در گزارش آدینا رنر، اگنس چانگ و ساموئل گرنادوس که روز ۲۴ مارس ۲۰۲۶ در نیویورکتایمز منتشر شده، آمده است؛
صدها نفتکش در دو سوی تنگه هرمز متوقف ماندهاند. ایران در واکنش به حملات ایالات متحده و اسرائیل، عملا این آبراه را محاصره کرده است.
در حالی که افزایش شدید قیمت نفت اقتصاد جهانی را متلاطم کرده، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، وعده داده مسیر کشتیرانی را «به هر شکل ممکن» بازگشایی کند. اما کارشناسان هشدار میدهند که بدون توافق با ایران یا ورود به یک اشغال نظامی طولانی و پرخطر، بازگرداندن کامل تردد در تنگه دشوار خواهد بود.
در ادامه دلایل این موضوع آمده است.
جغرافیا، خود یک راهبرد است
تنگه هرمز باریک و کمعمق است و کشتیها را وادار میکند در فاصلهای چند مایلی از سواحل کوهستانی ایران حرکت کنند؛ جغرافیایی که برای جنگ نامتقارن مناسب است، جایی که ایران از سلاحهایی کوچک، پراکنده و دشوار برای نابودی کامل استفاده میکند.
کیتلین تالمج، استاد موسسه فناوری ماساچوست که در زمینه امنیت خلیج فارس پژوهش میکند، گفت: «ایرانیها بسیار درباره اینکه چگونه از جغرافیا به نفع خود استفاده کنند، فکر کردهاند.»
کوچک بودن این تسلیحات به ایران اجازه میدهد آنها را در صخرهها، غارها و تونلها پنهان و سپس از فاصله نزدیک در امتداد ساحل به کار گیرد.
جنیفر پارکر، افسر پیشین نیروی دریایی و پژوهشگر کالج امنیت ملی دانشگاه ملی استرالیا، گفت: «نزدیکی ایران و عرض کم تنگه همان چیزی است که کار را بسیار دشوار میکند.»
او افزود کشتیای که در این آبراه هدف قرار گیرد، زمان زیادی برای واکنش ندارد: «از لحظه شناسایی تهدید، زمان بسیار محدودی دارید. برای پاسخ دادن و انهدام موشک یا پهپاد، بسته به سرعت آن، ممکن است فقط چند دقیقه فرصت باشد.»
آتش پنهان
ترامپ پیامهای متفاوتی درباره نحوه بازگشایی تنگه داده و حتی پیشنهاد کرده بود که میتواند کنترل مشترک آن را با رهبر جمهوری اسلامی بر عهده گیرد. اما بیشتر گزینههای مورد بررسی آمریکا ماهیت نظامی دارند.
گام نخست برای بازگشایی نظامی، تلاش برای سلب توان ایران در حمله به کشتیهاست. از آغاز جنگ در اواخر فوریه، به گفته شرکت دادههای دریایی کلپر، تا ۱۷ کشتی هدف قرار گرفتهاند.
با وجود هزاران حمله آمریکا و اسرائیل به سایتهای نظامی ایران، تهدید بهطور کامل متوقف نشده است. یافتن و نابودی همه محلهای ذخیره یا استقرار تسلیحات ایران ممکن است امکانپذیر نباشد.
سکوهای پرتاب موشکهای کروز ضدکشتی، از جمله سامانههای متحرک، در امتداد ساحل پراکندهاند. پهپادها میتوانند از صدها مایل دورتر پرتاب شوند. ایران میتواند با شناورهای کوچک به صورت گروهی به کشتیها حمله کند یا بدون شناسایی، مین دریایی کار بگذارد. همچنین سایتهای زیرزمینی در اختیار دارد.
مارک اف کنسیان، مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی و سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی، گفت: «آنها مکانهای زیادی برای استقرار سامانههای موشکی دارند و چون این سامانهها متحرکاند، یافتن و هدف قرار دادنشان دشوار است.»
ترامپ خواستار اسکورت دریایی نفتکشهای تجاری شده است. کنسیان گفت این اقدام یک عملیات بزرگ نظامی خواهد بود: «کشتیها نفتکشها را همراهی میکنند، مینروبها برای پاکسازی مینها به کار گرفته میشوند و هواپیماها برای رهگیری پهپادها و هدف قرار دادن سامانههای موشکی ساحلی در آسمان حضور خواهند داشت.»
اما اعزام ناوهای جنگی برای مقابله با پهپادها و موشکها نیز خطرهای خاص خود را دارد.
یوجین گلز، استاد علوم سیاسی دانشگاه نوتردام، گفت: «سامانههای دفاعی ناوشکنها برای نبرد نزدیک در تنگه طراحی نشدهاند. هر بخش از ناوشکن در برابر حمله آسیبپذیر است.»
بسیاری از کارشناسان معتقدند مینهای دریایی بزرگترین تهدید باشند. جاناتان شرودن، کارشناس جنگهای نامتقارن در موسسه پژوهشی سیانای، گفت: «اگر تهدید جدی و معتبری درباره وجود مین در آب وجود داشته باشد، شرایط کاملا تغییر میکند. هیچ نیروی دریایی حاضر نیست ناوهای اصلی خود را وارد آبراهی کند که ممکن است مینگذاری شده باشد.»
عملیات پاکسازی مین ممکن است هفتهها طول بکشد و ملوانان آمریکایی را مستقیما در معرض خطر قرار دهد. تیمهای کندرو به پوشش هوایی و حفاظت نیاز خواهند داشت.
خطرهای زمینی
تفنگداران دریایی آمریکا در حال اعزام به منطقهاند و کارشناسان میگویند پنتاگون ممکن است از آنها برای عملیات زمینی محدود، حملات هدفمند یا استقرار سامانههای دفاع هوایی برای حفاظت از کاروانها استفاده کند.
با توجه به گستردگی نیروهای زمینی ایران، احتمال دارد این عملیات به تصرف جزایر داخل تنگه محدود شود و تلاشی برای ورود به خاک اصلی ایران صورت نگیرد.
حتی در این صورت نیز خطر تلفات ممکن است ترامپ را از این گزینه بازدارد. پارکر گفت: «اگر نیروهای زمینی کشته یا اسیر شوند، معادلات کاملا تغییر میکند.»
محدودیت موفقیت
حتی با یک عملیات گسترده نظامی، تنها یک حمله کافی است تا اعتماد دوباره از بین برود.
در حال حاضر بیشتر شرکتهای کشتیرانی حاضر به عبور از تنگه نیستند. به گفته اساندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس، نزدیک به ۵۰۰ نفتکش در خلیج فارس در غرب تنگه حضور دارند که اغلب آنها متوقفاند.
برای بازگشت این کشتیها به حمل نفت، مالکان و شرکتهای بیمه باید متقاعد شوند که اسکورت نظامی حفاظت کافی فراهم میکند.
حتی با حضور کاروانهای دفاعی بزرگ، اسکورت نظامی فقط میتواند همزمان تعداد محدودی کشتی را همراهی کند. در فوریه، پیش از جنگ، روزانه حدود ۸۰ نفتکش نفت و گاز از تنگه عبور میکردند.
کوین رولندز، کارشناس دریایی موسسه سلطنتی خدمات متحد در لندن، گفت: «نکته مهم این است که شرکتهای کشتیرانی و بازارهای بیمه قانع شوند ریسک آنقدر پایین است که عبور از تنگه ارزش داشته باشد.»
چنین عملیات گستردهای میتواند منابع نظامی آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد و نیروهای ارزشمند را از کارزار هوایی آمریکا و اسرائیل یا حفاظت از سایر نیروها در منطقه منحرف کند.
از آنجا که ایران در خلیج فارس و دریای عمان نیز به کشتیها حمله کرده است، حتی پس از عبور از تنگه نیز کشتیها به حفاظت نیاز خواهند داشت.
تالمج گفت: «تا زمانی که تهدیدی هرچند باقیمانده از سوی ایران علیه تنگه وجود داشته باشد، بر تردد تاثیر خواهد گذاشت. برای بازگشت کامل به وضعیت عادی، به یک راهحل دیپلماتیک و سیاسی نیاز است.»