آخرین‌ها:

‏مسیح علی‌نژاد به ترامپ؛ ‏«ما با گورستان‌ها تنها می‌مانیم»، این هزینه بی‌عملی در قبال جمهوری اسلامی است

مسیح علی‌نژاد، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی در یادداشتی در روزنامه نیویورک‌تایمز درباره سرکوب گسترده معترضان در ایران و وعده دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا برای حمایت از معترضان نوشت:
تصویر ‏مسیح علی‌نژاد به ترامپ؛ ‏«ما با گورستان‌ها تنها می‌مانیم»، این هزینه بی‌عملی در قبال جمهوری اسلامی است

‏دیپلمات‌ها اغلب زمانی که غیرنظامیان در خیابان‌ها به گلوله بسته می‌شوند، سراغ عبارت محبوب خود می‌روند: «ما در حال رصد اوضاع هستیم.» من مشابه همین کلمات را اوایل این ماه، زمانی که از سوی هیئت نمایندگی ایالات متحده در سازمان ملل برای ارائه توضیحات به شورای امنیت درباره سرکوب معترضان در ایران دعوت شده بودم، شنیدم.

‏دیپلمات‌های حاضر در جلسه گفتند: «ما نظاره‌گر هستیم. ما نگرانیم. ما محکوم می‌کنیم.» این جملات شبیه به یک آیین تکراری به نظر می‌رسید: مشاهده کن، ابراز تأسف کن و بگذر.

‏حاکمان ایران این آیین را بهتر از هر کس دیگری می‌شناسند؛ در تاریخ ۸ ژانویه ۲۰۲۶ (۱۸ دی ۱۴۰۴)، جمهوری اسلامی در مواجهه با اعتراضات سراسری، قطعی تقریباً کامل ارتباطات را اعمال کرد، در حالی که نیروهای امنیتی حمله‌ای نظامی‌وار را علیه معترضان غیرمسلح در ده‌ها شهر آغاز کردند.

اکنون که بخشی از خدمات اینترنت بازگشته است، جهان می‌تواند شاهد باشد که رژیم ایران چگونه به غیرنظامیان خود حمله کرد، گویی آن‌ها جنگجویان دشمن بودند.

رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای، اذعان کرده است که «چندین هزار» نفر کشته شده‌اند. روایت‌های مستقل حاکی از آن است که آمار بسیار بالاتر است. برخی گزارش‌ها می‌گویند این تعداد می‌تواند تا ۱۶,۵۰۰ نفر باشد؛ فعالان داخل ایران از عدد ۲۰,۰۰۰ نفر صحبت می‌کنند.

من در تماس دائم با ایرانیان داخل کشور هستم و آنچه از فعالانی که شاهد کشتارها بوده‌اند و مادرانی که اکنون در سوگ فرزندانشان نشسته‌اند می‌شنوم، این است که ما نیاز داریم جهان دست به کار شود.

مقامات ایرانی سه بار مأموران ترور فرستادند تا مرا در خاک آمریکا به قتل برسانند. من تنها با هوشیاری نهادهای مجری قانون آمریکا نجات یافتم. رویای من و رویای میلیون‌ها هموطنم این است که ببینیم آقای خامنه‌ای پاسخگو شده و به جرم کشتار این تعداد از ایرانیان محاکمه می‌شود.

اوایل این ماه، پرزیدنت ترامپ بارها رهبران جمهوری اسلامی را تهدید کرد و گفت که اگر آن‌ها علیه معترضان از زور استفاده کنند، ایالات متحده «کاملاً آماده شلیک» (Locked and loaded) است و اگر کشتار ادامه یابد، به «نجات» معترضان خواهد آمد. او ایرانیان را تشویق کرد که اعتراضات گسترده خود را تشدید کنند و نوشت: «کمک در راه است.»

آن کمک هرگز نرسید و بسیاری از معترضان اکنون احساس می‌کنند به آن‌ها خیانت شده است. با این حال، ناوگروه ضربت یو‌اس‌اس آبراهام لینکلن اخیراً وارد خاورمیانه شده است. آقای ترامپ نگفته است که اکنون که این ناو آنجاست چه برنامه‌ای دارد، اما حضور آن گزینه وارد کردن ضربه‌ای علیه سرکوبگری حکومت را به او می‌دهد.

من طراح نظامی نیستم، اما روشن است که حملات به زیرساخت‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی بسیج تحت کنترل آن، به ماشین سرکوب اعتراضات جمهوری اسلامی آسیب خواهد زد. هدف باید مختل کردن توانایی رژیم برای شلیک، زندانی کردن و ایجاد وحشت باشد. چنین حمله‌ای همچنین می‌تواند نیروهای امنیتیِ مردد را تشویق کند که اگر به معترضان نمی‌پیوندند، دست‌کم عقب بکشند.

اروپایی‌ها باید سپاه پاسداران را در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار دهند؛ کاری که با وجود کوهی از شواهد درباره خشونت‌های ارتکابی این نهاد، هنوز انجام نداده‌اند. در عین حال، آن‌ها باید دیپلمات‌های ایرانی را اخراج کرده و کنسولگری‌های این کشور را تعطیل کنند.

در کنار ابراز نگرانی‌های استانداردی که در سازمان ملل شنیدم، با تشدید سرکوب‌ها در این ماه، دولت‌های غربی به هشدار آشنای دیگری متوسل شدند: «ما نمی‌توانیم مداخله کنیم.» کارشناسان جنگ فاجعه‌بار عراق یا خشونت پرآشوب لیبی را یادآور می‌شوند و گفتگو همین‌جا به پایان می‌رسد.

هر دوی آن ماجراجویی‌های نظامی زخم‌هایی واقعی هستند. بدبینان به اقدام نظامی در ایران ممکن است استدلال کنند که ایالات متحده با حمله، حاکمیت ملی ایران را نقض خواهد کرد و این ممکن است باعث ایجاد اثر «اتحاد دور پرچم» (همبستگی ملی در برابر دشمن خارجی) شود. اما حاکمیت ملی از اراده مردم ناشی می‌شود و رژیمی که هزاران نفر از شهروندان خود را به رگبار می‌بندد، مشروعیتش را از دست داده است.

در جریان اعتراضات اخیر، ایرانیان پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند و در عوض پرچم شیر و خورشید پیش از انقلاب را به اهتزاز درآوردند؛ نشانه‌ای که می‌گوید حملات محدود ممکن است لزوماً احساسات ضدآمریکایی گسترده‌ای را شعله‌ور نکند.

اغلب اوقات، استدلال درباره خطرات مداخله، بیش از آنکه ناشی از احتیاط باشد، ناشی از فلج شدگی است.

این مقاله روز ۲۷ ژانویه ۲۰۲۷ با تیتر اصلی «The Cost of Inaction Over Iran: ‘We Are Left With Graveyards’» در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است.

لینک کوتاه
اشتراک گذاری: