آخرین‌ها:

ببینید | اسارت عکاس ایرانی در اوکراین: برای کار به روسیه رفتم، به‌اجبار به جنگ اوکراین فرستاده شدم/ سربازانی از ۱۲۸ کشور برای روسیه می‌جنگند

آرش دربندی، عکاس ۳۴ ساله اهل اهواز، به عنوان اولین ایرانی به اسارت ارتش اوکراین درامد. او به وب‌سایت اوکراینی «یونایتد۲۴» گفته که پس از آموزش نظامی، با فشار شدید، کتک و تهدیدهای روزانه روبه‌رو شده و دیده که روس‌ها غیرنظامیان خارجی را به‌عنوان نیروهای مصرفی به جبهه می‌فرستادند.

به گزارش آیندگان؛ آرش دربندی گفته که برای فرار از بیکاری و تامین حداقل‌های زندگی راهی روسیه شده است؛ تصمیمی که به گفته خودش قرار بود موقتی و صرفا برای کار و کسب درآمد باشد.

به نوشته یونایتد۲۴، او با ویزای توریستی وارد سن‌پترزبورگ شد و روزهایش را با عکاسی خیابانی می‌گذراند. از رهگذران با لباس‌های رنگی عکس می‌گرفت و اگر عکس را می‌پسندیدند، در ازای هر عکس حدود هزار روبل دریافت می‌کرد. او به‌رغم اطلاع از جنگ میان روسیه و اوکراین، تصور نمی‌کرد این جنگ روزی زندگی او را مستقیما درگیر کند.

این تصور، به گفته آرش دربندری در اوایل ماه فوریه امسال از بین رفت؛ روزی که در جریان یک درگیری کوتاه با یکی از ماموران پلیس روسیه بازداشت شد.

او می‌گوید پس از بازداشت، به جای اداره پلیس، به ساختمانی منتقل شد که درعمل پادگانی نظامی در منطقه لیگوفسکی پروسپکت بود. همان‌جا به او گفته شد که تنها دو گزینه پیش رو دارد، اینکه سه تا پنج سال زندانی شود یا یک سال در جبهه‌های جنگ حضور داشته باشد.

این شهروند ایرانی در توضیح این لحظه می‌گوید که بارها تاکید کرده حاضر به جنگ نیست، سابقه نظامی ندارد و طبق قانون، حداکثر مجازات او به‌عنوان یک تبعه خارجی باید اخراج از روسیه باشد، اما پاسخ ماموران صریح بوده است: «اینجا روسیه است نه ایران یا هیچ جای دیگر. باید به جنگ بروی.»

او همچنین به شیوه‌هایی اشاره کرد که روسیه از طریق آن‌ها غیرنظامیان خارجی را در چرخه جنگ گرفتار می‌کند.

یونایتد۲۴ نوشت: «با وجود آنکه تحصیلاتش در رشته مهندسی نفت بود، آرش بیشتر عمر خود را پشت دوربین گذرانده بود. او با ویزای توریستی وارد سن‌پترزبورگ شد و از راه عکاسی از رهگذران امرار معاش می‌کرد.»

دربندی تاکید کرد هیچ پیشینه نظامی نداشته و تا زمان اعزام به جبهه، «حتی چاقو هم به دست نگرفته» بود.

دربندی ادامه داد: «از ترس جنگ عمدا خودم را زمین زدم و دستم شکست، اما علی‌رغم قانون روسیه، معاف نشدم. شش ماه مجروح بودم و با دست دردناک دوباره به آموزش بازگردانده شدم.»

او از اعتراض خود به این رفتار خبر داد و گفت: «به آن‌ها گفتم حداکثر مجازات قانونی برای من به‌عنوان یک خارجی، باید اخراج از کشورشان باشد. اما به من گفتند: اینجا ایران نیست و هیچ جای دیگر دنیا هم نیست؛ اینجا روسیه است و تو باید به جنگ بروی.»

این شهروند ایرانی ادامه داد: «با ما مثل انسان رفتار نمی‌کردند؛ ما را فقط [نیروی] مصرفی می‌دیدند و می‌خواستند ما را به خط مقدم بفرستند تا روس‌ها در امنیت زندگی کنند. هر وقت جنگ می‌شود، همیشه خارجی‌ها را به خط مقدم می‌فرستند و خود روس‌ها عقب می‌مانند...خارجی‌ها هیچ حقی ندارند؛ در هر لحظه می‌توانند هر چه دارند از آن‌ها بگیرند.»

صحت و جزییات روایت این شهروند ایرانی هنوز قابل تایید نیست و همه اطلاعات از طرف رسانه اوکراینی منتشر شده است. همچنین تاکنون مقام‌های جمهوری اسلامی، اوکراین و روسیه به این گزارش واکنشی نشان نداده‌اند.

جمهوری اسلامی که از متحدان نزدیک مسکو محسوب می‌شود، پهپادهای انتحاری شاهد را برای استفاده روسیه در جنگ اوکراین در اختیار این کشور قرار داده است.

حمایت نظامی حکومت ایران از کرملین با واکنش‌های گسترده‌ای در غرب روبه‌رو شده و به‌ویژه نارضایتی شدید کشورهای اروپایی را در پی داشته است.

حضور شهروندان خارجی در ارتش روسیه و مشارکت آن‌ها در جنگ با اوکراین، طی سال‌های گذشته بارها به موضوعی خبرساز تبدیل شده است.

در ماه‌های گذشته، حضور هزاران سرباز کره شمالی در روسیه برای کمک به ارتش این کشور در جنگ اوکراین خشم کشورهای غربی را برانگیخته بود.

حسین علاوی، مشاور نخست‌وزیر عراق، چهارم دی در مصاحبه با شبکه العربیه گفت تعیین شمار دقیق عراقی‌های فعال در ارتش روسیه ممکن نیست، اما این عدد به حدود پنج هزار نفر می‌رسد.

«محل خواب ما از روس‌ها متفاوت بود»

دربندی در ادامه مصاحبه با یونایتد۲۴، از وجود شهروندان ایران، کنیا، کلمبیا و کشورهای عربی و آفریقایی در میان نیروهای وابسته به روسیه در جنگ اوکراین خبر داد و افزود: «ما را از روس‌ها جدا می‌کردند. محل خواب ما با محل خواب آن‌ها متفاوت بود».

دربندی اضافه کرد: «خیلی از خارجی‌ها تنها به‌خاطر پول قرارداد یک‌ساله امضا می‌کنند. اما به محض ورود به دوره آموزشی پشیمان می‌شوند. همه آن‌ها درخواست می‌نویسند و می‌گویند که دیگر نمی‌خواهند به جنگ بروند و می‌خواهند انصراف بدهند. اما افسران [بی‌توجه به نظر آن‌ها] کسانی را که قرار است به جنگ فرستاده شوند، جمع می‌کنند.»

یونایتد۲۴ با استناد به گفته‌های دربندی نوشت این شهروند ایرانی در نهایت در یکی از حملات پهپادی ارتش اوکراین به مواضع نیروهای وابسته به روسیه در خاک اوکراین زخمی و بازداشت شد.

دربندی در پایان مصاحبه خود با رسانه اوکراینی، بر لزوم توقف جنگ اوکراین تاکید کرد و از مردم جهان خواست «هرگز به کشورهایی مثل روسیه، ایران و کشورهایی که از تروریسم حمایت می‌کنند»، یاری نرسانند.

روسیه عملیات نظامی خود را علیه اوکراین اسفند ۱۴۰۰ کلید زد و از آن زمان، درگیری‌ها میان دو کشور ادامه داشته است. از زمان آغاز جنگ کنونی، روسیه حدود یک‌پنجم از خاک اوکراین را به تصرف خود درآورده است.

تجارت مرگ از ۱۲۸ کشور در جنگ روسیه

حدود دو هفته پیش روزنامه شرق در واکنش به انتشار تصاویری از توزیع تراکت‌های تبلیغاتی در قلب تهران برای جذب نیروی نظامی در ارتش روسیه، در گزارشی نوشت:

این ادعای جنجالی فقط نوک کوه یخی است از یک پروژه عظیم جهانی. اسناد و آمارهای متعدد از زمان حمله روسیه به اوکراین نشان می‌دهد کرملین برای جبران تلفات یک‌میلیونی نظامیان روسیه، شبکه‌ای عنکبوتی از «شکارچیان انسان» را در ۱۲۸ کشور جهان فعال کرده است؛ از نپال و هند تا کنیا و اردن، جایی که فقر و رؤیای درآمدهای دلاری، هزاران مرد را به مسلخ «چرخ‌ گوشت» اوکراین کشانده و ردپای آن به ایالات متحده نیز رسیده است. آیا جان انسان در بازار مکاره جنگ اوکراین نرخ مقطوع دارد؟

آمارهای جهانی فاش می‌کند ۱۸ هزار نفر خارجی با وعده دروغین «خدمت در پشت جبهه» به خط مقدم فرستاده شده‌اند. این تجارت سیاه حالا مرزهای قاره‌ای را درنوردیده؛ جایی که امضای قرارداد برای یک جوان بیکار در هاوانا یا یک کارگر در دهلی، حکم امضای سند مرگ در «چرخ‌ گوشت» دونباس را دارد.

ماجرا از گزارش رسانه داخلی «رویداد ۲۴» آغاز شد که مدعی بود تراکت‌هایی تبلیغاتی در حوالی چهارراه کالج و در نزدیکی سفارت روسیه توزیع شده است. طبق این گزارش، محتوای این برگه‌ها مردان ایرانی ۱۸ تا ۴۵ساله را هدف گرفته و پیشنهاداتی را مطرح می‌کرد که در شرایط اقتصادی فعلی، نادیده‌گرفتن آنها دشوار به نظر می‌رسید: پاداش اولیه بین ۱۵ هزار تا ۱۸ هزار دلار و حقوق ماهانه ثابت بین دو هزار و 500 تا دو هزار و 800 دلار. اما وعده‌ها فقط به پول نقد ختم نمی‌شد؛ نویسندگان این تراکت‌ها با شناخت دقیق از نیازهای مخاطبان، وعده مسکن رایگان، مراقبت‌های پزشکی کامل و تجهیزات نظامی را نیز در بسته پیشنهادی خود گنجانده بودند.

این برگه‌ها مخاطبان را به یک کانال تلگرامی هدایت می‌کردند که خود را «ابتکار تحت حمایت دولت» روسیه معرفی می‌کرد و به‌صورت حرفه‌ای پست‌هایی را به زبان‌های فارسی، روسی، عربی و انگلیسی منتشر می‌کرد. واکنش دیپلماتیک به این ماجرا سریع و قاطع بود.

سفارت روسیه در تهران با صدور بیانیه‌ای رسمی، هرگونه ارتباط با این تراکت‌ها را رد کرد. در این بیانیه آمده بود «افراد بی‌وجدان» در حال پخش نامه‌های جعلی در فضای آنلاین هستند و پیشنهاد قراردادهایی برای خدمت در «منطقه عملیات ویژه نظامی» به مردان ایرانی می‌دهند. سفارت روسیه با لحنی تند اعلام کرد: «سفارت رسما اعلام می‌کند این نامه و هر سند مشابهی، جعلیاتی با ماهیت مجرمانه هستند» و تأکید کرد نه سفارت و نه هیچ نهاد رسمی روسی ارتباطی با آنها ندارند.

تجاری‌سازی جنگ در داخل روسیه

برای درک آنچه در سطح جهانی رخ می‌دهد، ابتدا باید به داخل روسیه نگاه کنیم. در آنجا جنگ دیگر یک وظیفه میهنی نیست، بلکه یک «شغل» است که مانند هر فرصت شغلی دیگری تبلیغ می‌شود.

برای مردان روسی، پیشنهادات قرارداد در پیام‌رسان تلگرام، چت‌های گروهی و هشدارهای خبری ظاهر می‌شود و پاداش امضای قرارداد تا ۵۰ هزار دلار را وعده می‌دهد. این رقم در کشوری که متوسط حقوق ماهانه در بسیاری از مناطق آن زیر هزار دلار است، پولی است که می‌تواند سرنوشت یک خانواده را تغییر دهد.

کرملین که تحت فشار شدید برای تأمین نیروی انسانی است، به بیش از ۸۰ دولت منطقه‌ای خود دستور داده سهمیه‌های جذب نیرو را پر کنند. این دستور باعث شده استانداری‌ها و فرمانداری‌ها عملا به مراکز استخدام تبدیل و برای جذب سربازان قراردادی با یکدیگر وارد رقابت شوند.

این روند که ابتدا یک راهکار موقت جنگی بود، اکنون به یک صنعت شبه‌تجاری و حرفه‌ای «شکار سر» (Headhunting) تبدیل شده که با بودجه‌های کلان فدرال و محلی تغذیه می‌شود. در این سیستم جدید، هر شهروند روسی می‌تواند به یک دلال جنگ تبدیل شود. آژانس‌های منابع انسانی و استخدام‌کنندگان آزاد (فریلنسرها) استخدام می‌شوند تا در فضای آنلاین تبلیغ کنند و افراد را از مراحل اداری عبور دهند.

بسیاری از این دلالان برای تحویل‌دادن «بدن‌ها» به جبهه، کمیسیون دریافت می‌کنند. نیاز به پرکردن لیست‌ها آن‌قدر حیاتی است که معیارهای سنتی سلامت و سوءپیشینه کنار گذاشته شده‌اند. اکنون سابقه کیفری، بیماری‌های مزمن و حتی ابتلا به اچ‌آی‌وی (HIV) یا هپاتیت سی دیگر مانعی برای اعزام به خط مقدم نیستند. آگهی‌ها صراحتا اعلام می‌کنند که «ما افراد دارای سابقه کیفری، اعتیاد و اچ‌آی‌وی را می‌پذیریم».

بحران تلفات و نیاز به خون تازه

چرا روسیه حاضر است چنین هزینه‌های گزافی بپردازد؟ پاسخ در میادین مین‌گذاری‌شده و سنگرهای اوکراین نهفته است. مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن تابستان امسال برآورد کرد روسیه از آغاز تهاجم در سال ۲۰۲۲ تاکنون، حدود یک میلیون کشته یا مجروح داشته است. این آمار هولناک با ارزیابی‌های مقامات بریتانیایی و اوکراینی نیز همخوانی دارد. با وجود این تلفات سنگین، ولادیمیر پوتین مصمم است جنگ فرسایشی را ادامه دهد.

دیوید پترائوس، رئیس سابق سیا، معتقد است تا زمانی که پوتین بتواند بودجه این پاداش‌های کلان و «حق‌الزحمه مرگ» را تأمین کند، روسیه می‌تواند به این کمپین پرهزینه ادامه دهد. ماشین جذب نیروی روسیه اکنون ماهانه حدود ۳۰ هزار داوطلب جدید تولید می‌کند که دقیقا برای جبران نرخ بالای تلفات و جایگزینی کشته‌شدگان و مجروحان کافی است.

علاوه بر داوطلبان، روسیه سیستم نظام وظیفه خود را نیز تغییر داده است. قانون جدیدی که چند هفته پیش امضا شد، سربازگیری از مردان ۱۸ تا ۳۰‌ساله را از چرخه‌های دوسالانه به یک فرایند تمام‌سال تغییر داد. این تغییر عملا یک زیرساخت استخدام دائمی ایجاد کرده تا وزارت دفاع بتواند افراد بیشتری را به نیروهای مسلح تزریق کند.

زمانی که منابع داخلی کافی نبود، مسکو نگاهش را به آن سوی مرزها دوخت. داده‌های جمع‌آوری‌شده توسط شرکت فناوری «اوپن‌مایندز» نشان می‌دهد تا اواسط سال ۲۰۲۵، یک‌سوم تمام آگهی‌های قرارداد منتشرشده توسط صفحات دولتی روسیه در شبکه‌های اجتماعی، به طور خاص شهروندان خارجی را هدف قرار داده بود.

تعداد این پست‌ها از کمتر از ۱۰۰ مورد در اوایل سال ۲۰۲۴ به بیش از چهار هزار و 500 مورد در ماه افزایش یافته است. طبق آمارهای رسمی ارائه‌شده توسط سرتیپ دمیترو اوسوف، از مقامات نظامی اوکراین، مسکو از آغاز جنگ حداقل ۱۸ هزار جنگجوی خارجی را از ۱۲۸ کشور مختلف جهان جذب کرده است. سرنوشت این افراد اغلب شوم بوده است؛ تاکنون مرگ قطعی سه هزار و ۳۸۸ جنگجوی خارجی در اوکراین تأیید شده است.

آناتومی یک فریب: روان‌شناسی جنگ و تله‌های حقوقی

نکته کلیدی در تمام این تبلیغات، استفاده از تکنیک‌های «پروپاگاندای حوزه شناختی» است. به نوشته پولیتیکو، دکتر ساشا باخمن توضیح می‌دهد روسیه با طراحی دقیق پیام‌ها، بر نگرش عمومی تأثیر می‌گذارد. آگهی‌ها در پلتفرم‌هایی مانند VKontakte با شعارهایی مثل «در تیم باش، پیشروی موفق نیروهای ما» و وعده خدمت در «واحدهای غیرتهاجمی» منتشر می‌شوند.

مشوق‌های مالی شامل پرداخت ماهانه ۲۱۰ هزار روبل (چهار هزار و 200 دلار) و پاداش امضای قرارداد تا ۳.۴ میلیون روبل است. یکی از جذاب‌ترین وعده‌ها، بخشش وام‌ها و بدهی‌ها تا سقف ۱۰ میلیون روبل است. دکتر نورژانوف می‌گوید برای مردم آسیای مرکزی، این پول معادل ۱۰ برابر درآمد فعلی آنهاست و دریافت شهروندی روسیه «بزرگ‌ترین هویج» محسوب می‌شود.

اما دام حقوقی این ماجرا هولناک است. همان‌طور که سخنگوی وزارت خارجه استرالیا اشاره کرده، به‌محض پیوستن به ارتش روسیه، فرد «کاملا تابع قوانین روسیه» می‌شود. این یعنی افراد پس از امضای قرارداد، دیگر شهروند آزاد نیستند و تحت قوانین سخت‌گیرانه نظامی روسیه قرار می‌گیرند.

آنها نمی‌توانند استعفا دهند یا بازگردند و هرگونه سرپیچی می‌تواند عواقب سنگینی داشته باشد. این قراردادها در واقع سندی برای سلب اختیار کامل فرد بر سرنوشت خود است.

سرنوشت شوم

واقعیت میدان اما با وعده‌های تلگرامی تفاوت دارد. دکتر باخمن تأکید می‌کند: «وعده خدمت ایمن حقیقت ندارد. آنها مردم را برای نقش‌های غیررزمی ثبت‌نام می‌کنند اما در نهایت آنها بخشی از چرخ‌ گوشت مسکو می‌شوند». وزیر خارجه اوکراین وضعیت این نیروها را «غم‌انگیز» توصیف می‌کند: «اکثر آنها بلافاصله به‌اصطلاح به «حملات گوشتی» (Meat Assaults) فرستاده می‌شوند، جایی که به‌سرعت کشته می‌شوند».

در این تاکتیک بی‌رحمانه، فرماندهان روسی امواج انسانی پیاده‌نظام را به جلو می‌فرستند تا مواضع دشمن را شناسایی کنند. سیبیها می‌افزاید: «فرماندهی روسیه می‌داند که هیچ پاسخ‌گویی برای خارجیِ کشته‌شده وجود نخواهد داشت، بنابراین با آنها به‌ عنوان مواد انسانی درجه دوم و مصرفی رفتار می‌شود».

این گزارش نشان می‌دهد چگونه جنگ اوکراین به یک صنعت جهانی «مرگ‌فروشی» تبدیل شده است؛ جایی که از خیابان‌های تهران تا محلات فقیرنشین نایروبی و هاوانا، انسان‌ها با وعده زندگی بهتر، بلیت یک‌طرفه به جهنم دونباس را دریافت می‌کنند و با آرزوی دلار و شهروندی، در گودال‌های گل‌آلود شرق اروپا دفن می‌شوند.

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: