آخرین‌ها:

ایران در آستانه انفجار اجتماعی-سیاسی؛ خروش مردم از بازار تا دانشگاه، از سقوط پول ملی تا خیابان

نیویورک‌تایمز در مجموعه‌ای از گزارش‌ها که در سه روز پایانی سال ۲۰۲۵ منتشر شده، به گسترش اعتراض‌های اقتصادی در ایران پرداخته است؛ اعتراض‌هایی که در واکنش به سقوط تاریخی ریال، تورم بالای ۴۰ درصد و فشار بی‌سابقه بر معیشت خانوارها، از بازار بزرگ و خیابان‌های تهران تا پردیس‌های دانشگاهی در چندین شهر ایران ادامه یافته‌اند.
تصویر ایران در آستانه انفجار اجتماعی-سیاسی؛ خروش مردم از بازار تا دانشگاه، از سقوط پول ملی تا خیابان

به گزارش آیندگان؛ در روزهای پایانی دسامبر ۲۰۲۵، ایران بار دیگر شاهد موجی از اعتراض‌های گسترده بود؛ اعتراض‌هایی که این‌بار نه با یک حادثه ناگهانی، بلکه با فشار انباشته‌شده اقتصادی، سقوط بی‌سابقه ارزش پول ملی، تورم افسارگسیخته و احساس فرسایش معیشتی شکل گرفت.

نیویورک‌تایمز در سه گزارش پی‌درپی از اعتراض‌ها نوشته که خروش مردم ایران از بازارهای تهران تا دانشگاه‌ها در شهرهای مختلف، و از کسب‌وکارهای تعطیل‌شده تا خیابان‌هایی که نیروهای امنیتی در آن‌ها گاز اشک‌آور شلیک کردند، نشانه‌ها حاکی از بحرانی عمیق‌تر از یک ناآرامی مقطعی است.

سقوط اقتصادی و جرقه خیابان

اعتراض‌ها روز یکشنبه ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ از بازار تهران شروع شد و دوشنبه ۲۹ دسامبر علاوه بر تهران به چند شهر دیگر رسید؛ جایی که معترضان به خیابان‌ها آمدند تا نسبت به جهش تورم و فروپاشی ارزش پول ملی اعتراض کنند. ارزش ریال در برابر دلار آمریکا در آخر هفته پیش از آن به پایین‌ترین سطح تاریخی خود سقوط کرده بود و نرخ تورم سالانه در دسامبر به ۴۲.۲ درصد رسید؛ رقمی که عملاً بخش بزرگی از جامعه را از برنامه‌ریزی حداقلی برای آینده محروم کرده است.

بازارها دچار آشفتگی شدند. نوسان شدید ارز باعث شد بسیاری از فروشندگان از فروش کالاهایی چون طلا، خودرو و لوازم الکترونیکی خودداری کنند. برای خانواده‌ها، این نوسان فقط یک عدد اقتصادی نبود؛ شکافی واقعی در بودجه ماهانه بود.

روایت امید: «مثل ماشین‌حساب زندگی می‌کنیم»

امید، مدیر فروش ۴۲ساله‌ای در تهران، می‌گوید ارزش درآمد ماهانه‌اش طی فقط دو ماه از معادل ۳۰۰ دلار به ۲۰۰ دلار کاهش یافته است. او می‌گوید این سقوط درآمد، اضطرابی دائمی ایجاد کرده است.

او نگران هزینه‌های درمان والدین سالمندش است و می‌ترسد اگر خودروی قدیمی‌اش خراب شود، توان تعمیر آن را نداشته باشد.

«این روزها حتی دورهمی با دوستان هم محدود شده. مدام مثل ماشین‌حساب‌های انسانی حساب می‌کنیم که آیا می‌توانیم هزینه یک قهوه ساده را جا بدهیم یا نه.»

مریم: طبقه متوسطی که دیگر نیست

مریم، کارمند بانک ۴۱ساله‌ای در تهران، از زاویه‌ای دیگر فشار اقتصادی را توصیف می‌کند. دیگران هنوز او را متعلق به طبقه متوسط رو به بالا می‌دانند، اما واقعیت چیز دیگری است: حقوقش حالا فقط دو‌سوم هزینه‌های ماهانه‌اش را پوشش می‌دهد.

او می‌گوید به‌ندرت بیرون غذا می‌خورد، از خرید گوشت قرمز پرهیز می‌کند و دعوت مهمان به خانه را محدود کرده است.

«همه‌چیز آن‌قدر گران شده که وقتی مهمان دارم، مدام حساب‌وکتاب می‌کنم که قبل از آخر ماه پولم تمام نشود.»

استعفای بانک مرکزی و واکنش دولت

در میانه این بحران، محمدرضا فرزین، رئیس بانک مرکزی، روز دوشنبه استعفا داد؛ استعفایی که رسانه‌های محلی گزارش دادند در انتظار پذیرش رئیس‌جمهور است. دولت به‌سرعت عبدالناصر همتی، وزیر پیشین اقتصاد، را به‌عنوان جایگزین معرفی کرد.

مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، تلاش کرد با پیام‌هایی آشتی‌جویانه فضا را آرام کند. او در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «معیشت مردم دغدغه روزانه من است.»

او از برنامه‌هایی برای «اصلاح نظام پولی و بانکی و حفظ قدرت خرید مردم» سخن گفت و اعلام کرد از وزیر کشور خواسته است «مطالبات مشروع معترضان» را از طریق گفت‌وگو با نمایندگان آن‌ها بشنود.

تعطیلی گسترده؛ مدیریت بحران یا مهار اعتراض؟

هم‌زمان با ادامه اعتراض‌ها، دولت روز چهارشنبه دستور تعطیلی کسب‌وکارها، دانشگاه‌ها و ادارات دولتی را در ۲۱ استان از ۳۱ استان کشور صادر کرد؛ از جمله در تهران. دولت این تعطیلی‌ها را به صرفه‌جویی انرژی و شرایط جوی نسبت داد، اما بسیاری از تحلیلگران آن را تلاشی برای کاهش تجمع‌ها و مهار اعتراض‌ها دانستند.

تصاویر منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی نشان می‌داد که اعتراض‌ها با وجود این تعطیلی‌ها ادامه دارد. در شهر فسا، در جنوب‌مرکز ایران، معترضان به درهای یک مجموعه ساختمان دولتی حمله کردند و آن‌ها را گشودند. مقام‌های محلی گفتند چهار معترض بازداشت و سه نیروی انتظامی زخمی شدند.

دانشگاه‌ها وارد صحنه می‌شوند

روز سه‌شنبه، اعتراض‌ها وارد مرحله‌ای تازه شد: دانشگاه‌ها. دانشجویان در دست‌کم شش پردیس دانشگاهی در تهران و نیز در شهرهای اصفهان و یزد تجمع کردند. شعارها این‌بار رنگ و بوی سیاسی آشکارتری داشت:

«آزادی! آزادی! آزادی»، «نترسید! ما همه با هم هستیم» .

در نزدیکی دانشگاه تهران، ویدئوها نشان می‌داد که میان دانشجویان و نیروهای امنیتی درگیری رخ داده است. این حضور دانشجویان، به اعتراض‌هایی که پیش‌تر بیشتر اقتصادی و صنفی بودند، بُعدی اجتماعی و نسلی افزود.

سعید: «اول تفریح حذف شد، بعد آموزش، بعد سلامت»

سعید، صاحب کسب‌وکار ۳۷ساله‌ای در تهران، می‌گوید تورم و افزایش قیمت‌ها همه تصمیم‌های مصرفی را تغییر داده است: «دیگر به خرید خانه یا ماشین فکر نمی‌کنم.»

او توضیح می‌دهد که مردم مجبور شده‌اند هزینه‌های خود را اولویت‌بندی کنند: «اول هزینه سفر و تفریح را حذف می‌کنی، بعد آموزش، بعد سلامت، تا بتوانی چیزی برای خوردن بخری و خانواده‌ات را سیر کنی.»

پاسخ دوگانه حاکمیت

در حالی که رئیس‌جمهور و سخنگوی دولت از «گفت‌وگو» و «درک اعتراض‌ها» سخن می‌گویند، بخش‌های دیگری از ساختار قدرت روایت متفاوتی ارائه می‌دهند. خبرگزاری تسنیم مدعی شد «رسانه‌ها و چهره‌های صهیونیستی» در پی انحراف مطالبات مردم و تبدیل اعتراض‌ها به آشوب هستند.

دادستان کل کشور نیز ضمن به‌رسمیت شناختن «اعتراض‌های معیشتی مسالمت‌آمیز»، هشدار داد هرگونه تلاش برای تخریب یا اجرای «سناریوهای طراحی‌شده از بیرون» با «پاسخ حقوقی، متناسب و قاطع» مواجه خواهد شد.

فشار خارجی و سایه جنگ

این بحران اقتصادی و اجتماعی در خلأ رخ نمی‌دهد. شش ماه پیش از این اعتراض‌ها، ایران وارد جنگی ۱۲روزه با اسرائیل شد که در جریان آن ایالات متحده نیز به بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران پیوست. هم‌زمان، دولت ترامپ بار دیگر از سیاست «فشار حداکثری» سخن گفته و تهدید کرده است در صورت تلاش ایران برای احیای برنامه هسته‌ای، حملات جدیدی انجام خواهد داد.

پزشکیان نیز در پاسخ، تهدید به حملات تلافی‌جویانه کرده است. این تنش‌ها، در کنار تحریم‌ها و کاهش درآمدهای نفتی، دست دولت را برای مانور اقتصادی بسته‌تر کرده است.

بن‌بست سیاست‌گذاری

اقتصاددانان می‌گویند راه‌حل سریع و کم‌هزینه‌ای برای خروج از این وضعیت وجود ندارد. تغییر رابطه با ایالات متحده در ازای کاهش تحریم‌ها یا کاهش شدید هزینه‌های دولتی، هر دو گزینه‌هایی پرهزینه و بعید به نظر می‌رسند.

لایحه بودجه ۲۰۲۶، که کاهش محسوس درآمد نفتی و افزایش اتکا به مالیات را نشان می‌داد، از سوی مجلس رد شد؛ نشانه‌ای دیگر از بن‌بست تصمیم‌گیری.

اعتراض‌هایی فراتر از اقتصاد

ایران از سال ۲۰۱۷ تاکنون بارها شاهد اعتراض‌های گسترده بوده است؛ از اعتراض به قیمت بنزین گرفته تا خیزش‌های مرتبط با حقوق زنان و بحران آب. آنچه اعتراض‌های زمستان ۲۰۲۵ را متمایز می‌کند، گستره اجتماعی آن است: از بازاریان تا دانشجویان، از کارمندان بانک تا صاحبان کسب‌وکار.

به گفته تحلیلگران، این اعتراض‌ها نه نتیجه یک شوک ناگهانی، بلکه حاصل انباشت فشارهایی است که سال‌ها نادیده گرفته شده‌اند. تعطیلی‌های سراسری و وعده گفت‌وگو شاید بتواند موقتاً تنش را کاهش دهد، اما بدون راه‌حلی معتبر برای بحران اقتصادی، خشم عمومی همچنان زیر پوست جامعه باقی خواهد ماند.

آینده‌ای نامعلوم

اینکه دولت بتواند بدون توسل به خشونت گسترده، اعتراض‌ها را مدیریت کند یا نه، هنوز روشن نیست. تجربه‌های گذشته نشان می‌دهد سرکوب همواره یکی از گزینه‌ها بوده است، اما این‌بار هزینه اجتماعی و اقتصادی چنین رویکردی ممکن است سنگین‌تر از قبل باشد.

آنچه مسلم است این است که برای میلیون‌ها ایرانی مانند امید، مریم و سعید، بحران دیگر یک بحث سیاسی یا تحلیلی نیست؛ مسئله‌ای روزمره است که در خرید یک قهوه، پرداخت قبض درمان و گذاشتن غذا بر سفره خانواده خود را نشان می‌دهد.

توجه: این گزارش به کمک هوش‌مصنوعی تهیه و تنظیم شده است

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: