رایت معتقد است تهران اکنون همین منطق را در سطحی بزرگتر با کنترل تنگه هرمز به کار گرفته و از این آبراه راهبردی به عنوان اهرم فشار بر آمریکا و اقتصاد جهانی استفاده میکند. به گفته او، ایران با وجود ضعف نظامی در برابر آمریکا، توانسته هزینههای سنگینی بر رقیب خود تحمیل کند و در مذاکرات بر سر پایان جنگ و آینده منطقه امتیاز بخواهد.
به نوشته او تصرف تنگه هرمز قواعد جنگ و بازدارندگی در منطقه را تغییر داده و به یکی از مهمترین ابزارهای نفوذ جمهوری اسلامی تبدیل شده است: «تصرف تنگه هرمز، نسخه تازهای از راهبرد دیرینه ایران برای در اختیار گرفتن چیزی ارزشمند و گرفتن امتیاز در ازای آن است.»
در ادامه ترجمه کامل یادداشت رابین رایت که با تیتر اصلی «Iran Can Hold America Hostage in Either War or Peace» روز ۱۲ ژوئن ۲۰۲۶ در نیویورکر منتشر شده است را بخوانید؛
طی نزدیک به نیم قرن و در دوران هشت رییسجمهور آمریکا، ایران از یکی از کمهزینهترین تاکتیکهای جنگی، چه در دوران باستان و چه در عصر مدرن، استفاده کرده است: تصرف فرد یا چیزی ارزشمند و نگه داشتن آن به عنوان گروگان.
این روش ابتدا درباره انسانها به کار گرفته شد. در سال ۱۹۷۹، ۵۲ دیپلمات آمریکایی به مدت ۴۴۴ روز در سفارت آمریکا در تهران گروگان نگه داشته شدند؛ تا زمانی که دولت جیمی کارتر هشت میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران را آزاد کرد و تحریم اقتصادی علیه ایران را لغو کرد.
بین سالهای ۱۹۸۴ تا ۱۹۹۱ نیز دو دوجین آمریکایی توسط گروههای شبهنظامی لبنانی همسو با ایران گروگان گرفته شدند. تری اندرسون، رییس دفتر خبرگزاری آسوشیتدپرس در بیروت، نزدیک به هفت سال به یک رادیاتور زنجیر شده بود. ایران آزادی گروگانها را میانجیگری کرد؛ در یک مورد در ازای دریافت تسلیحات آمریکایی در معاملهای محرمانه در دوران دولت رونالد ریگان. اما پس از آن، گروه نیابتی ایران دوباره آمریکاییهای بیشتری را گروگان گرفت.
ایران میداند این تاکتیک میتواند امتیازهای سیاسی نیز به همراه داشته باشد. در سال ۱۹۸۵، متحدان ایران در حزبالله هواپیمای پرواز ۸۴۷ شرکت تیدبلیوای را که از آتن به رم میرفت، با ۱۴۷ مسافر و اعضای خدمه ربودند.
این هواپیمای بوئینگ ۷۲۷ به مدت ۱۷ روز میان بیروت و الجزیره در رفتوآمد بود. گروه نیابتی ایران خواستار آزادی بیش از ۷۶۰ شیعه لبنانی زندانی در اسرائیل شد و در نهایت نیز به خواسته خود رسید.
حتی در بحبوحه شکستهای نظامی و آسیبپذیریهای اقتصادی ایران، این گروگانگیریها و امتیازهایی که در پی داشتهاند، به تقویت حس قدرت و هویت جمهوری اسلامی کمک کردهاند. اقدامات مخرب حکومت، انقلابیون را تقویت کرده و چندان هم از نقض قوانین بینالمللی یا محکومیت جهانی نگران نبودهاند.
در دوران ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش، باراک اوباما، دونالد ترامپ و جو بایدن، ایران دهها آمریکایی دیگر را نیز بازداشت کرد.
هاله اسفندیاری، همکار پیشین من در مرکز بینالمللی وودرو ویلسون، در سال ۲۰۰۶ برای دیدار با مادر ۹۳ ساله خود به تهران رفته بود که بازداشت شد. او ماهها را در سلول انفرادی زندان اوین گذراند تا اینکه در سال ۲۰۰۷ با وثیقهای معادل ارزش خانه مادرش آزاد شد.
این پرونده نشان داد جمهوری اسلامی تا چه اندازه میتواند از چنین تاکتیک سادهای اهرم فشار بسازد. رسانههای بینالمللی به طور گسترده پرونده اسفندیاری را پوشش دادند و باراک اوباما و هیلاری کلینتون که آن زمان سناتور بودند، موضوع را در صحن سنای آمریکا مطرح کردند.
در یک دهه گذشته، این روش همچنان از نظر مالی سودآور بوده است.
در پی توافق هستهای با ایران، دولت اوباما در اوایل سال ۲۰۱۶ آزادی چند آمریکایی از جمله جیسون رضاییان، خبرنگار واشینگتنپست، و مت ترویتیک، دستیار پژوهشی پیشین من، را میانجیگری کرد.
ترویتیک زمانی بازداشت شد که در دوره فشرده آموزش زبان فارسی در دانشگاه تهران شرکت میکرد.
در مقابل، واشینگتن پذیرفت هفت ایرانی زندانی در آمریکا را آزاد کند یا اتهامات آنها را کنار بگذارد.
همچنین این توافق به ایران امکان دسترسی به ۵۰ میلیارد دلار از داراییهای خود را که به دلیل تحریمهای بینالمللی مسدود شده بود، داد.
آمریکا افزون بر آن ۱.۷ میلیارد دلار دیگر نیز به تهران پرداخت؛ شامل ۴۰۰ میلیون دلاری که محمدرضا شاه در دهه ۱۹۷۰ برای خرید تجهیزات نظامی آمریکایی پرداخت کرده بود اما هرگز تحویل نگرفت و همچنین ۱.۳ میلیارد دلار سود آن.
در سال ۲۰۲۳ نیز پنج آمریکایی، از جمله دوست من سیامک نمازی که هشت سال زندانی بود، پس از آن آزاد شدند که دولت بایدن شش میلیارد دلار از داراییهای ایران را آزاد کرد و برای پنج ایرانی زندانی در آمریکا عفو صادر شد.
امروز نیز ایران همچنان از انسانها به عنوان اهرم فشار استفاده میکند؛ در حال حاضر شش آمریکایی در ایران زندانی هستند.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی، با وجود ضعف نظامی نسبت به آمریکا، تاکتیک محبوب خود را تطبیق داده و این بار با در اختیار گرفتن تنگه هرمز عملا جهان را به گروگان گرفته است.
مایکل سینگ، از مقامهای پیشین دولت جورج دبلیو بوش در حوزه پرونده هستهای ایران، در نشستی در موسسه واشینگتن گفت: «ایرانیها نشان دادهاند که واقعا میتوانند اقتصاد منطقه و حتی اقتصاد جهان را متوقف کنند.»
این منطق در عرصه دیپلماسی نیز دیده میشود.
برت مکگورک که در چهار دولت اخیر آمریکا در موضوعات خاورمیانه و گروگانها فعالیت داشته، در یادداشتی برای سیانان نوشت:
«واشینگتن مذاکرات با ایران را از دریچه قدرت میبیند. تهران آن را از دریچه مالکیت میبیند.»
او افزود:
«واشینگتن تلاش میکند با فشار اقتصادی و تحریمها ایران را وادار به پذیرش خواستههایش کند. تهران تلاش میکند با به دست آوردن چیزی ارزشمند و پس ندادن آن، آمریکا را وادار به عقبنشینی کند.»
ایران بارها نشان داده برای رسیدن به خواستههایش میتواند سالها صبر کند، در حالی که آمریکا با چرخههای انتخاباتی دو و چهار ساله صبر محدودی دارد.
واشینگتن در واکنش به تصرف تنگه هرمز، کشتیهای در حال ورود و خروج از ایران را محاصره کرد، اما این رویارویی روزانه حدود دو میلیارد دلار برای مالیاتدهندگان آمریکایی هزینه دارد.
