آخرین‌ها:

سردار خلبان دکتر محمدباقر قالیباف، به دنبال کارفرمای جدید

امید کریمی، سردبیر
تصویر سردار خلبان دکتر محمدباقر قالیباف، به دنبال کارفرمای جدید

به استناد روایت‌های رسانه‌ای، اگر طرف حساب دونالد ترامپ با جمهوری اسلامی محمدباقر قالیباف باشد که «هدیه‌ای شگفت‌انگیز» به رییس‌جمهوری آمریکا پیشکش کرده، به فرض توافق باید در انتظار معاهده‌ای شبیه گلستان و ترکمانچای بود؛ فردی که کارنامه‌ای سیاه در ارزان‌فروشی و گران ساختن دارد.

در جمهوری اسلامی، مدیریت پرهزینه، رفتاری بعید و دور از انتظار نیست. عمده مدیران تراز این حکومت مدیران هزینه‌اند و در میان آن‌ها کمتر کسی پیدا می‌شود که ابتدا به درآمدزایی فکر کند و سپس چاه ویلی برای مجموعه تحت فرمانش حفر کند.

یکی از سردمداران چنین رویکردی که شهره عام و خاص است، کسی نیست جز «سردار خلبان، دکتر» قالیباف، از فرماندهان پرنفوذ سپاه پاسداران و رییس فعلی مجلس شورای اسلامی، عزیزکرده علی خامنه‌ای، دیکتاتور کشته‌شده تهران.

جدا از اینکه او و تیمش در جمهوری اسلامی به انواع فساد اقتصادی سیستماتیک شهره‌اند - بدون نیاز به افشاگری - آرشیو رسانه‌ها در دهه ۸۰ و ۹۰ خورشیدی نشان می‌دهد قالیباف در مقام شهردار تهران، چگونه زمین‌ها و باغ‌های شهر را با کمترین قیمت می‌فروخت و مجوز ساخت‌وساز بلندمرتبه صادر می‌کرد تا، به ادعای خودش، برای پروژه‌های متعدد شهری مانند توسعه زیرزمینی مترو، اتوبان‌های دوطبقه، تونل‌های شهری و طرح‌هایی مانند باغ‌موزه‌ها تامین بودجه کند.

با این حال، گزارش‌های حسابرسی تهیه شده از سوی شورای شهر تهران نشان داده است قالیباف عمده این پروژه‌ها را با بالاترین هزینه به سرانجام رسانده است. هرچند میزان رانت و فساد جاری در این پروژه‌ها، قراردادهای مشکوک با اشخاص و نهادها و واگذاری‌های متعدد بی‌حساب‌وکتاب نیز خود بحثی جداگانه است.

او در سال ۸۷ در گفت‌وگویی اعتراف کرد که به دلیل روابط حسنه با خامنه‌ای، مجوز «هرگونه درآمدزایی» را برای توسعه شهر تهران دارد.

قالیباف این مجوز را با توجیه ناسازگاری محمود احمدی‌نژاد، رییس دولت‌های نهم و دهم، برای تامین بودجه مورد نیاز پروژه‌های عمرانی تهران گرفته بود. اصطکاکی آشکار که بعدها با حسن روحانی، رییس دولت یازدهم، نیز داشت.

در نتیجه، او بی‌محابا شهر را به نام نوسازی و ساخت صدها مرکز خرید، برج اداری و تجاری و آسمان‌خراش مسکونی، به ثمن بخس به خودی‌ها و نیمه‌خودی‌ها واگذار کرد. رویه‌ای سیستماتیک که علاوه بر توزیع رانت میان پاسداران و نزدیکانشان، به قطع گسترده درختان و تخریب باغ‌های پایتخت منجر شد.

احتمالا در سال‌های آینده، با فروکش کردن غبار جنگ، روایت ساخت پناهگاه چندطبقه زیر «بیت رهبری» نیز به این کارنامه سیاه افزوده خواهد شد. پناهگاهی که در روزهای نخست حملات اسرائیل و آمریکا در اسفند ۱۴۰۴ نابود شد و مطابق برخی مستندات، در دوره شهرداری قالیباف ساخته شده بود.

اکنون پایتخت ایران، به‌دلیل مدیریت پرهزینه قالیباف، با بحران‌های زیست‌محیطی ناشی از قطع درختان، تصرف و تخریب باغ‌ها و زمین‌های بایر، برج‌سازی گسترده و هجوم جمعیت روبه‌رو است و همزمان با بحران جمعیتی، بی‌آبی، هوای آلوده، ترافیک کلافه‌کننده و گسست‌های اجتماعی حل‌نشده دست‌وپنجه نرم می‌کند و به غده‌ای سرطانی در کشور بدل شده است.

اگر یک دهه عقب‌تر برویم، در نیمه دوم دهه ۷۰، ماجرای خرید هزاران دستگاه مرسدس بنز برای نوسازی ناوگان پلیس از سرمایه ایرانیان در اروپا، که در دوره فرماندهی قالیباف در نیروی انتظامی رخ داد، نیز روایتی اسف‌بار و شوکه‌کننده دارد. همچنین ایده مهار «گازانبری» دانشجویان معترض در جریان اعتراضات کوی دانشگاه در سال ۷۸.

و باز هم عقب‌تر، یک دهه پیش از آن، در دهه ۶۰، او که فرمانده تیپ ۲۱ «امام رضا» و سپس لشکر ۵ نصر خراسان بود، در عملیات‌های مختلف نیروهای نظامی ایران در جبهه جنگ با عراق، تلفات بالایی بر جای می‌گذاشت.

«قالیباف با لشکر رفت، با دسته برگشت ...» جمله‌ای تکراری از سوی برخی همرزمان پیشین او در سپاه پاسداران درباره هزینه‌های بالای فرماندهی‌اش بود که از دهه ۸۰ به بعد علیه فعالیت‌های سیاسی او به کار می‌رفت.

گویا قالیباف که زمانی به‌دنبال بازسازی «رضا خان» در جمهوری اسلامی بود، اکنون و ظاهرا با هر هزینه‌ای و به بهانه حفظ جمهوری اسلامی، در به در به‌دنبال کارفرمای جدید می‌گردد؛ و چه کسی بهتر از ترامپ؟

* این یادداشت پیش از این روز ۵ فروردین ۱۴۰۵ در ایران اینترنشنال منتشر شده است

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: