در گزارش تیم اسپایرز، کِیتی کاتز و سَم استایسکال آمده است که حضور تیم ملی فوتبال ایران در این رقابتها بیشتر شبیه به یک «جنگ نیابتی رسانهای و دیپلماتیک» میان تهران و واشنگتن بود.
«جیانی اینفانتینو» در گذشته مانور زیادی روی نفوذ و قدرت فیفا بر کشورهای میزبان داده بود، اما وقتی در این جام جهانی نوبت به ایالات متحده و ایران رسید، او در یک لحظه، تا حد یک دلقک دربار تنزل یافت.
رئیس فیفا پس از اولین بازی ایران، تساوی ۲-۲ مقابل نیوزیلند در استادیوم سوفایِ اینگلوود، به رختکن ایران رفت تا به روش منحصربهفرد و تقلیدناپذیر خود نشان دهد که به یاد آنهاست.
اینفانتینو گفت: «شما در حال فرستادن پیام قدرتمندی به کل جهان هستید. شما تمام استادیوم را اینجا پشت سر "تیم ملی" متحد کردید، شما دارید این را به دنیا نشان میدهید. پس خیلی از شما ممنونم.»
او اجازه داد تشویقهای بازیکنان و کادر فنی ایران فروکش کند و سپس جملهای را زبان آورد که خودش از گفتنش بسیار راضی به نظر میرسید؛ او چرخید و دستش را روی شانه سرمربی تیم، امیر قلعهنویی گذاشت: «و اگر سرمربی به یک مهاجم نیاز دارد، من برای بازی بعدی میآیم تا با شما بازی کنم.»
با توجه به اینکه ایران در همان لحظه در تلاش بود تا یک ویزای جدید برای وینگر چپ خود، مهدی ترابی که با ویزای یکبار ورود وارد کشور شده بود، دستوپا کند، و مهدی طارمی، کاپیتان و مهاجم تیم نیز بهزودی و پیش از پرواز تیم به پایگاه تمرینیشان در تیخوانای مکزیک، برای پاسخ به سوالاتی در بخش کنترل مرزی لسآنجلس متوقف میشد، این تلاش اینفانتینو برای شوخی، بهشدت بیمایه و بدسلیقگی بود.
اینفانتینو افزود: «این تازه شروع جام جهانی است. شما دارید تاریخ را مینویسید. به بازی با قلب خود، برای مردمتان و برای هر کسی در دنیا که عاشق ایران میشود ادامه دهید. یالا، شما از همهچیز قویتر هستید.»
در نهایت، اینفانتینو از زمان آن خطابه پر از لفاظی و چاپلوسی، در قبال مسائل ایران تا حد زیادی بیخاصیت و بیاثر ظاهر شد.
چهار نفر از ۱۵ عضو کادر فنی ایران که در ابتدا ویزای ورود به آمریکا برای آنها صادر نشده بود، پس از درخواست تجدیدنظر به وزارت امور خارجه، حق سفر به این کشور را دریافت کردند. تا زمان بازی سوم ایران مقابل مصر در سیاتل، تیم توانست دو روز زودتر به محل مسابقه پرواز کند، در حالی که برای دو بازی اول خود در لسآنجلس، به حضور در روز قبل از مسابقه محدود شده بود.
اما بار دیگر، طارمی توسط مقامات آمریکایی معطل شد؛ این بار در فرودگاه تیخوانا و به همراه کمکمربی تیم، سعید الهویی که باعث تاخیر در خروج تیم از مکزیک به سمت منطقه شمال غربی اقیانوس آرام (سیاتل) شد. و همچنان، برای سومین بازی متوالی، ایران مجبور شد خروجی سریع داشته باشد و بر خلاف میل خود، بلافاصله پس از سوت پایان بازی، خاک آمریکا را ترک کند.
این اتفاقات منجر به سخنرانی پر از خشم و احساسات طارمی پس از تساوی دراماتیک ۱-۱ مقابل مصر شد؛ نتیجهای که شانس صعود ایران به جمع ۳۲ تیم نهایی را در هالهای از ابهام قرار داد.
طارمی به خبرنگاران گفت: «این یک جام جهانی فاجعهبار است. آقای اینفانتینو بعد از بازی اول مقابل نیوزیلند به رختکن ما آمد و گفت "این تازه اول راه است..." اما مرحله گروهی فردا تمام میشود.»
او ادامه داد: «ما هیچ نیروی ریکاوری یا لجستیکی نداریم که به ما کمک کند. ما همیشه از این چیزها شکایت میکنیم اما هیچکس کمک نمیکند. این منصفانه نیست. آیا این برای فیفا منصفانه است؟ خب، خوش به حالشان. چه کسی میخواهد به ما کمک کند؟ اگر آنها میخواهند ما حذف شویم، پس مشکلی نیست؛ بگذارید کنار بکشیم.»
حدود ۲۴ ساعت بعد، در شرایطی عجیبتر، حرفهای طارمی به حقیقت پیوست.
تساوی مضحک ۳-۳ الجزایر مقابل اتریش، به دنبال کامبک و برد اواخر روزِ جمهوری دموکراتیک کنگو مقابل ازبکستان، حذف ایران را تایید کرد. ویدیوهایی منتشر شد که نشان میداد بازیکنان ایران در هتل ماریوت خود در تیخوانا، در حال جشن گرفتن گل دقیقه ۹۳ ریاض محرز برای الجزایر بودند که میتوانست باعث صعود آنها شود. اما سه دقیقه بعد، زمانی که ساسا کالایژیچ گل تساوی را برای اتریش به ثمر رساند، امیدهای آنها خاکستر شد.
و به این ترتیب، یک داستان بیسابقه در تاریخ جام جهانی، به شکلی به پایان رسید که کاملاً برازندهی تمام اتفاقاتش بود.
اقامت ایران در این تورنمنت مملو از پیچیدگیها و مشکلات بود، همراه با اعتراضات احساسی توسط خود تیم و علیه آنها. در تمام این مدت، تنشهای سیاسی که در ماه فوریه با حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران شعلهور شده بود، سایه سنگین خود را بر مسابقات انداخته بود.
پس از چندین گفتگو با افراد مرتبط در شهرهای مختلف که برخی از آنها برای حفظ روابط ناشناس خواهند ماند، این داستانِ جام جهانی ایران است.
تقابلها و جنگ ویزا
درگیری و مناقشه همواره به دنبال حضور ایران در این تورنمنت بوده است. حملات آمریکا و اسرائیل، حضور آنها را در هالهای از ابهام بزرگ فرو برده بود. گفتگوها در آستانه مسابقات نهایی راه حلی پیدا کرد و ایران پایگاه تمرینی خود را از توسان در آریزونا به تیخوانا منتقل کرد. اما از آن زمان، درست همانطور که آتشبسها با حملات تلافیجویانه از سوی صاحبان قدرت سیاسی همراه میشد، حضور ایران در این جام جهانی نیز روایتی موازی را دنبال کرد. یک نبرد رسانهای و ارتباطاتی مانند یک جنگ نیابتی میان دو کشور در جریان بود.
تنها در تاریخ ۶ ژوئن بود که ویزای بازیکنان ایرانی و کادر پشتیبانیِ «ضروری» پیش از جام جهانی صادر شد. یک مقام مسئول در دولت بلافاصله گفت که دولت دونالد ترامپ «به آنها اجازه نخواهد داد از این سیستم سوءاستفاده کنند تا تروریستها را به داخل ایالات متحده نفوذ دهند.»
تلویزیون دولتی ایران از «هدایت ممبینی» دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران و «مهدی محمدنبی» نایبرئیس فدراسیون به عنوان کسانی نام برد که ویزای آنها ریجکت شده بود. به گفته چندین منبع مطلع از وضعیت، یکی از اعضای کادر فنی که در پنج جام جهانی گذشته بدون هیچ مشکلی شرکت کرده بود، از تماشای مسابقات در آمریکا منع شد و مجبور شد در تیخوانا بماند. با این حال، گفته میشود برخی از بازیکنان با طارمی موافق نبودند و احساس میکردند که صادر نشدن ویزا برای کادر اداری و پشتیبانی، تاثیری روی تیم نگذاشته است.
حتی کسانی که اجازه ورود به آمریکا را داشتند، تنها روز قبل از مسابقه میتوانستند وارد شوند. این امر منجر به شایعات قوی شد مبنی بر اینکه هیچ کنفرانس مطبوعاتی پیش از بازی اول مقابل نیوزیلند برگزار نخواهد شد. اما قلعهنویی و طارمی (مهاجم سابق پورتو و اینتر) برای اولین بار ناامیدی عمیق خود را از این وضعیت آشکار کردند.
طارمی که اکنون باتجربهی حضور در سه جام جهانی است، گفت: «من تنش را حس کردهام — ما همان تجربه زیبای قبلی از صلح و شادی را برای هر کشور نداریم.»
قلعهنویی نیز لحنی پیشگویانه به خود گرفت: «امیدوارم جام جهانی با وجود مشکلات سفری که داشتیم، خوب پیش برود. امیدوارم این موضوع روی کیفیت بازی تاثیر نگذارد.»
بدون شک، این وضعیت قبلاً به شکلهای دیگری روی کیفیت تاثیر گذاشته بود. «سردار آزمون»، یکی از بهترین بازیکنان ایران با ۵۷ گل در ۹۱ بازی ملی، پس از انتشار پستی در رسانههای اجتماعی که مخالف دولت ایران تلقی میشد، از تیم کنار گذاشته شد. قلعهنویی گفت که «آرزو میکرد» آزمون با آنها بود و گفته میشود این مهاجم مایل به بازی بوده، اما به او گفته شده بود که اگر میخواهد انتخاب شود، باید علناً از رژیم ایران عذرخواهی کند. او این کار را نکرد.
ادعاهایی وجود داشت مبنی بر اینکه بازیکنان دیگر، بهویژه برخی از نیروهای باتجربهتر، به دلیل نزدیکیشان به رژیم در لیست تیم گنجانده شدهاند.
جهنم در لسآنجلس و نبرد پرچمها
شکاف میان هواداران در جلسه تمرینی ایران در استادیوم خانگی لسآنجلس گلکسی کاملاً واضح بود. چند ده نفر از معترضان در بیرون استادیوم شعار میدادند و خواهان تغییر حکومت در ایران بودند.
زنی که در آغاز قرن حاضر از تهران فرار کرده بود و میخواست نامش برای محافظت از خانوادهاش پنهان بماند، گفت که گروه او مشخصاً بازیکنان را هدف قرار دادهاند: «ما میخواهیم به آنها نشان دهیم که از بازیکنان حمایت نمیکنیم. آنها نماینده رژیمی هستند که مردم را میکشد. از سخنرانیهای آنها نمیبینیم که بیطرف باشند. آنها نقش پروپاگاندا را بازی میکنند. اگر گل بزنند، من بو (مسخره) خواهم کرد. ما سرود ملی را بو میکنیم. تعداد ما آنجا زیاد خواهد بود. ما در لسآنجلس یک جهنم برپا میکنیم.»
مردی که در آن سوی خیابان ایستاده بود، سعی کرد با بلندگو شعارهایی در حمایت از دولت ایران سر دهد و تلافی کند.
صبح روز بعد در دادگاه عالی شهرستان لسآنجلس در مرکز شهر، پروندهای بررسی شد که مستقیماً به قلب این ناآرامی داخلی دست میگذاشت. فیفا میخواست جلو ورود پرچمهای طرفدار انقلاب (شیر و خورشید) را به استادیوم سوفای بگیرد، با این استدلال که آنها یک نماد سیاسی هستند و ممکن است باعث ایجاد اغتشاش شوند. «شاهرخ مختارزاده»، وکیل مدافع موسسه "صدای آزادی" و «سام کرمانیان» (دارنده بلیط ایرانی)، استدلال کرد که فیفا در حال محدود کردن آزادی بیان است.
سه وکیل به نمایندگی از فیفا، به رهبری «کریس بوهنینگ»، اصرار داشتند که برگزارکنندگان، به عنوان نهادهای خصوصی، حق اعمال مقررات را دارند. قاضی «کورتیس ای. کین» با فیفا موافقت کرد.
به کارکنان استادیوم سوفای تصاویری از پرچم فعلی و پرچم قبلی شیر و خورشید فرستاده شد تا تعیین کنند چه چیزی مجاز است. وسایل بسیاری از مردم مصادره شد. دهها نفر دیگر پرچمهای خود را مخفیانه به داخل بردند و در سکوها، چندین پرچم به نشانه سرکشی به نمایش درآمد.
برخی از هواداران بازیکنان ایران را بو کردند و وقتی نیوزیلند دو بار توسط «الی جاست» به گل رسید، خوشحالی کردند. اما در مجموع، ایرانیها توسط جمعیت بزرگ مهاجران در لسآنجلس بهخوبی حمایت شدند و دو بار با گلهای رامین رضاییان و محمد محبی بازی باخته را مساوی کردند.
پس از بازی، در رختکن، قلعهنویی با صراحت با اینفانتینو صحبت کرد. او در ویدیویی که بعداً در رسانههای اجتماعی منتشر شد، از طریق مترجم گفت: «من میدانم چقدر سخت بود تا ما اینجا باشیم. اما بگذارید از دیدگاه انسانی صحبت کنم. از نظر فنی، ما مظلومترین تیم تاریخ جام جهانی هستیم، به خاطر شرایط و فضایی که برای ما ایجاد کردند. و شاید این یک بیعدالتی در حق این تیم بود. امیدوارم فیفا کمی قدرتمندتر عمل کند و دیگر به این تیم بیاحترامی نشود.»
او گفت که میخواسته اقامت ایران در خاک آمریکا را به دلیل اختلاف ساعت ۱۰.۵ ساعته با خلیج فارس، دو هفته زودتر آغاز کند: «آنها حتی نمیخواستند ما دو روز زودتر بیاییم. ما باید بعد از بازی ریکاوری کنیم، اما آنها ما را مجبور کردند سوار هواپیما شویم تا برگردیم.»
گفته میشد قلعهنویی احساس میکرده پروازهای برگشتِ بلافاصله پس از بازی، توانایی او را برای چیدن برنامههای تمرینی در زمانهای بهینه تحت تأثیر قرار داده است، اگرچه دیگر افراد نزدیک به تیم معتقدند این یک عامل تعیینکننده نبوده، چرا که چندین کشور دیگر نیز بلافاصله پس از مسابقات به کمپهای اصلی خود بازمیگشتند.
برخی از بازیکنان در خلوت خود از ارنج و انتخابهای قلعهنویی مقابل نیوزیلند انتقاد داشتند و احساس میکردند او حریف را دستکم گرفته است. انتخاب «آریا یوسفی» (دفاع راست بیتجربه) در پست وینگر چپ، زمانی که بسیاری از وینگرهای باتجربه انتخاب نشده بودند، بهویژه گیجکننده بود.
ایران همان شب به تیخوانا بازگشت، یک سفر هوایی کمتر از یک ساعت و روز بعد آنها یکی از جلسات تمرینی خود را به روی رسانهها باز کردند.
تیخوانا؛ «تیم بدون مرزها»
تیخوانا به دلیل نزدیکی به لسآنجلس (که ایران دو بازی در آن داشت) و همچنین قرار داشتن در همان سواحلِ سیاتل (محل بازی آخر گروهی) انتخاب شد، اما تغییر دیرهنگام کمپ از توسان که تازه در ۸ ژوئن تأیید شد، به معنای یک تکاپوی شدید برای هماهنگ کردن امکانات بود.
باشگاه «زولوئیتزکوئینتلس دِ کالینته تیخوانا» که به دلیل یک نژاد سگ بدون مو به نام «لوس زولوس» شناخته میشود، مکان انتخاب شده بود؛ یک پایگاه تمرینی که قبلاً توسط فیفا بازرسی شده بود تا در صورت نیاز، هر تیم جام جهانی بتواند در تیخوانا مستقر شود.
برخی از بازیکنان این سوال را مطرح کردند که چرا ایران تصمیم گرفت کمپ خود را به مکزیک منتقل کند، اگرچه آنها اعتراف کردند که این بیشتر یک حس عجیب و غرق در معذب بودن بود تا یک مشکل عملکردی، و همگی از نظر بدنی احساس بسیار خوبی داشتند. بازیکنان معتقد بودند امکانات در تیخوانا بینقص بود. فیفا نمایندهای در تیخوانا برای کمک به ایران دارد، اما این نهاد حاکم بر فوتبال، در مورد جزئیات بسیار محتاط و پنهانکار بوده است.
«فرناندو آرس»، بازیکن سابق تیم ملی مکزیک و مدیر فعلی زولوس، به اتلتیک گفت: «بزرگترین چالش این بود که مطمئن شویم زمین تمرین در بهترین شرایط ممکن قرار دارد تا تیم بتواند در طول اقامت خود بهراحتی کار کند. اگرچه تیم حرفهای خودمان روزانه از آنها استفاده میکند، اما ما هر کاری که ممکن بود انجام دادیم تا برنامه و عملیات خود را تنظیم کنیم تا ایران بتواند هر آنچه را که در زمان حضورش در اینجا نیاز دارد، داشته باشد.»
در بیرون استادیوم، مجسمه عظیمی از یک سگ در ورودی قرار دارد که نمادی از باشگاه و ادای احترام به سگ خانگی «خورخه هانک»، بنیانگذار باشگاه است. این سازه ۵۰ فوتی با گوشهای تیز و دندانهای نمایان، در واقع به اندازه افسران گارد ملی که در اطراف محوطه مستقر شدهاند و چندین نفر از آنها سلاح حمل میکنند، ترسناک نیست.
شعار نقاشیشده با حروف سفید روی یک دیوار قرمز در پشت زمینهای تمرین بسیار تکاندهنده به نظر میرسید: «تیم بدون مرزها».
آن حسِ در حاشیه بودن و بیرون رانده شدن، بین این تیم ایران و مردم محلی مشترک بود. در هتل تیم ایران (ماریوت) که ۱۰ دقیقه پیاده تا زمین تمرین فاصله دارد، مردم مرتباً تجمع میکردند تا در بازگشت از تمرین به آنها خوشامد بگویند و هنگام خروج برای آنها آرزوی موفقیت کنند.
تیخوانا از داشتن ایران به عنوان مهمان استقبال کرد. «یلدا سپهپور»، نقاش رنگ روغن که در تهران به دنیا آمده اما در ۱۸ سالگی آنجا را ترک کرده است، دو سال است که در این شهر زندگی میکند. او پیراهنهایی با ترکیب میراث ایرانی و مکزیکی درست کرد و شب قبل از عزیمت تیم به سیاتل برای بازی آخر، آنها را به تیم هدیه داد.
او به اتلتیک گفت: «من توانستم با کمک دیگران پیراهنها را تحویل دهم و یک تشکر از بازیکنانی که مستقیماً جعبهها را به آنها دادم دریافت کردم. کل این تجربه بسیار تاثیرگذار بود. مردم مکزیک بسیار از ایران حمایت کردهاند.»
سپهپور همچنین دو بوم بزرگ درست کرد که به دو طرف یک کامیون کوبیده شده بود و آن را به مرکز تیخوانا و برای بازی بلژیک به لسآنجلس راند. روی یکی نوشته شده بود: «El Futuro Es El Sur» (آینده از آنِ جنوب است). روی دیگری نوشته شده بود: «Iran esta en Tijuana / Tijuana esta con Iran» (ایران در تیخوانا است / تیخوانا با ایران است).
او گفت: «من فکر میکنم مردم مکزیک به دلایل مختلف توانستهاند با ایران و این تیم ارتباط برقرار کنند. اول اینکه آنها مردمی بسیار تابآور با روح و حرارت زیاد هستند. همچنین برای برخی از آنها عبور از مرز به سمت آمریکا بسیار پیچیده است... بسیاری از آنها ساعت ۴ صبح بیدار میشوند تا بتوانند بهموقع سر کار بروند و تا ساعت ۸ یا ۹ شب برنمیگردند.»
جنگ روابط عمومی و ماجرای فاکس نیوز
با گذشت روزها، ایران شکایتهای خود را از آمریکا به دلیل ممنوعیت عبور از مرز تا روز قبل از بازیها افزایش داد. هدایت ممبینی، دبیرکل فدراسیون فوتبال ایران در تیخوانا به خبرنگاران گفت که ایران شکایتی را تسلیم فیفا خواهد کرد.
ممبینی گفت: «این نوع زیر پا گذاشتن قوانین و توافقات ما، به نظر من خود فوتبال را زیر سوال میبرد. معتقدم این یک نقطه تاریک در تاریخ اخیر جام جهانی خواهد بود.»
«اندرو جولیانی»، مدیر اجرایی کارگروه فیفا در کاخ سفید، گفت که به ایران از قبل اعلام شده بود که تنها ۲۴ ساعت قبل از بازی اجازه ورود به آمریکا را خواهند داشت. او در مصاحبهای با پولیتیکو در ۱۴ ژوئن، این اقدام را «نمونه دیگری از ژست حسن نیت به تیم» توصیف کرد. قوانین جام جهانی فیفا به صراحت بیان میکند که تیمها تنها «در موارد استثنایی» باید زودتر به محل مسابقات سفر کنند.
با این حال، قلعهنویی روی موضع کشورش پافشاری کرد. او در یک کنفرانس مطبوعاتی گفت: «من از ۴۷ سرمربی دیگر در جام جهانی یک سوال پرسیدم و هیچکدام از آنها به من پاسخ ندادند. آنها مشغول تیمهای خودشان هستند و ما هیچ چیزی دریافت نکردیم.»
سپس فدراسیون فوتبال ایران اظهاراتی را که «اظهارات جعلی» خواند، از سوی «مارکوین مولین» زیر سوال برد؛ این پس از آن بود که وزیر امنیت داخلی آمریکا به فاکس نیوز گفت شخصی با ارتباطاتی با سپاه پاسداران (IRGC) تلاش کرده است سوار هواپیمای تیم ایران به مقصد لسآنجلس برای بازی دوم جام جهانی مقابل بلژیک شود.
مولین گفت: «پرزیدنت ترامپ و من در این باره صحبت کردیم، رئیس فیفا، جیانی و من چندین گفتگو داشتیم. آنها سعی کردند کسی را وارد کنند که قرار بود رئیس فدراسیون فوتبال باشد. وقتی شروع به تحقیق درباره او کردیم، دیدیم او تازه از سال ۲۰۲۲ منصوب شده و اجازه ندادیم سوار هواپیما شود. کسی که سعی داشت سوار هواپیما شود ارتباط مستقیم با سپاه داشت. ما آنها را هنگام سوار شدن به هواپیما و هنگام پیاده شدن، در هر دو جا چک میکنیم. ما ماموران حفاظت مرزی و گمرک داریم که بیومتریک انجام میدهند تا بدانیم چه کسی وارد کشور میشود و چه کسی خارج میشود.»
ایران پاسخ داد. در یک بیانیه آمده است: «این ادعا که یک نماینده رسمی فدراسیون فوتبال ایران تلاش کرده سوار پروازی برای ورود به ایالات متحده شود و از این کار جلوگیری شده، یک دروغ محض و غیرقابلانکار است. ادعای او چنان بیاساس است که کسانی که آن را مطرح کردهاند بهخوبی میدانند چنین حادثهای اصلاً رخ نداده است.»
یک جنگ روابط عمومی در جریان بود، حتی شامل یک تصویر جعلی در رسانههای اجتماعی از محمد محبی، وینگر تیم، که در حال انداختن پوستر مهسا امینی به سطل زباله بود. مرگ او در سال ۲۰۲۲ باعث اعتراضات گسترده در سراسر جهان شده بود.
فدراسیون فوتبال ایران در بیانیهای رسمی اعلام کرد: «مایلیم شفافسازی کنیم که این تصاویر کاملاً جعلی هستند و با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی ساخته شدهاند.»
اما در بیرون استادیوم سوفای برای بازی بلژیک، ناراحتی و خشم واقعی وجود داشت؛ جایی که یک زن از مامور استادیوم که از او میخواست پرچم طرفدار انقلاب خود را قبل از ورود به استادیوم به سطل زباله بیندازد، بهشدت عصبانی بود.
وقتی بازی شروع شد، ایران دوباره حمایت قاطعی در داخل زمین داشت و زمانی که «ناتان نگوی» در دقیقه ۶۶ اخراج شد، در مسیر بردی قرار گرفت که میتوانست صعود آنها را به جمع ۳۲ تیم نهایی تضمین کند. اما آنها نتوانستند خط دفاعی ۱۰ نفره بلژیک را بشکنند، مسألهای که رد شدن گل نیمه اول طارمی توسط VAR به دلیل یک آفساید بهشدت میلیمتری را بسیار پررنگتر و دردناکتر کرد.
علیرضا جهانبخش پس از تساوی ۰-۰ به خبرنگاران گفت: «امیدوارم بتوانیم هر چه زودتر به سیاتل برویم تا با شرایط شهر و مکانی که قرار است در آن بازی کنیم، سازگار شویم. فکر میکنم این فقط یک عدالت ابتدایی برای همه تیمهاست. ما چیز زیادی نمیخواهیم.»
ایران یادداشتی دستنویس روی تخته سفید رختکن به جا گذاشت: «ما با افتخار به لسآنجلس آمدیم، با شرف رقابت کردیم و با عزت اینجا را ترک میکنیم.»
درام سیاتل و شبح تبانی سال ۱۹۸۲
آخرین بازی گروهی ایران با مصر در سیاتل توجه بیشتری را به خود جلب کرد، زیرا با آخر هفته افتخار (Pride) در این شهر همزمان شده بود. فدراسیونهای ایران و مصر بیانیههایی صادر کردند و ادعای مقامات محلی مبنی بر اینکه این مسابقه، «مسابقه افتخار» است را رد کردند. این امر باعث ایجاد فضایی از مضامین و انگیزههای متضاد در بیرون استادیوم لومن فیلد شد؛ جایی که معترضان ایرانی خواستار تغییر حکومت بودند، در حالی که فعالان اجتماعی پرچمهای رنگینکمان را به اهتزاز درآورده بودند.
فضا بهویژه میان معترضانی که پرچم شیر و خورشید (ممنوعشده در استادیوم) را حمل میکردند و کسانی که تلاش میکردند پرچم رسمی را به داخل ببرند، ملتهب بود. اتلتیک شاهد دو نقطه درگیری بود که تنها موانع موقتی مانع از بالا گرفتن توهینها و فیزیکی شدن درگیری شد، اما نظرات متفاوتی درباره اهمیت عملکرد تیم در جام جهانی وجود داشت. در حالی که برخی میخواستند ایران ببازد چون تیم را نماینده یک حکومت سرکوبگر میدانستند، دیگران میتوانستند سیاست و فوتبال را از هم جدا کنند. این دسته از ایرانیها معتقد بودند حضور ایران توجه جهان را به وضعیت کشور جلب میکند.
در صفحه اینستاگرام تیم، نام تمام ۱۶۸ فرد کشتهشده در حمله موشکی منتسب به آمریکا به مدرسه ابتدایی «شجره طیبه» در میناب ایران — که عمدتاً کودکان و معلمان بودند — تحت عنوان: «تیمی که هرگز بزرگ نشد» فهرست شده بود. یادآوری آن مرگها یکی از تمهای اصلی ایران در این جام جهانی بود.
آنچه در ادامه رخ داد، یک مسابقه جذاب بین دو کشور تشنه موفقیت بود. ایران فکر کرد در وقتهای تلفشده بازی را برده است، زمانی که شجاع خلیلزاده توپ را به تور چسباند و صحنههایی از شادی بیحدومرز را رقم زد؛ اما پیش از آنکه جشن کامل شود، VAR گل را به دلیل یک آفساید به اندازه یک انگشت پا رد کرد. ایران سپس تیر دروازه را به لرزه درآورد.
طارمی که یک پنالتی را مقابل مصر از دست داده بود، پس از بازی ناامیدی و خشم خود را از فیفا و اینفانتینو ابراز کرد. بار دیگر، ایران پیامی دستنویس روی تخته رختکن گذاشت: «شاید امتیازها را بتوان به روشهای زیادی به دست آورد، اما احترام را نه.»
ایران ساعت ۴ صبح به وقت محلی به تیخوانا رسید. اواخر آن روز، دو مقاله مربوط به «رسوایی خیخون» — بازی جام جهانی در سال ۱۹۸۲ که در آن آلمان غربی و اتریش نتیجه ۱-۰ را رقم زدند تا هر دو تیم صعود کنند — توسط کادر فنی ایران در کانال واتساپ رسانهای به اشتراک گذاشته شد که نشاندهنده ترس از تکرار همان سناریو در بازی الجزایر و اتریش در کانزاس سیتی بود؛ نتیجهای که به حذف ایران کمک میکرد.
ساعت ۱ بعدازظهر اعلام شد که یک مقام ارشد ایرانی بهزودی در تیخوانا و پیش از تمرین ساعت ۶ عصر تیم صحبت خواهد کرد. اما ابتدا، جمهوری دموکراتیک کنگو باید مقابل ازبکستان میباخت و وقتی آنها عقب افتادند، امیدهای ایران زنده شد. جلسه تمرینی که با نیمه دوم آن بازی تداخل داشت، یک ساعت به عقب کشیده شد. مصاحبه با مقام ارشد به تعویق افتاد. سپس کنگو بازگشت و بازی را برد و جلسه تمرینی ایران به کل لغو شد.
درامهای بیشتری در راه بود. دوستان و خانوادهها دعوت شدند تا بازی الجزایر-اتریش را همراه با بازیکنان در هتل ماریوت تماشا کنند. اتریش دو بار پیش افتاد، سپس الجزایر در فاصله چند دقیقه مانده به پایان بازی جلو افتاد. اما گل تساوی اتریش، ایران را یکبار برای همیشه حذف کرد. ناامیدی مطلق حکمفرما شد.
در چهار نوبت در طول روز پایانی مسابقات گروهی، ایران در قامت تیم صعودکننده بود. با توجه به تصمیم VAR مقابل مصر، پنالتی از دست رفته و تصمیم VAR مقابل بلژیک، ایران میتوانست با ۷ امتیاز به عنوان صدرنشین گروه صعود کند. در عوض، آنها به خانهای برمیگردند که همچنان تصویری دشوار دارد.
سفیر ایران در مکزیک، «ابوالفضل پسندیده»، در بیانیهای به پولیتیکو نسبت به آن تصمیمات VAR ابراز شگفتی کرد و کنایه زد: «شاید برخی توپها تنها چند سانتیمتر کم آوردند تا شادی را به میلیونها ایرانی هدیه کنند — سانتیمترهایی که حتی توسط پرچم کمکداور اندازهگیری نشدند، اما توسط مداخلات "شبهِ VAR" (pseudo-VAR) بزرگنمایی شدند. با این حال، هیچچیز نمیتواند عظمت اراده شما را کاهش دهد.»
با توجه به سن و سال بازیکنان اصلی، این احتمالاً بهترین شانس ایران در جام جهانی برای یک مدت طولانی بود. طارمی (۳۳)، آزمون (۳۱)، جهانبخش (۳۲) و عزتاللهی (۲۹) عمدتاً بار سه تورنمنت گذشته را به دوش کشیدهاند، اما آینده تیم ملی تاریک است و بازیکنان جوان آیندهدار کمتری در اروپا یا خارج از کشور حضور دارند. ایران پیرترین تیم این جام جهانی بود.
یکی از بازیکنان گروه ایران را آسانترین گروهی توصیف کرد که در چهار تورنمنت گذشته در آن بودهاند، اما تاکتیکها و اجرا ناقص بود. علیرغم تمام جنجالها و موانع، نقاط ضعف ابتدایی فوتبال همچنان پابرجا بود.
رقص شادی در واشنگتن، اهدای لباس در مکزیک
در ایالات متحده، مناقشه و تلخی تا پایان به دنبال ایران بود. «مارکوین مولین» گفت که برای جشن گرفتن حذف ایران از جام جهانی «رقص شادی» انجام داده و «یک یا دو ترانه خوانده است». او اضافه کرد که «خیلی خوشحال است که آنها رفتهاند».
ایران پاسخ داد: «این اظهارات بار دیگر نشان میدهد که مقامات آمریکایی هیچ تعهدی به قوانین بینالمللی یا اصولی که از یک کشور میزبان قادر به سازماندهی یک رویداد ورزشی جهانی انتظار میرود، ندارند. این واقعیت که او علناً حذف ایران را جشن میگیرد، بسیار بیشتر از اینکه درباره تیم ما بگوید، درباره خود او سخن میگوید. این نشاندهنده سطحی از حقارت و کوتهفکری است که حتی نمیتواند حضور یک تیم فوتبال را که در بزرگترین صحنه جهان رقابت میکند، تحمل کند.»
در تیخوانا اما فضا کاملاً متفاوت بود. هارمونی و همدلی، چاشنی عزیمت ایران شد. «اولیوالدو پاز گومز»، رئیس فعلی اتاق بازرگانی، خدمات و گردشگری تیخوانا، از مردم محلی دعوت کرد تا صبح روز سهشنبه ساعت ۶:۳۰ در هتل ماریوت با تیم خداحافظی کنند.
در بروشور تبلیغاتی این رویداد آمده بود: «تیم ملی ایران در حال بازگشت است و ما میخواهیم همانطور که فقط مردم تیخوانا بلدند با آنها خداحافظی کنیم — با محبت، احترام و سپاسگزاری.»