ایران برای پایان دادن به جنگ خواستار آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده خود شده است؛ رقمی چهار برابر بزرگتر از توافق آزادی گروگانها در سال ۲۰۲۳.
ایران هرگز به آن شش میلیارد دلار دسترسی پیدا نکرد، زیرا پس از حمله حماس به اسرائیل دوباره مسدود شد.
محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و مشاور نظامی مجتبی خامنهای، رهبر جدید جمهوری اسلامی، به سیانان گفت:
«این ۲۴ میلیارد دلار آزمون اعتماد است؛ آزمونی که آمریکا باید از آن عبور کند.»
با توجه به رقم بسیار بزرگ مطرحشده، این سخنان بیشتر به آغاز چانهزنی در یک بازار ایرانی شباهت داشت.
روز پنجشنبه، دونالد ترامپ برای سیونهمین بار اعلام کرد که جنگ با ایران پایان یافته است.
او گفت توافق اولیه برای تمدید آتشبس شکننده طی چند روز آینده و احتمالا آخر هفته توسط جیدی ونس، معاون رییسجمهور آمریکا، در مکانی نامشخص در اروپا امضا خواهد شد.
ترامپ افزود پس از امضای توافق، تنگه هرمز «بلافاصله بازگشایی خواهد شد.»
او از وجود «یک یادداشت تفاهم بسیار قدرتمند» سخن گفت که آن را به شکلهای مختلف «تقریبا نهایی»، «تا حدی مفهومی» و «بیشتر در حد چارچوب اولیه» توصیف کرد.
اواخر شامگاه جمعه، ایران اعلام کرد تهران و واشینگتن در مراحل نهایی دستیابی به توافقی هستند که به طور موقت به درگیریها در ایران و لبنان پایان خواهد داد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، گفت این توافق به صورت مکتوب تصریح میکند که دو دشمن دیرینه حاکمیت و نظام سیاسی یکدیگر را به رسمیت میشناسند.
این موضوع عملا به معنای آن است که آمریکا برای تضعیف یا سرنگونی جمهوری اسلامی اقدامی نخواهد کرد؛ به بیان دیگر، تلاشی برای «تغییر رژیم» در کار نخواهد بود.
این ایده در روزهای نخست جنگ از سوی دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو مطرح شده بود.
چنین بندی یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی خواهد بود.
عراقچی همچنین مدعی شد اسرائیل باید از لبنان خارج شود و حملات خود علیه حزبالله را متوقف کند؛ موضوعی که عملا دو جبهه جنگی جداگانه را به هم پیوند میدهد.
اسرائیل اکنون بیش از ۱۰ درصد خاک لبنان را در اختیار دارد و نتانیاهو همواره عملیات نظامی علیه لبنان را اقدامی دفاعی توصیف کرده است.
اسرائیل تاکنون بخشی از مذاکراتی که با میانجیگری پاکستان و قطر در جریان است، نبوده است.
در تغییری مهم، عراقچی مدعی شد توافق جدید تثبیت میکند که تنگه هرمز در آینده نیز تحت کنترل ایران باقی خواهد ماند و هرگز به وضعیت پیش از جنگ بازنخواهد گشت.
همه کشتیهای تجاری امکان عبور امن خواهند داشت، اما ایران در آینده برای عبور از تنگه «هزینه خدمات» دریافت خواهد کرد.
هر دو بند تغییری مهم و پرهزینه برای آبراهی محسوب میشوند که یکپنجم انرژی جهان از آن عبور میکند.
این دو موضوع دستاوردهای بلندمدت و مهمی برای تهران خواهند بود.
صرفنظر از سرنوشت مذاکرات در روزهای آینده، یک اصل جدید شکل گرفته است: همانگونه که گروگانگیری انسانها راهبردهای تروریسم مدرن را تغییر داد، تصرف یک آبراه حیاتی بینالمللی نیز قواعد جنگ مدرن را دگرگون کرده است.
جان لیمبرت، یکی از دیپلماتهای آمریکایی گروگان گرفتهشده در سال ۱۹۷۹، به من گفت: «این مقایسه درستی است.»
