آخرین‌ها:

آیا جی.دی. ونس می‌تواند هم به خدا خدمت کند و هم به دونالد ترامپ؟

جی.دی. ونس، معاون رییس‌جمهور آمریکا کتابی درباره ایمانش نوشته، اما مهم‌ترین پرسش‌ها را بی‌پاسخ گذاشته است.
تصویر آیا جی.دی. ونس می‌تواند هم به خدا خدمت کند و هم به دونالد ترامپ؟

پل الی، نویسنده مجله نیویورکر، در یادداشتی با عنوان «آیا جی. دی. ونس می‌تواند هم به خدا خدمت کند و هم به دونالد ترامپ؟» که ۲۷ ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شده، تازه‌ترین کتاب معاون رییس‌جمهور آمریکا با عنوان «عشای ربانی؛ یافتن دوباره راه ایمان» را بررسی می‌کند و آن را تلاشی برای ترسیم هویتی مستقل از دونالد ترامپ و زمینه‌سازی برای نامزدی احتمالی ونس در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ می‌داند.

به نوشته الی، ونس در این کتاب داستان فاصله گرفتن از ایمان دوران کودکی و بازگشتش به مسیحیت از مسیر آیین کاتولیک را روایت می‌کند. او ضمن دعوت جامعه آمریکا به بازگشت به ریشه‌های مسیحی، به اندیشه‌های متفکران محافظه‌کار کاتولیک مانند سی. اس. لوئیس، جی. کی. چسترتون، آگوستین و توماس آکویناس استناد می‌کند و از مفاهیمی مانند «تبعیت» (Subsidiarity) و نقش خانواده، کلیسا و جامعه محلی در برابر گسترش نقش دولت دفاع می‌کند.

نویسنده معتقد است هرچند ونس در بخش‌هایی از کتاب از سیاست‌های دولت ترامپ دفاع می‌کند، اما لحن مذهبی، ارجاع‌های فلسفی و تاکید بر سنت‌های کاتولیکی، کتاب را از فضای سیاسی ترامپیسم متمایز می‌کند. از نگاه الی، «عشای ربانی» در واقع نوعی اعلام استقلال از ترامپ است و نشان می‌دهد ونس از هم‌اکنون به دوران پس از او می‌اندیشد.

الی در عین حال مهم‌ترین ضعف کتاب را نپرداختن به این پرسش اساسی می‌داند که چگونه ونس، که خود را «مسیحی معتقد» معرفی می‌کند و از «فرهنگ فضیلت» سخن می‌گوید، حضور در دولتی به رهبری دونالد ترامپ را با باورهای دینی خود سازگار می‌کند. به باور نویسنده، ونس نه در گفت‌وگوهای رسانه‌ای و نه در کتابش پاسخی قانع‌کننده به این تناقض ارائه نمی‌دهد و همین سکوت، مهم‌ترین خلأ کتاب محسوب می‌شود.

در ادامه ترجمه کامل این یادداشت را بخوانید:

بیشتر یکشنبه‌ها، آن‌طور که جی. دی. ونس در خاطرات تازه‌اش با عنوان «عشای ربانی» (Communion) روایت می‌کند، او و همسرش، اوشا، سه فرزندشان را به مراسم عشای ربانی کلیسای کاتولیک می‌برند.

او می‌نویسد: «گاهی دیر می‌رسیم؛ در حالی که گروهی از ماموران سرویس مخفی ما را همراهی می‌کنند و سرها از مراسم عبادت برمی‌گردد تا به ما نگاه کنند. آرام و بی‌صدا عذرخواهی می‌کنم و با خودم فکر می‌کنم آیا دیگر نمازگزاران متوجه شده‌اند که حتی موهای دخترمان را هم شانه نکرده‌ایم.»

اما یکشنبه گذشته، ونس در لوسرن سوییس بود؛ جایی که در نقش میانجی تلاش می‌کرد جزئیات تفاهم‌نامه کلی دولت آمریکا با ایران را نهایی کند؛ تفاهمی که قرار است به جنگی که دونالد ترامپ علیه ایران آغاز کرده، پایان دهد.

پیش از سفر ونس، ترامپ اهمیت این ماموریت را به روشنی بیان کرده بود: «اگر موفق شود، اعتبارش برای من است. اگر شکست بخورد، تقصیر جی. دی. خواهد بود.»

به این ترتیب، تنها چند روز پس از آنکه ونس برای معرفی کتابش ــ کتابی درباره گرایشش به مذهب کاتولیک ــ با رسانه‌ها گفت‌وگو کرده بود؛ تور رسانه‌ای که بسیاری آن را آغاز غیررسمی کارزار احتمالی او برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ می‌دانستند، این «مسیحی معتقد» خودخوانده، به چهره عمومی جنگی تبدیل شد که زمانی در خفا نسبت به حمایت از آن تردید داشت و اکنون باید به نمایندگی از رییسی که از نگاه نویسنده فردی بی‌ادب و فاقد اخلاق است، برای برقراری آتش‌بس مذاکره می‌کرد.

در چنین شرایطی این پرسش مطرح می‌شود که ایمان مذهبی او چه تاثیری بر نگاهش به جنگ و صلح دارد؟

ممکن است انتظار داشته باشید پاسخ این پرسش را در کتاب «عشای ربانی»، با زیرعنوان «یافتن دوباره راه ایمان»، پیدا کنید، اما بخش عمده کتاب به زندگی ونس پیش از ورود به سیاست اختصاص دارد و تقریبا به این موضوع نمی‌پردازد.

کتاب «عشای ربانی» ترکیبی نه‌چندان منسجم از خاطره‌نویسی، تک‌گویی‌های یک پدر، بحث‌های رسمی و خشک کاتولیکی، دفاعیه، و حمله به وضعیت بحرانی جهان امروز است.

نگارش آن نزدیک به یک دهه طول کشیده، اما حال‌وهوای متنی را دارد که نویسنده‌اش، پدر سه فرزند، در فاصله‌های کوتاه استراحت میان کار برای رییسی سختگیر، شاید در هواپیمای اختصاصی معاون رییس‌جمهور، نوشته باشد.

هرچند کتاب به شکل اعتراف‌نامه شخصی تنظیم شده، بیشتر به خودستایی فروتنانه شباهت دارد؛ داستان مردی که ظاهرا در جست‌وجوی شناخت خود است، اما در نهایت بیش از هر چیز اعتماد به نفس و رضایتش از خودش را به نمایش می‌گذارد.

با این حال، همین آشفتگی کتاب نیز معنادار است.

«عشای ربانی» در شرایطی منتشر شده که هنگام آغاز نگارش آن، تقریبا تصورش هم ممکن نبود.

ونس نگارش کتاب را اندکی پس از انتشار نخستین کتابش، «مرثیه هیلبیلی» در سال ۲۰۱۶ آغاز کرد.

در همان سال، او در پیامی به یکی از دوستانش درباره نامزدی نوشته بود که ممکن است «هیتلر آمریکا» باشد؛ کسی که امروز همان دونالد ترامپ است و اکنون دومین دوره، البته غیرمتوالی، ریاست‌جمهوری خود را در کاخ سفید سپری می‌کند و ونس نیز معاون اوست.

در همین حال، پاپ لئو چهاردهم، نخستین پاپ آمریکایی، اهل منطقه‌ای از شیکاگو با خانه‌های یک‌طبقه است و پس از او، برجسته‌ترین چهره کاتولیک آمریکا، خود ونس به شمار می‌رود؛ فردی نسبتا جوان که از پروتستانتیسم انجیلی شهرهای کوچک به کاتولیسیسم گرویده، کهنه‌سرباز نیروی تفنگداران دریایی است و در دانشگاه ایالتی اوهایو و سپس دانشکده حقوق ییل تحصیل کرده است.

او مدتی در حوزه سرمایه‌گذاری خطرپذیر فعالیت کرد؛ از جمله در شرکتی که یکی از بنیانگذارانش پیتر تیل، میلیاردر راست‌گرا، هم‌بنیانگذار پی‌پل و سخنران مباحث مربوط به «دجال» بود.

ونس پس از دوره‌ای کوتاه در سنای آمریکا، اکنون ظاهرا با انتشار کتابی درباره آنچه «جست‌وجوی ایمان مرتبط با زندگی امروز» می‌نامد، خود را برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری آماده می‌کند.

بخش‌هایی از «عشای ربانی» به دفاع از سیاست‌های دولت ترامپ اختصاص یافته است، اما فضای مذهبی، احترام ظاهری آن به دانش و تاریخ، کتاب را از فضای حاکم بر کاخ سفید امروز کاملا متمایز می‌کند.

همین تفاوت، چه عمدی باشد و چه نه، یکی از موفقیت‌های کتاب است.

در واقع، «عشای ربانی» را می‌توان نوعی اعلام استقلال از ترامپ دانست.

روایت پراکنده کتاب، انرژی و اولویت‌های جنبش محافظه‌کار کاتولیک را ــ جنبشی که ونس اکنون یکی از سخنگویان اصلی آن است ــ بازتاب می‌دهد و به نظر می‌رسد آن‌ها را برای کارزار احتمالی ریاست‌جمهوری بسیج می‌کند؛ کارزاری که در آن ونس بتواند با نمایش آشکار ایمان شخصی خود، هم از ترامپ و شاید حتی از مارکو روبیو، دیگر سیاستمدار کاتولیک جمهوری‌خواه، متمایز شود.

رشته اصلی کتاب، روایت تغییر مذهب ونس است.

او داستان فاصله گرفتنش از ایمان مسیحی مادربزرگ مادری خود و سپس بازگشتش به مسیحیت از مسیر آیین کاتولیک را روایت می‌کند.

ونس این تجربه شخصی را به دعوتی عمومی تبدیل می‌کند و از جامعه آمریکا می‌خواهد به آنچه ریشه‌های مسیحی و ارزش‌های اخلاقی این کشور می‌داند، بازگردد.

ورود یک سیاستمدار نوظهور به عرصه سیاست با تاکید بر ایمان مسیحی، در سیاست معاصر آمریکا سابقه‌ای روشن دارد: باراک اوباما.

اوباما در کتاب «رویاهایی از پدرم» که در سال ۱۹۹۵ منتشر شد، در یکی از مهم‌ترین بخش‌های کتاب، حضور خود در کلیسایی در جنوب شیکاگو را توصیف می‌کند؛ جایی که تحت تاثیر موعظه کشیش جرمایا رایت درباره «جسارت امید» اشک می‌ریزد؛ عبارتی که بعدها عنوان کتاب دوران مبارزات انتخاباتی ریاست‌جمهوری او شد، هرچند او بعدها پس از جنجال‌هایی که اظهارات کشیش رایت به وجود آورد، آن کلیسا را ترک کرد.

البته مسیرهای ایمانی این دو نفر کاملا متفاوت است.

جست‌وجوی اوباما برای یافتن «معنایی کاربردی برای زندگی به عنوان یک آمریکایی سیاه‌پوست» از دل کلیسای سیاه‌پوستان آمریکا شکل گرفت؛ نهادی که در روایت ونس از ریشه‌های مسیحی آمریکا، تقریبا هیچ جایگاهی ندارد.

اما ونس، همانند اوباما، از پذیرش شخصی ایمان مذهبی استفاده می‌کند تا روایت خود به عنوان فردی برخاسته از حاشیه جامعه را به داستانی بزرگ‌تر درباره هدف و سرنوشت آمریکا پیوند بزند.

هرچند بخشی از کتاب به موضوعاتی مانند اخلاق جنسی اختصاص یافته؛ مسائلی که معمولا سیاستمداران مسیحی درباره آن‌ها سخن می‌گویند، اما ونس تاکید بیشتری بر فلسفه و الهیات دارد.

صفحات مربوط به این مباحث، مجموعه‌ای از مشهورترین اندیشه‌های محافظه‌کاران مسیحی را در بر می‌گیرد و جهانی را ترسیم می‌کند که فاصله زیادی با ترامپیسم دارد.

دو ستون اصلی اندیشه محافظه‌کار مسیحی در کتاب حضور دارند: سی. اس. لوئیس، که ونس می‌گوید «مجموعه آثارش» ــ شامل چندین ده کتاب ــ را بارها خوانده است، و جی. کی. چسترتون، که نگاهش به انسان به عنوان موجودی که هم فرشته است و هم حیوان، به گفته ونس، «همان زمان درست به نظر می‌رسید و هنوز هم درست به نظر می‌رسد.»

در کنار آن‌ها، از ایوب، آگوستین، توماس آکویناس، شرط‌بندی معروف پاسکال و همچنین دعای کاتولیکی قرن نوزدهم خطاب به میکاییل فرشته مقرب نیز یاد می‌شود؛ دعایی که می‌گوید: «در نبرد از ما دفاع کن و ما را در برابر شرارت‌ها و دام‌های شیطان محافظت کن.»

این دعا در اپلیکیشن دعا و نیایش کاتولیکی Hallow نیز وجود دارد؛ برنامه‌ای که میان کاتولیک‌های سنت‌گرا محبوب است و ونس در سال ۲۰۲۰ از طریق شرکت سرمایه‌گذاری Narya Capital، که خود از بنیانگذاران آن بود و با سرمایه افرادی از جمله پیتر تیل راه‌اندازی شد، در آن سرمایه‌گذاری کرده بود.

در چندین بخش، روایت تغییر مذهب ونس کاملا با گرایش‌های روز در میان محافظه‌کاران کاتولیک همخوانی دارد.

او آموزش‌های اولیه خود درباره کاتولیسیسم را نزد راهبان فرقه دومینیکن گذراند؛ همان فرقه‌ای که در سال‌های اخیر به دلیل شکل‌گیری فرهنگ موسوم به «تئو-برو» یا «الهیات برای جوانان محافظه‌کار» در یکی از کلیساهای گرینویچ ویلیج نیویورک مورد توجه قرار گرفته است.

این برنامه‌ها حول مراسم عشای ربانی عصرهای یکشنبه شکل گرفته‌اند؛ مراسمی که حدود ۸۵۰ نفر، عمدتا جوانان خوش‌پوش و فعال در شبکه‌های اجتماعی، در آن شرکت می‌کنند و پس از پایان مراسم نیز در زیرزمین کلیسا در گردهمایی‌ای با عنوان In Vino Veritas («حقیقت در شراب است») حضور می‌یابند.

ونس همچنین از تجربه‌ای سخن می‌گوید که نخستین بار، آوریل سال گذشته، هنگام بازدید از کلیسای سن‌پیترو در واتیکان برایش رخ داد؛ لحظه‌ای که به گفته او، قدرت ماندگار مسیحیت را درک کرد.

او می‌نویسد: «اینجا در رم، همه چیز روشن بود؛ سزار مرده بود، اما مسیح همچنان زنده بود.»

نویسنده مقاله معتقد است این روایت، شباهت زیادی به سخنان رابرت بارون، اسقف کاتولیکی دارد که از طریق ویدیوها و شبکه‌های اجتماعی به شهرت رسیده و از چهره‌های ثابت کاخ سفید در دوران ترامپ به شمار می‌رود.

بخش دیگری از کتاب به رابطه میان نرخ زاد و ولد در کشورهای صنعتی و میزان دینداری آن‌ها اختصاص دارد.

این بخش از اندیشه‌های نسل جدید کاتولیک‌های طرفدار افزایش جمعیت تاثیر گرفته است؛ گروهی که زوج‌های متاهل در کشورهای غربی را به داشتن فرزندان بیشتر تشویق می‌کنند تا، از جمله، رشد جمعیتی کشورهای جنوب جهان را جبران کنند.

ونس همچنین از راد درهر، نویسنده محافظه‌کار کتاب «گزینه بندیکت»، یاد می‌کند؛ کتابی که بحث‌های فراوانی برانگیخت و استدلال می‌کند مسیحیان برای حفظ هویت خود باید در دل جوامع سکولار و مرفه، خرده‌فرهنگ‌های متمایزی ایجاد کنند.

درهر نخستین نویسنده‌ای بود که در سال ۲۰۱۹، در گفت‌وگویی اینترنتی، خبر تغییر مذهب ونس به کاتولیسیسم را منتشر کرد.

نکته جالب آنکه ونس حتی به «رروم نوواروم» نیز اشاره می‌کند؛ فرمان پاپی که در سال ۱۸۹۱ از سوی پاپ لئو سیزدهم صادر شد.

این سند در واکنش به دگرگونی‌های ناشی از سرمایه‌داری صنعتی نوشته شد و هم کاتولیک‌های مترقی و هم محافظه‌کار، آن را مبنای دیدگاه‌های خود می‌دانند.

کاتولیک‌های مترقی بر تاکید این فرمان بر کرامت کار و کارگران و همچنین ضرورت دخالت دولت برای تنظیم شرایط کاری تاکید می‌کنند.

اما ونس، که می‌گوید این متن را زمانی خوانده که هنوز تنها به مسیحیت علاقه‌مند شده بود، برداشت محافظه‌کارانه از آن را می‌پذیرد.

او بر نقش آنچه «نهادهای واسطه» می‌نامد تاکید می‌کند؛ نهادهایی که به مردم کمک می‌کنند به یکدیگر یاری برسانند و به اعتقاد او، دولت باید از آن‌ها حمایت کند، نه اینکه جایگزینشان شود یا آن‌ها را تحت کنترل بگیرد.

ونس می‌نویسد: «این ایده که همه ما در لایه‌های مختلفی از خانواده، جامعه محلی و دیگر نهادها زندگی می‌کنیم و در نهایت به ملت می‌رسیم، اصل "تبعیت" یا Subsidiarity نام دارد. این اصل می‌پذیرد که هر یک از این لایه‌های زندگی به دیگری وابسته است. اگر دستمزد مناسبی نداشته باشید و از سوی دوستان، جامعه و کلیسا حمایت نشوید، بسیار دشوار است که بتوانید پدر خوبی برای خانواده‌تان باشید.»

او پس از توضیح این فرمان پاپی می‌نویسد: «این نگاه، بیش از هر نظریه دیگری درباره ماهیت انسان، برایم درست به نظر می‌رسید.»

پاپ لئو چهاردهم، پاپ کنونی، «رروم نوواروم» را به یکی از اسناد محوری دوران پاپی خود تبدیل کرده است و بخشی از کتاب «عشای ربانی» که به این فرمان پاپی می‌پردازد، چنان به نظر می‌رسد که گویی با در نظر داشتن او نوشته شده است.

با این حال، ونس، با وجود آنکه خود را کاتولیکی معتقد می‌داند، رابطه‌ای پرتنش با واتیکان داشته است.

دهم آوریل، بیش از یک ماه پس از آغاز جنگ ایران، پاپ لئو در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «شاگرد مسیح، شاهزاده صلح، هرگز در کنار کسانی قرار نمی‌گیرد که زمانی شمشیر به دست داشتند و امروز بمب فرومی‌اندازند.»

دو روز بعد، دونالد ترامپ در شبکه‌های اجتماعی به پاپ حمله کرد و او را «در زمینه جرم و جنایت ضعیف و در سیاست خارجی افتضاح» خواند.

سپس ونس در نشستی که از سوی سازمان Turning Point USA در ایالت جورجیا برگزار شده بود، تلویحا گفت دیدگاه پاپ «بر حقیقت استوار نیست» و افزود: «فکر می‌کنم بسیار مهم است که پاپ هنگام اظهارنظر درباره مسائل الهیاتی، احتیاط کند.»

این سخنان یادآور جنجالی بود که سال گذشته ونس با انتقاد از اسقف‌های کاتولیک آمریکا به دلیل حمایتشان از مهاجران به وجود آورد؛ انتقادهایی که بسیاری آن را با پاسخ غیرمستقیم پاپ فرانسیس، در قالب نامه‌ای خطاب به اسقف‌های آمریکا، مرتبط دانستند.

هر بار که معاون رییس‌جمهور آمریکا با یکی از پاپ‌ها درگیر شده، به نوشته نویسنده، چهره فردی متکبر از خود نشان داده که اعتماد به نفسش را با خرد اشتباه گرفته است.

این رفتار حتی میان کاتولیک‌های جمهوری‌خواه نیز کمکی به محبوبیت او نکرده است؛ گروهی که بر اساس نظرسنجی اخیر مرکز پژوهشی پیو، پاپ لئو را اندکی بیشتر از پاپ فرانسیس می‌پسندند.

از سوی دیگر، چنین رفتارهایی برای کارزار احتمالی ریاست‌جمهوری او نیز چندان سودمند به نظر نمی‌رسد؛ هرچند همین پوشش رسانه‌ای، حتی اگر منفی باشد، باعث شده ونس در جایگاهی هم‌تراز با پاپ قرار گیرد؛ گویی یکی از رهبران جهان در حال خطاب قرار دادن رهبر دیگری است.

با این حال، دست‌کم در شرایط کنونی و با انتشار این کتاب، به نظر می‌رسد ونس تلاش می‌کند راه آشتی با پاپ لئو را باز نگه دارد؛ شاید از طریق دیداری شخصی در واتیکان که بتواند تصویری ماندگار و ارزشمند از نظر تبلیغاتی برای او فراهم کند.

اما چگونه ممکن است کسی که می‌خواهد فروتنی بیشتری به دست آورد، در عین حال دو پاپ را مورد سرزنش قرار دهد؟

و مهم‌تر از آن، چگونه کسی که مدعی است به آنچه ونس باور دارد ایمان دارد و در پی ساختن «فرهنگ فضیلت» است، می‌تواند در آنچه نویسنده «باتلاق اخلاقی کاخ سفید کنونی» می‌نامد، دوام بیاورد؟

راس داوتت، ستون‌نویس نیویورک‌تایمز، در یکی از پادکست‌های این روزنامه از ونس خواست درباره «سه حوزه‌ای که دولت عملا در آن‌ها رویکردی پسامسیحی داشته است» توضیح دهد.

ونس در پاسخ دچار تزلزل شد و پاسخی طولانی، پیچیده و شبیه استدلال‌های حقوقی ارائه داد؛ پاسخی که عملا جواب روشنی به پرسش نبود.

او گفت: «در برابر هر ویدیویی که بتوانید از من، رییس‌جمهور یا یکی از اعضای کابینه نشان دهید که از نظر شما غیرمسیحی حرفی زده یا کاری کرده‌ایم، من هم می‌توانم چند ویدیوی دیگر نشان بدهم که در آن کاری کاملا مسیحی انجام داده‌ایم یا حرفی کاملا مسیحی زده‌ایم.»

به نوشته نویسنده، ونس در کتاب «عشای ربانی» نیز پاسخ قانع‌کننده‌ای به این پرسش نمی‌دهد که چگونه یک «مسیحی معتقد» می‌تواند ارزش‌های خود را با ارزش‌های ترامپ سازگار کند؛ احتمالا به این دلیل ساده که اساسا پاسخ قانع‌کننده‌ای برای این پرسش وجود ندارد.

شاید به همین دلیل است که ونس بخش بزرگی از کتاب را به سال‌های پیش از پیوستن به دولت ترامپ اختصاص داده است.

کتاب این تصور را ایجاد می‌کند که او از هم‌اکنون نگاهش را به دوران پس از ترامپ دوخته است؛ حتی شاید از همان ابتدا چنین قصدی داشته است.

اما آزمون‌هایی مانند ماموریت دیپلماتیک دقیقه آخری او به سوییس نشان می‌دهد که رییس‌جمهور مصمم است اطمینان حاصل کند ونس، هر اندازه هم که سودای «ملکوت آسمان» را در سر داشته باشد، پیش از هر چیز در خدمت دونالد ترامپ باقی بماند. ♦

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: