآور شده است که تنها رویداد قابل مقایسه با این مورد در پایگاههای داده مربوط به کشتارهای جمعی، اعدام حدود ۳۳ هزار یهودی در بابین یار، حومه کیف در سپتامبر ۱۹۴۱ است که توسط نیروهای نازی انجام شد.
با توجه به اینکه احتمال بالاتر رفتن آمار کشتههای اخیر ایران در این دو روز وجود دارد، ممکن است حمام خون جمهوری اسلامی، بزرگترین کشتار جمعی تاریخ معاصر بشر در جهان باشد
به گفته مقامهای بهداشتی، ابعاد این کشتار بهحدی وسیع بوده که سیستمهای پزشکی و خدماتی از عهده مدیریت اجساد برنیامدهاند، کیسههای مخصوص حمل جسد تمام شده و مقامات مجبور شدهاند از تریلیهای هجدهچرخ برای انتقال پیکرها استفاده کنند.
تایم گزارش داد که نیروهای امنیتی پس از قطع ارتباطات، از تکتیراندازهای مستقر روی پشتبامها و کامیونهای مجهز به مسلسل سنگین استفاده کردهاند.
یک مقام سپاه پاسداران نیز در تلویزیون دولتی هشدار داده بود که «هر کس به خیابان بیاید، نباید از اصابت گلوله شکایت کند».
دکتر امیر مبارز پرستا، چشمپزشک ایرانی-آلمانی که دادههای بیمارستانی را گردآوری کرده، به تایم گفت که تا جمعه ۹ ژانویه، تعداد ۳۰ هزار و ۳۰۴ مورد کشته ثبت شده است.
او افزود: «ما به واقعیت نزدیکتر میشویم» و در عین حال اشاره کرد که این آمار شامل بیمارستانهای نظامی یا مناطق غیرقابلدسترس نمیشود.
روزنامه دیلیمیل نیز با استناد به پروفسور ایرانی-آلمانی امیر مبارز پرستا، رقم مشابهی را اعلام کرده و گفته است که شمار کشتهشدگان ممکن است به بیش از ۳۳ هزار نفر برسد و ۹۷۶۴۵ نفر نیز مجروح شده باشند.
گزارش تایم همچنین تأکید میکند که قطعی گسترده اینترنت در ایران، نقش مهمی در پنهان نگهداشتن وسعت این کشتار داشته و تنها از طریق کانالهای ماهوارهای غیرمجاز، تصاویر معدودی از اجساد منتشر شده است.
در همان اوایل اعتراضات، رژیم جمهوری اسلامی تقریباً بهطور کامل اینترنت را در سراسر کشور قطع کرد.
کمی بعد، بیمارستانهای تهران مملو از مجروحان و کشتهها شد، در حالیکه در سایه این پرده آهنین دیجیتال، خانوادهها نمیتوانستند از وضعیت عزیزان خود اطلاعی پیدا کنند.
لس رابرتز، پژوهشگر دانشگاه کلمبیا، به تایم گفت: «این ۳۰ هزار مرگ تأییدشده، تقریباً قطعاً کمتر از واقعیت است» و یادآور شد که شمارشهای مرگومیر در بحرانها معمولاً شامل قربانیانی نمیشود که هرگز به بیمارستان نرسیدهاند یا خارج از سازوکار رسمی دفن شدهاند.
پل بی. اشپیگل، استاد مدرسه بینالمللی بهداشت دانشگاه جانز هاپکینز، گفت: «صادقانه بگویم، از اینکه این کار در چنین شرایط بهشدت محدودکننده و پرخطر، با این سرعت جمعآوری شده، واقعاً تحتتأثیر قرار گرفتهام.» او نیز مانند رابرتز، نسبت به تعمیمدادن ارقام ارائهشده از سوی بیمارستانها با احتیاط برخورد کرد.
رابرتز، که برای پژوهش درباره میزان مرگومیر غیرنظامیان به مناطق جنگی در عراق و جمهوری دموکراتیک کنگو سفر کرده بود، گفت: «۳۰ هزار مرگِ تأییدشده، تقریباً بهطور قطع کمتر از واقعیت است.»
افشای آمارهای وزارت بهداشت به نظر میرسد این موضوع را تأیید کند و در عین حال نشان دهد که چه چیزی در خطر است؛ هم برای ایرانیان و هم برای رژیمی که در سال ۱۹۷۹، زمانی به قدرت رسید که دولتی مستقر با میلیونها نفر روبهرو شد که خواستار سرنگونیاش بودند.
روز جمعه، ۹ ژانویه، صهبا رشیتیان، هنرمند نوپای انیمیشن، همراه دوستانش به خیابانهای اصفهان رفت؛ شهری در مرکز ایران که به زیباییاش مشهور است. یکی از دوستانش به مجله تایم گفت: «پیش از آنکه کسی شروع به شعار دادن کند، صهبا را دیدند که روی زمین افتاده بود. خواهرش متوجه خون روی دست او شد.»
صهبا روی تخت عمل جراحی در بیمارستانی نزدیک جان باخت. او ۲۳ ساله بود.
دوستش گفت: «او همیشه درباره نام زیبایش شوخی میکرد. میخندید و میگفت: “صهبا یعنی شراب، و من در جمهوری اسلامی ممنوعهام.”»
به گفته این دوست، در مراسم خاکسپاری، انجام آیینهای مذهبی ممنوع شد و پدر رشیدیان لباس سفید بر تن داشت.
او بنا بر روایت این دوست، به سوگواران گفت: «تبریک میگویم. دخترم در راه آزادی شهید شد.»