او افزود: «شباهت بزرگتر از نظر من این است که ایرانیها بیش از حد در استفاده از این اهرم پیش رفتهاند و همانند بحران گروگانگیری، آسیب زیادی به خود وارد کردهاند.»
لیمبرت گفت: «وقتی شروع میکنید به باور کردن تبلیغات خودتان، همیشه خطرناک است.»
با این حال، حکومت دینی ایران همچنان پابرجاست؛ با وجود چهار دهه بحرانهای فزاینده سیاسی، اقتصادی و زیستمحیطی و افزایش نارضایتی عمومی.
سید حسین موسویان، مذاکرهکننده پیشین هستهای ایران و پژوهشگر کنونی دانشگاه پرینستون، به من گفت: «از این پس هرمز دیگر هرگز به وضعیت دهههای گذشته بازنخواهد گشت.»
او افزود: «هرمز همچنان یکی از عناصر اصلی بازدارندگی در راهبرد ایران خواهد بود.»
موسویان با این دیدگاه که ایران جهان را گروگان گرفته است مخالفت کرد و آن را «اهرم فشار» نامید.
او گفت: «ایران با سیاستهای دیوانهوار اسرائیل و آمریکا مواجه بوده است. اگر شما دیوانه باشید، ما دیوانهتر خواهیم بود. این دقیقا همان کاری است که ایران انجام میدهد.»
الی گرانمایه، کارشناس ایران در شورای روابط خارجی اروپا، نیز گفت ایران «احساس کرده چارهای جز این اقدام نداشته است؛ اقدامی برای افزایش پیامدهای جهانی جنگ به شکلی نامتقارن و وارد کردن فشار بر یک ابرقدرت نظامی مجهز به سلاح هستهای.»
اما او تاکید کرد تهران نیز محدودیتهای خود را دارد و نمیتواند برای مدت طولانی از گلوگاه هرمز به عنوان سلاح استفاده کند، زیرا اقتصاد خود ایران نیز آسیب میبیند.
برآورد میشود ایران به دلیل محاصره صادرات نفتیاش توسط آمریکا روزانه بیش از چهار میلیارد دلار درآمد از دست میدهد.
گرانمایه گفت: «نهادهای امنیتی ایران میدانند تنگه باید بازگشایی شود، اما پرسش اصلی این است که چگونه.»
او افزود: «روایت آنها این است که با وجود بمباران ایران توسط آمریکا و اسرائیل، توانستهاند حاکمیت و نفوذ ایران را بر یک گلوگاه حیاتی جهانی گسترش دهند.»
به گفته او، جمهوری اسلامی با تثبیت نوعی حاکمیت پساجنگی بر تنگه هرمز تلاش میکند این وضعیت را به عنوان یک پیروزی به پایگاه اجتماعی خود عرضه کند.
ترامپ نیز بارها و بارها تلاش کرده برای هواداران خود روایت پیروزی بسازد.
اما یک یادداشت تفاهم، با وجود عنوان دیپلماتیکش، تنها مجموعهای کلی از اصول است که هنوز باید درباره جزئیات آن، بهویژه برنامه هستهای ایران که دلیل اصلی آغاز جنگ در ۲۸ فوریه بود، مذاکرات طولانی انجام شود.
وضعیت جنگ و مذاکرات صلح هر روز پیچیدهتر و گیجکنندهتر شده است.
گرگ کارلستروم، خبرنگار خاورمیانه نشریه اکونومیست و نویسنده کتاب «اسرائیل تا چه زمانی دوام خواهد آورد؟»، در شبکه ایکس نوشت:
«اعتبار آمریکا تا جایی کاهش یافته که رییسجمهور یک توافق دیپلماتیک را اعلام میکند و واکنش تقریبا همگانی این است که: صبر کنیم ببینیم تسنیم چه میگوید.»
او به خبرگزاری تسنیم، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، اشاره داشت.
تسنیم روز جمعه در پاسخ اعلام کرد که هنوز هیچ توافقی نهایی نشده است.
این رسانه همچنین همان پیام کارلستروم را در حساب کاربری خود در ایکس بازنشر کرد. ♦